بررسی نیازهای آموزشی مدیران
بيان مسأله:
درك اهميت و ضرورت آموزش نيروي انساني هنگامي آشكار مي شود كه به اين حقيقت توجه داشته باشيم كه تحقق توسعه مستلزم پرورش نيروي انساني كيفي و با صلاحيت مي باشد و توسعه بدون داشتن انسانهاي توسعه يافته امري غير ممكن است . به همين دليل بررسي اجمالي وضعيت كشورهاي توسعه يافته نشان مي دهد كه كشورهاي صنعتي و فراصنعتي ، آموزش و پرورش نيروي انساني را سرلوحه اقدامات زيربنايي خود قرار داده اند و اين مهم را بر يك فلسفه اساسي توسعه و پرورش منابع انساني بنيان نهاده اند . برخي از صاحبنظران در اهميت آموزش مي گويند : «آموزش در حقيقت خود مديريت است .» (ابطحي ، 1373: 19) بدين معني كه بدون آموزش كاركنان پايه هاي مديريت هم متزلزل مي شود و به مخاطره مي افتد . آموزش كاركنان يك امر حياتي و اجتناب ناپذير است كه بايد بطور مستمر با مجموع فرآيندهاي مديريت مورد توجه قرار گيرد تا ساير فعاليتهاي مديريت بتواند مثمر ثمر واقع گردد ، اقدام به تربيت مديران آموزشي سالهاست كه در اغلب نظامهاي آموزشي مرسوم شده است ولي غالباً ديده مي شود كه خود اين اقدام هدف بوده نه بهبود بخشيدن كيفيت شرايط آموزشي و پرورشي . (علاقه بند 1376 : 19)
جان ديبولد در زمينه دانشهاي مورد نياز مديران معتقد است كه مديران نيازمند درك عميق علوم و تكنولوژي نو خواهند بود تا بتوانند بطور صحيح و قاطع اتخاذ تصميم نمايند . اولين نياز مديران آگاهي از علوم رفتاري و تغييرات آن است . انگيزش انسان ، ارضاي حس احترام در آنها ، خواستها ، نيازها ، اميال ، هدفها و مقاصد افراد انساني همه از موضوعاتي هستند كه مدير بايد از آنها آگاه باشد توماس مالكن طي يك بررسي پيرامون دانشهاي مورد نياز مديران مدارس پيشنهاد مي كند مديران مدارس براي كارآيي و اثر بخشي ، بايد توانايي حل مسئله و گستردگي ديد را بدست آورند . كه در اين راستا براي اداره مدارس نياز دارند ، دانشهاي مربوط به امور مالي مدرسه ، حقوق ، روابط اتحاديه هاي مرتبط با مدارس ، زمينه هاي اجتماعي نظام آموزشي ، تاريخ ، فلسفه و سياست را كسب كنند . با كسب اين دانشها مدير مدرسه قادر است ضمن حل مسائل مدرسه آنرا رهبري و هدايت كند .
موري سون و همكاران(1984) در چارچوب پروژه مديريت مدرسه ، زمينه هايي را كه مدير مدرسه لازمست در آنها شايستگي كسب نمايد را بدين شرح بيان نموده اند : پاسخگويي به تغيير اجتماعي ، ارزيابي فرآيندها و توليدات مدرسه ، مديريت و پيشبرد برنامه آموزش ، تصميم گيرهاي مؤثر ، آماده ساختن سازمان براي پاسخ مقتضي به تغيير و پيشبرد روابط انساني كارآمد و بالا بردن روحيه.
كنتز مهارت طراحي و گريفين مهارت تجزيه و تحليل و مهارت تشخيص و دانلي گپسون ، ايوانويچ مهارت كامپيوتري را براي مديريت ضروري شمرده اند . همچنين مهارتهاي ديگري همچون مهارت تصميم گيري ، برقراري روابط متقابل شخصي و هدفگذاري نيز براي مديران در انجام وظايف لازم شمرده شده اند .
