در فرهنگ غنی اسلام مشورت و مشارکت جایگاهی بس رفیع دارد.در نظام اسلامی مشارکت مردم یکی از ارکان بقای آن نظام بوده و بزرگترین پشتوانه به حساب می آید.در قرآن کریم موضوع شور و مشورت در آیات متعددی آمده است.خداوند منان درسوره آل عمران آیه 159می فرمایند “وشاورهم فی الامر“ ای پیامبر در کارها با آنها مشورت کن.همچنین در سوره شوری آیه 38      می فرمایند: ”...واقاموالصلاه و امرهم شوری بینهم“ مومنان کسانی هستند که نماز را برپا می دارند و در کارها با یکدیگر مشورت می کنند.خداوند با نزول این آیات روش پیغمبر خود را که مشورت بود،امضاء کرده است چون خود پیغمبر نیز قبلا دارای همین روش بوده است و ما می دانیم که او قبل از جنگ احد جلسه مشاوره نظامی تشکیل داده بود و این جملات فقط برای این است که روش پیغمبر را امضا کرده وبگوید که اصولا پیغمبر جز بر طبق امر الهی قدم برنمی دارد و روش متین او مورد تصویب و رضای الهی است(علامه طباطبایی،1372: 99 ).در سوره نحل آیه سی و دوم زمانی که بلقیس از وزرا و درباریان خود کسب نظر و رای می کند،موضوع اظهارنظر ومشورت مطرح  می باشد.بلقیس گفت:ای وزرا و درباریان من تاکنون بدون مشورت شما تصمیم نگرفته ام. رای بدهید چه باید کرد؟جواب دادند که ما ضعیف نیستیم ونیروی کافی داریم که اگر لازم باشد مقاومت کنیم ودرعین حال امر واختیار باخودتان است هرتصمیمی بگیریداجرا خواهیم کرد (صبری ،1362: 100).در آیات دیگری همکاری مومنان در کنار یاری خداوند قرار گرفته است(انفاق،62). خداوند متعال در آیه2 سوره مائده مسیر وجهت همکاری و تعاون را مشخص نموده و می فرمایند: ((و تعاونوا علی البر و التقوی ولاتعاونوا علی الاثم و العدوان واتقوالله ان الله شدید العقاب)) در نیکی و پارسایی با هم همیاری نمائید،نه در گناه وستم کاری و از خدا بترسید که عذاب خدا بسیارسخت است.در قلمرو قرآن  کریم وقتی از مردم دعوت به صدقه دادن،جهاد کردن،امر به معروف و نهی از منکر نمودن می کند،مصادیق بارز مشارکت را اعلان می دارد.گاهی نیز مشارکت در برخی شرایط برای افراد وظیفه شناخته شده است(توبه،93).

   علاوه بر دستور صریحی که قرآن در این زمینه داده وهمگان را به شورا دعوت کرده،زندگی شخص پیامبر(ص) وائمه هدی(س) نشان می دهد که حتی با داشتن علم سرشار الهی وتحصیل در مکتب"وعلمک ما لم تکن تعلم"هرگز کارهای مهم را بی مشورت اصحاب ویاران خود انجام    نمی دادند،حتی گاه که نتیجه شورا با نظر خودشان مخالف بود،نظر خود را کنار می گذاشته و به مشورت عمل می کردند تا قدوه واسوه ای باشند برای هر زمان.رسول اکرم (ص) می فرمایند: خداوند و پیامبرش از مشورت نمودن بی نیازند ولیکن خدا آن را وسیله رحمت برای امت من قرار داد،زیرا کسی که به  شور نشیند،به رشد وسعادت برسد و هر که آن را ترک کند،گمراه گردد. (مکارم شیرازی،1367: 52-51).در مراحل سیاستگزاری نظام اسلامی به تصمیم گیری و توکل به عقل فردی در هر درجه و مرتبه ای از علو تعالی باشد اکتفا نشده چرا که می بینیم پیامبر اسلام با نبوغ ذاتی و درایت و هوش فوق العاده ای که داشتند علاوه بر تاثیرات وحی از اندیشه ای ژرف و تابناک برخوردار بودند،با این وصف به اندیشه دیگران و یاری گرفتن از آن بسیار اهتمام می ورزیدند و درموارد بسیاری با اصحاب خود به مشورت می نشستند و در جنگ احد و احزاب طبق نقل ابن هشام در اصل ونحوه مبارزه وجنگ مشورت فرمودند (قاضی،1375 : 40-39 ).

