مشارکت کارکنان در تصمیم گیریها سبب می شود تا آنان خود را به سازمان نزدیکتر احساس نموده واحساس تعلق و وفاداری بیشتری نسبت به سازمان داشته باشند.طوسی معتقد است که: مشارکت انگیزش را نیرومند می سازد.زیرا کارکنان احساس می کنند مورد پذیرش بیشتر سازمان هستند و در کارهای آن درگیر هستند.از این راه احساس احترام به خود،خشنودی شغلی وهمکاری با مدیریت می تواند بهبود یابد.او معتقد است که پیامدهای مشارکت اغلب در کاهش تعارض و فشارعصبی،در تعهد ودلبستگی بیشتر به هدفها وپذیرش بهتر از دگرگونیها پدیدارمی شوند.کارکنان از رها کردن کار وغیبت در کار خودداری می کنند؛زیرا احساس می کنند که جای برازنده وخوبی برای کار دارند و درکار خویش با کامیابی بیشتر رویارو هستند(طوسی،1272: 61) هنگامی که يک مدير،زيردستان شايسته ای دارد،مشارکت نوعی تدبير سودمند برای افزايش معلومات مدير به شمار می آيد و بدين وسيله کيفيت تصميم گيری بهبود پيدا می کند.و با گرفتن اطلاعات از زيردستان می توان به تصميم گيری بهتری دست يافت(ستيرز،1372: 209).ترديدی نمی توان داشت که با مشارکت افراد در تصميم گيريها،انگيزش لازم در آنان پديد می آيد.همچنين اشتراک مساعی در کارها،وسيله ای است برای شناخت کارکنان که نياز به پذيرش توسط ديگران (نياز به وابستگی اجتماعی) و کاميابی در کار را برای آنان برآورده می سازد(کونتز و اودانل، 1370: 255).
شواهدی که از تصمیم گیری مشارکتی بدست آمده،نشان می دهدکه یک تصمیم موثر از اختلاف و تضاد بدست می آید.درتصمیم گیری مشارکتی فرصت زیادی برای تاکید روی اختلافات و موارد توافق وجود دارد.تحقیقات نشان می دهند که تعامل بیشتر در اعمال مشارکتی اتفاق می افتد. یکپارچه کردن تفاوتها بیشتر از طریق هماهنگی و همکاری اعضای تشکیل دهنده حاصل می شود. تفاوتهای عقیدتی و آگاهی از تضادهای موجود نتایج بیشتری حاصل می نماید.در بیشتر موارد شدت تضاد ممکن است از قبل از مشارکت بیشتر نباشد.اما نکته مهم اینکه در تصمیم گیری مشارکتی حرکت تضاد از حالت پنهان به حالت آشکار می باشد(رابینز،1987: 342).
در رابطه با پیامدهای مشارکت می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
1- از نظر اقتصادی سبب افزایش کمّی و کیفی بهره وری در سازمان و محیط کار می شود.
2- از بعد اجتماعی با تقویت همکاری درطرفین،میزان برخوردها، تنشها ، تعارضات ومقاومت در برابر تغییر را کاهش می دهد.و فرایند تغییر را سرعت می بخشد.
3- از نظر روانی،با استقرارنظام مشارکت در مدیریت،ارزش عامل انسانی به رسمیت شناخته می شود و به جنبه انسانی کار توجه بیشتری می گردد و این امر موجب رضایت کارکنان می شود.
4- مشارکت اطلاعات بهتری را در باره خواسته ها و نیازهای مردم برای برنامه ریز فراهم می آورد.
5- وسیله ای برای درمان اجتماعی و مقابله با از خود بیگانگی خویش در تصمیمات است.
6- راهی برای قانونی کردن برنامه است.
7- موجب می شود تصمیمات دقیق تری گرفته شود.
8- وسیله ای برای تجهیز منابع است.
9- موجب هماهنگ سازی اهداف سازمانی بین مدیران، کارکنان و سازمانهای غیر رسمی می شود.