رابرت كاتز (1374) معتقد است : براي اينكه مديران بتوانند از عهده وظايف مديريت برآمده و فعاليتهاي جمعي را در جهت اهداف از پيش تعيين شده هدايت كنند ، بايد داراي سه مهارت ادراكي8 ، انساني9 و فني10 باشند0 اهميت اين مهارتها متناسب با سطح سازماني افراد متفاوت مي باشد0 همچنانكه شخصي از سطوح پايين به سطوح بالاي سازمان ارتقاء مي يابد به نظر مي رسد كه براي اعمال مديريت اثر بخشي به مهارت فني كمتر ولي به مهارت ادراكي بيشتري نيازمند است0 سرپرستان در سطوح پايين تر به مهارت فني قابل ملاحظه اي نياز دارند0 در حالي كه ميزان مهارتهاي فني و ادراكي مورد نياز در سطوح مختلف مديريت متغير است ، شاخص مشتركي كه در همه سطوح اهميت دارد ، مهارت انساني است ( هرسي و بلانچارد ، 1365)
صفوي(1375) طي پژوهشي نشان داده است كه ميانگين درصد نياز مديران مدارس كشور 63 درصد است كه به طور نسبي حاكي از نياز شديد مديران به آموختن مواردي است كه در سياهه نيازهاي آنان آمده است . بيشترين نياز مديران در اين پژوهش راههاي آماده شدن براي تحولات قرن بيست و يكم و كمترين نياز تقسيم كار ميان همكاران اعلام شده است .
بررسي پيشينه تجربي نياز سنجي11 نشان مي دهد كه تا كنون كار جدي و مستقل براي سنجش نيازهاي مديران مدارس صورت نگرفته است . تحقيقات و بررسي هايي كه تا كنون انجام شده است، بعضاً بطور تلويحي و ناكامل به پاره اي نيازها اشاره مي كند كه چندان قابل تعميم نيستند 0
با عنايت به يافته هاي فوق مسأله اين پژوهش ، بررسي نيازهاي آموزشي مديران و معاونان مدارس دوره راهنمايي استان آذربايجان غربي جهت برنامه ريزي دوره هاي آموزشي كوتاه مدت و بلند مدت است . تا معلوم شود نيازهاي مديران و معاونان به آموزش و دانش افزايي از ديدگاه خودشان چيست؟ و آموزش چه مهارتهايي در اولويت قرار دارد ؟ و آيا اين اولويت مطابق با تئوري رابرت كاتز مي باشد يا نه ؟
اهداف پژوهش :
هدف كلي اين پژوهش عبارت است از :
الف) بررسي نيازهاي آموزشي مديران و معاونان مدارس راهنمايي استان آذربايجان غربي و ميزان انطباق آن با تئوري رابرت كاتز
ب) فراهم نمودن اطلاعات معتبر جهت برنامه ريزي دوره هاي آموزشي كوتاه مدت و بلند مدت براي مديران و معاونان
اهداف جزئي :
اهداف جزئي يا فرعي اين پژوهش عبارتند از :
þ بررسي ارتباط بين جنسيت با نيازهاي آموزشي مديران و معاونان
þ بررسي ارتباط بين مدرك تحصيلي و نيازهاي آموزشي مديران و معاونان
þ بررسي ارتباط بين رشتة تحصيلي و نيازهاي آموزشي مديران و معاونان
þ بررسي ارتباط بين سابقه خدمت و سابقه مديريت و نيازهاي آموزشي مديران و معاونان
þ بررسي ارتباط بين محل خدمت و نيازهاي آموزشي مديران و معاونان
سؤالهاي پژوهشي:
نيازهاي آموزشي مديران و معاونان مدارس راهنمايي تحصيلي از ديدگاه خود آنان چيست ؟
الف)نظر مديران و معاونان در مورد ميزان نيازشان به دانش و اطلاعات پيرامون مهارتهاي فني مديران چيست ؟
ب) نظر مديران و معاونان در مورد ميزان نيازشان به دانش و اطلاعات پيرامون مهارتهاي انساني مديران چيست ؟
ج) نظر مديران و معاونان در مورد ميزان نيازشان به دانش و اطلاعات پيرامون مهارتهاي ادراكي مديران چيست ؟
فرضيه هاي تحقيق :
1. بين جنسيت و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد .
2. بين محل خدمت و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد .
3. بين مدرك تحصيلي و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد .
4. بين رشته تحصيلي و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد .
5. بين سابقه خدمت و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد .
6. بين سابقه مديريت و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد .
روش تحقيق :
هدف اين پژوهش ، بررسي نيازهاي آموزشي مديران و معاونان دوره هاي راهنمايي تحصيلي جهت برنامه ريزي دوره هاي آموزشي كوتاه مدت و بلند مدت است0 پژوهشگر سعي دارد موقعيت را آنچنان كه هست بدون دخالت هيچگونه متغير اضافي مورد بررسي قرار دهد0 لذا اين پژوهش يك تحقيق توصيفي12 و از نوع پيمايشي13 است0 پيمايشهاي مدرسه اي معمولا مطالعات ارزشيابي14 هستند
برخي از متخصصان نيز نياز سنجي را در قلمرو ارزشيابي طبقه بندي مي كنند0 از اين نقطه نظر ، نياز سنجي فرآيند ارزيابي اوليه براي اجراي برنامه هاي آتي است از آنجائي كه پژوهش حاضر از نوع نياز سنجي است ، لذا يك تحقيق ارزشيابي به حساب مي آيد0
جامعه ونمونه آماري :
جامعه آماري اين پژوهش كليه مديران و معاونان مدارس دوره راهنمائي تحصيلي مناطق 24 گانه استان آذربايجانغربي در سال تحصيلي 81-1380 مي باشد0 از اين تعداد 660 نفر مدير و تعداد معاونان 903 نفر مي باشد0
حجم نمونه آماري با استفاده از فرمول برآورد حجم نونه كوكران 308 نفر محاسبه گرديده و به شيوه نمونه گيري تصادفي15 طبقه بندي به نسبت تعداد مديران و معاونان مدارس راهنمائي شهرستانها و مناطق منتخب از شمال ، جنوب و مركز استان ، به تفكيك جنسيت و محل خدمت از مناطق خوي ، چالدران ، پيرانشهر ، مياندوآب ، ناحيه دو اروميه و سيلوانا انتخاب شده است0
ابزار جمع آوري اطلاعات:
در اين پژوهش براي جمع آوري اطلاعات و كشف نظرات افراد مورد مطالعه از پرسشنامه استفاده شده است0 براي تهيه پرسشنامه ابتدا يك مطالعه مقدماتي16 صورت گرفته و با طرح يك سئوال كلي باز پاسخ از 25 نفر از مديران و معاونان مدارس راهنمائي تحصيلي خواسته شد تا نيازهاي آموزشي خويش را بيان نمايند0 سپس با آناليز محتوائي پاسخها و مشخص شدن زمينه هاي احتمالي نياز آموزشي ، پرسشنامه اي با 35 سئوال بسته – پاسخ در مقياس پنج درجه اي ليكرت طراحي گرديد0
پژوهشگر در تهيه پرسشنامه از كمك و پيشنهادات متخصصين مديريت آموزشي و روش تحقيق برخوردار بوده و نكات ابهام سئوالها را برطرف كرده است كه اين امر بر روائي پرسشنامه مي افزايد و لذا مي توان گفت پرسشنامه از روايي محتوايي17 و روايي صوري18 برخوردار است0
پايائي19 پرسشنامه ، پس از اجراي آزمايشي روي 21 نفر با استفاده از فرمول ضريب آلفاي كرونباخ 0.98 محاسبه گرديد كه شاخص مناسبي جهت همگون بودن يا هماهنگي دروني سئوالات مي باشد0 (هومن ، 1371)
محاسبات آماري:
براي تجزيه و تحليل داده ها از روشهاي آمار توصيفي و آمار استنباطي استفاده شده است0 بر اساس آمار توصيفي داده هاي خام به صورت فراواني ، درصد فراواني ميانگين و انحراف معيار ارائه شده و نمودارهاي مربوط به هر فرضيه رسم گرديده است0 در بخش آمار استنباطي به منظور آزمون فرضيه هاي تحقيق از آزمون همگني ماتريس كواريانس20 ، تحليل واريانس چند متغيره21 و تحليل واريانس يك عاملي22 استفاده شده است0
يافته هاي پژوهش:
نيازهاي آموزشي مديران و معاونان راهنمائي تحصيلي از ديدگاه خود آنان چيست ؟
الف : مهارتهاي فني :