   مولای متقیان حضرت علی (ع) که دستور آن حضرت به مالک اشتر زیربنای مدیریت اسلامی است،در مورد مشورت می فرمایند:"شاور قبل ان تعزم و فکر قبل ان تقدم"،قبل از تصمیم مشورت کن وپیش از اقدام فکر کن.جالبترین تعبیر درباره مشورت در کلام امیرمومنان علی (ع)وارد شده، آنجا که می فرماید:“لاظهیر کالمشاوره والاستشاره عین الهدایه“هیچ پشتیبانی همچون مشورت نیست.ومشورت عین هدایت است.و در جای دیگر می فرماید:“وفی التجارب علم مستانف“ تجربیات علم و دانش جدیدی است.اما با تمام اهمیتی که مشورت دارد،باید توجه دقیق به شرایط آن داشت،زیرا هرکس را به عنوان مشاور،به ویژه در کارهای مهم وسنگین،نمی توان انتخاب کرد که مشورت با کسانی که واجد شرایط نیستند نتیجه معکوس می بخشد،وانسان را در تصمیم گیریها ضعیف و ناتوان و گمراه می سازد.امام صادق(ع) در این باره می فرمایند:شورا شرایط و ابعادی دارد،کسی که به آن آگاه باشد،نتیجه می گیرد وگرنه زیان آن بر مشورت کننده از سود آن بیشتر است:

     نخست اینکه طرف مشورت باید فردی صاحب عقل و خردباشد.

     دوم اینکه انسان آزاده و با ایمانی باشد.

    سوم اینکه دوست و دلسوز و علاقمند باشد.

     چهارم اینکه آنچنان باش که اگر او را از راز وسر خود آگاه  کردی،درکتمان آن نهایت دقت را به خرج دهد.با این شرایط نتیجه خواهی گرفت،زیرا وقتی عاقل وخردمند باشد،از نظراتش بهره خواهی گرفت وهنگامی که آزاده وبا ایمان باشد،نهایت تلاش را در نصح وخیرخواهی انجام      می دهد،و هرگاه دوست ودلسوز باشد اسرار تو را پس از آگاهی،کتمان می کند و آنگاه که او را از اسرارت آگاه کردی و به تمام جوانب امور همچون خودت آگاهی یافت،مشورت به حدکمال     می رسد وخیرخواهی در سرحد اعلاء (مکارم شیرازی،1367: 52-51).

   علی(ع) مشورت با چند گروه را ممنوع ساخته ودر فرمان به مالک اشتر تاکید می فرمایند:هرگز بخیل را در مشورت خود دخالت مده،که تو را از نیکوکاری منصرف کرده و از فقر می ترساند.و نیز با افراد ترسو و بزدل مشورت نکن که روحیه تو را تضعیف کرده و از تصمیم گیری قاطع باز می دارند.و همچنین حریص را به مشاوره مگیر که حرص و ستم را در نظر تو زینت می بخشد. زیرا بخل و ترس وحرص تمایلات مختلفی هستند که جامع آنها سوءظن به خدا است.(نهج البلاغه،نامه 51)علی (ع) در کلام دیگری می فرمایند: با کذاب و دروغگو مشورت منما.زیرا که او چون سراب بوده،دور را در نظر تو نزدیک و نزدیک را دور می نمایاند.امام صادق(ع) نیز به چهار شرط دیگر اشاره کرده و می فرمایند: با آدم مستبد وخودرای،سست خرد،کسی که پیوسته رنگ عوض می کند وبا افراد لجوج هرگز مشورت نکن.به این ترتیب،مشاوران باید از میان افراد آگاه، شجاع،باایمان و دورنگر انتخاب شوند.(مکارم شیرازی،1367: 53).