ميانگين نياز مديران و معاونان به آموزش مهارتهاي فني 3.76 مي باشد0 در بين دروس مرتبط با مهارتهاي فني بالاترين نياز مربوط به بودجه بندي در آموزش و پرورش با ميانگين 4.13 است كه حاكي از احساس نياز شديد به آموزش در اين زمينه مي باشد0 در مراتب بعدي احساس نياز به آموزش اصول و فنون مديريت آموزشي ( 4.00 ) قوانين و آئين نامه ها و دستورالعملهاي وزارتي ( 3.86 ) قرار دارد0 در حالي كه مديران و معاونان كمترين نياز را به آموزش اصول حسابداري و روشهاي تنظيم اسناد مالي ( 3.52 ) و امور اداري ، مكاتبات و بايگاني ( 3.50 ) اعلام نموده اند0 ميانگين هيچيك از دروس مرتبط با مهارتهاي فني پايين تر از ميانگين فرضي نمي باشد. اين امر حاكي از احساس نياز اكثريت مديران و معاونان به آموزش دروس مرتبط با مهارتهاي فني مي باشد0
ب- مهارتهاي انساني :
ميانگين نياز مديران به آموزش مهارتهاي انساني 3.60 مي باشد0 كه حاكي از احساس نياز اكثريت نمونه آماري به آموزش اين مهارتها مي باشد0 در بين دروس مرتبط با مهارتهاي انساني ، بالاترين نياز مربوط به روان شناسي نوجواني و جواني با ميانگين ( 3.89 ) و روان شناسي تربيتي ( 3.82 ) و كمترين نياز مربوط به راههاي جلب همكاري كاركنان مدرسه و اولياء دانش آموزان با ميانگين (3.31 ) مي باشد0
ج – مهارتهاي ادراكي :
ميانگين نياز مديران و معاونان به آموزش مهارتهاي ادراكي 3.5 مي باشد0 در بين دروس مرتبط با مهارتهاي ادراكي ، با لاترين نياز مربوط به راههاي آماده شدن براي تحولات قرن بيست و يك با ميانگين 3.87 و روشهاي انجام پژوهشهاي علمي درباره مسائل و مشكلات مدرسه با ميانگين 3.72 و كمترين نياز مربوط به اقتصاد آموزش و پرورش ( 3.42 ) و فلسفه آموزش و پرورش با ميانگين 3.45 مي باشد0
يافته هاي فوق بيانگر اين است كه در مجموع نياز آموزشي مديران به ترتيب اولويت ، مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي است0 اين امر با نظرات رابرت كاتز ( 1374 ) كه معتقد است مديران رده هاي سرپرستي به مهارتهاي فني قابل ملاحظه اي نياز دارند و به مهارتهاي ادراكي كمتري احساس نياز مي كنند ، همسو بوده و مورد تاييد قرار مي گيرد0
و همچنين با نظرات ريپلي ( 1375 ) ، آديزس ( 1373 ) گوتري و رادني (1991 ) رو و دريك (1974) ، مرادي ( 1373 ) ، عادل آذر (1374 ) زرينمهر ( 1378 ) و صافي ( 1380 ) همسو بوده و مورد تاييد قرار مي گيرد0
فرضيه شماره يك : بين جنسيت و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد0
نتايج حاصله از اجراي آزمون چند گانه تشابه ميانگين ها (تحليل واريانس چند متغيره ) نشان مي دهد كه بين جنسيت و ميزان نياز به آموزش مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي رابطه اي وجود ندارد0
[ L = 0.97 F(3, 281) = 1.8 P = 0.14> 0.05 ]
اجراي تحليل واريانس تك عاملي نيز نشان مي دهد كه p در مورد هر مهارت بزرگتر از 0.05 است و لذا تاثير جنسيت در هيچ يك از مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي معني دار نمي باشد0 يعني تفاوتي بين ميانگين هاي ميزان نياز به آموزش مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي وجود ندارد0 و مديران و معاونان زن و مرد به يك ميزان نياز به آموزش مهارتهاي سه گانه دارند0 اين يافته با نتايج پژوهش رنجبري ( 1377 ) كه نشان داده است بين نظرات مديران زن و مرد در مهارتهاي فني و ادراكي تفاوت معني داري وجود ندارد ، مطابقت دارد0
فرضيه شماره دو : بين محل خدمت و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد0
براي تعيين اثر محل خدمت ( شهر و روستا ) بر روي نياز به آموزش مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي تحليل واريانس چند متغيره انجام گرفته است0 يافته هاي حاصل از اجراي اين آزمون نشان مي دهد كه بين نياز به آموزش مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي مديران و معاونان مدارس راهنمائي شهر و روستا تفاوت معني داري وجود ندارد ،
[ L = 0.97 F(3, 222)= 1.8 P = 0.14> 0.05 ]
نتايج تحليل واريانس تك عاملي ANOVA نيز نشان مي دهد كه تاثير محل خدمت در هيچ يك از مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي معني دار نمي باشد0
فرضيه شماره سه : بين مدرك تحصيلي و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد0
براي تعيين اثر مدرك تحصيلي ( فوق ديپلم ، ليسانس ، فوق ليسانس و بالاتر ) روي سه متغير وابسته يعني نياز به آموزش مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي آزمون تحليل واريانس چند متغيره MANOVA اجرا شده است0 يافته ها نشان مي دهد كه فرض تساوي ميانگين متغيرها در سطوح مختلف مدرك تحصيلي با توجه به
[ L = 0.897 F= 4 P = 0.01< 0.05 ]
معني دار است0 يعني اختلاف شديدي بين ميانگين نياز به آموزش مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي بين مديران و معاونان داراي مدرك تحصيلي فوق ديپلم ، ليسانس و فوق ليسانس و بالاتر وجود دارد0 ميانگين نياز به آموزش مهارتهاي فني مديران و معاونان ليسانس 59.64 مي باشد كه نسبت به ساير مدارك تحصيلي بيشترين مقدار را دارد0 در مهارتهاي انساني نيز ميانگين نياز ليسانسها 39.37 مي باشد كه بيش از ساير گروهها است0 مقايسه مقادير انحراف معيار نيز نشان مي دهد كه مديران و معاونان ليسانس از نظرات همگن و يكساني برخوردارند0 در مهارتهاي ادراكي بيشترين نياز از آن فوق ليسانسها مي باشد0 ( 40.1 ) و كمترين مقدار نياز براي فوق ديپلمها تعلق دارد0 نتايج آزمون ANOVA نشان مي دهد كه در نياز به آموزش مهارتهاي فني تفاوتي بين مدارك تحصيلي مختلف وجود ندارد0 ولي ميزان نياز به آموزش مهارتهاي انساني و ادراكي بين مديران و معاونان داراي مدرك تحصيلي فوق ديپلم ، ليسانس و فوق ليسانس متفاوت است0 در هيچيك از پژوهشهاي انجام يافته تاثير مدرك تحصيلي در ميزان نياز مديران به مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي مورد مطالعه قرار نگرفته است0
فرضيه شماره چهار : بين رشته تحصيلي و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد0
يافته هاي حاصل از اجراي تحليل واريانس چند متغيره براي اين فرضيه نشان مي دهد كه فرض تساوي ميانگين متغيرها در سطوح مختلف رشته تحصيلي با
[ L = 0.76 F= 6.3 P= 0.000< 0.05 ]
معني دار است يعني فرض صفر رد و فرض خلاف تاييد مي گردد0 به عبارت ديگر اختلاف شديدي بين ميانگين نياز به آموزش مهارتهاي سه گانه فني، انساني و ادراكي بين مديران و معاونان رشته هاي مختلف تحصيلي وجود دارد0 مديران و معاونان داراي رشته هاي تحصيلي علوم تربيتي و فني و حرفه اي بيشترين مقدار نياز به آموزش مهارتهاي فني را دارند ( 61.72 و 60 ) و مديران و معاونان رشته هاي علوم انساني كمترين ميزان نياز به آموزش مهارتهاي فني ( 26/55 ) را به خود اختصاص داده اند0 در مهارتهاي انساني نيز بيشترين ميانگين نياز ( 41.72 ) شامل رشته هاي علوم تربيتي مي باشد در مهارتهاي ادراكي كمترين ميانگين را ( 29.92) مديران و معاونان داراي رشته هاي فني و حرفه اي به خود اختصاص داده اند0 اين يافته ها با نتايج پژوهش رنجبري ( 1377 ) و زرين مهر ( 1378 ) همسو بوده و مورد تاييد قرار مي گيرد0
فرضيه شماره پنج : بين سابقه خدمت و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد0
نتايج حاصل از اجراي آزمون تحليل واريانس چند متغيره نشان مي دهد كه فرض تساوي ميانگين متغيرها در سطوح مختلف سابقه خدمت با
[ L = 0.79 F= 3.3 P = 0.000< 0.05 ]
معني دار است0 يعني اختلاف شديدي بين ميانگين متغيرها در سطوح مختلف سابقه خدمت وجود دارد0 مديران و معاونان داراي 15-11 سال سابقه خدمت بيشترين نياز به آموزش مهارتهاي فني ( 60.36 ) و مديران و معاونان داراي سابقه خدمت 10-6 سال كمترين نياز ( 51.84 ) به اين آموزشها را اعلام نموده اند0 در مهارتهاي انساني نيز بيشترين نياز را مديران و معاونان داراي سابقه خدمت 15-11 سال ( 40.91 ) . كمترين نياز را مديران و معاونان داراي 25-21 سال سابقه خدمت اعلام نموده اند0 در مهارتهاي ادراكي نيز بيشترين نياز ( 39.56 ) از آن مديران و معاونان 5-1 سال سابقه خدمت و كمترين نياز ( 34.38 ) از آن مديران و معاونان 25-20 سال سابقه خدمت مي باشد0 نتايج حاصل از اجراي تحليل واريانس تك عاملي نيز نشان مي دهد كه تفاوت ميانگين مهارتهاي فني و انساني در سطح خطاي 0.05 معني دار است0 يعني ميانگين ميزان نياز به اين دو مهارت در بين طبقات مختلف سابقه خدمت متفاوت است ولي در مهارت ادراكي بين سطوح مختلف سابقه خدمت تفاوتي وجود ندارد0 اين يافته مؤيد يافته هاي پژوهش رنجبري (1377 ) است0 وي نشان داده است كه بين نظرات پاسخ دهندگان داراي سابقه خدمت متفاوت در مورد مهارت انساني تفاوت معني داري وجود داشته ولي در ما بقي مهارتها تفاوت معني دار مشاهده نشده است0
فرضيه شماره شش : بين سابقه مديريت و زمينه هاي نياز آموزشي مديران و معاونان رابطه وجود دارد0
يافته هاي حاصل از تحليل واريانس چند متغيره نشان مي دهد كه فرض تساوي ميانگين متغيرها در سطوح مختلف سابقه مديريت با
[ L = 0.88 F= 2.27 P = 0.008< 0.05 ]
معني دار است0 يعني اختلاف شديدي بين ميانگين ميزان نياز به آموزش مهارتهاي فني ، انساني و ادراكي در بين سطوح مختلف سابقه مديريت وجود دارد0 در مهارتهاي فني بيشترين نياز در سابقه مديريت 20-16 و كمترين ميزان نياز در سابقه مديريت 10-6 سال به ترتيب با ميانگين 60.64 و 55.49 مشاهده مي شود0
در مهارتهاي انساني بيشترين نياز در سابقه مديريت 20-16 سال و كمترين ميزان نياز در سابقه مديريت 25-21 سال به ترتيب با ميانگين 40.33 و 35.33 مشاهده مي شود0 در مهارتهاي ادراكي نيز بيشترين نياز در سابقه مديريت 25-21 سال و كمترين ميزان نياز در سابقه مديريت 10-6 سال به ترنيب با ميانگين 40.88 و 36.20 مشاهده مي شود0 اين امر با نتايج پژوهش رنجبري ( 1377 ) سازگاري داشته و همسو مي باشد0
پيشنهادهاي پژوهش:
رسيدن به اهداف سازمان بستگي به توانايي كاركنان در انجام وظايف محوله و انطباق با محيط متغير دارد0 اجراي آموزش و بهسازي نيروي انساني سبب مي شود تا افراد بتوانند با تغييرات سازماني و محيط به طور موثر فعاليتهايشان را ادامه داده و بر كارآيي خود بيافزايند0 فرآيند برنامه ريزي آموزش ضمن خدمت با سنجش نيازها آغاز مي گردد0 تنها با شناخت دقيق نيازهاي آموزشي ، محورهاي اساسي برنامه آموزش ضمن خدمت معين مي گردد0 تا زماني كه وظايف مديران آموزشي به درستي تشخيص داده نشده باشد و نيازهاي آموزشي آنان مشخص نگردد هر گونه برنامه آموزشي مديريت آموزشي فاقد اثر بخشي خواهد بود0
در اين بخش با استناد به يافته هاي حاصل از تجزيه و تحليل اطلاعات كه ميزان نياز مديران و معاونان دوره راهنمايي تحصيلي را نشان مي دهند ، پيشنهادهائي ارائه مي گردد، تا با بذل توجه و عنايت مسئولين محترم برنامه ريزي آموزشهاي ضمن خدمت منجر به اصلاح و بهبود وضعيت موجود و افزايش اثر بخشي دوره هاي آموزش مديران گردد0
1- با عنايت به موضوع پژوهش « بررسي نيازهاي آموزشي مديران و معاونان دوره راهنمائي تحصيلي جهت برنامه ريزي دوره هاي كوتاه مدت و بلند مدت آموزش مديران » كار بست نتايج تحقيقات اولين پيشنهاد پژوهشگر است0 توصيه مي شود از نتايج و يافته هاي اين پژوهش در طراحي دوره هاي آموزش ضمن خدمت استفاده شود0 نتايج اين تحقيق مي تواند مورد استفاده برنامه ريزان و طراحان دوره هاي آموزش ضمن خدمت قرار گيرد0
2- يافته هاي حاصل از تجزيه و تحليل داده ها نشان مي دهد كه اولويت اول مهارتها در رده عملياتي مديريت با مدل رابرت كاتز مطابق است يعني اولويت با مهارت فني ، اولويت دوم با مهارت انساني و اولويت سوم با مهارت ادراكي است0 لذا پيشنهاد مي گردد در طراحي و اجراي دوره هاي آموزش به نيازهاي آموزشي مديران و معاونان و اولويت اين نيازها توجه گردد0 تا محتواي آموزشي منطبق با نيازهاي شغلي افراد شركت كننده در دوره هاي آموزشي گردد0
3- برنامه ريزي آموزش ضمن خدمت با سنجش نيازها آغاز مي گردد0 نياز سنجي جزء جدايي ناپذير برنامه ريزي استراتژيك محسوب مي شود0 طي فرآيند نياز سنجي ، نيازها مشخص مي شود و بر حسب اولويت براي حذف يا كاهش آنها اقدام مي شود0 لذا توصيه مي شود قبل از طراحي و اجراي دوره هاي مختلف آموزش ضمن خدمت براي مديران ، معاونان و دبيران نياز سنجي جامعي از آنان بعمل آيد تا از ارائه دروسي كه منطبق با نيازهاي شغلي افراد شركت كننده در دوره نمي باشد و يا از اولويت كمتري برخوردار مي باشند ، خودداري شود0
4- عليرغم اهميت و حساسيتي كه نياز سنجي در فرآيند برنامه ريزي آموزشي دارد ، متاسفانه برآورد و تخمين نيازها در اكثر اوقات جنبه سليقه اي داشته و كمتر به صورت عيني انجام مي پذيرد0 دليل اين امر از يك سو ناشي از پيچيده بودن مفهوم نياز و تعدد و تنوع برداشتها در اين زمينه است و از ديگر سو به علت جوان بودن حوزه نياز سنجي و كمبود تجارب و فعاليتها در اين زمينه است0 با عنايت به اين امر پيشنهاد ميشود :دوره هاي آموزش ضمن خدمت در جهت آشنائي كارشناسان و برنامه ريزان آموزش و بهسازي نيروي انساني با اهداف ، اصول ، الگوها و تكنيكهاي نياز سنجي طراحي و اجرا گردد0 اين امر موجب مي شود كارشناسان و برنامه ريزان دوره هاي آموزش ضمن خدمت با نگرش جديد و ديد وسيعي به اين دوره ها نگريسته و در انطباق محتواي دوره ها با نيازهاي آموزشي فراگيران اهتمام ورزند0
5- محدوديت حجم نمونه آماري و عدم تنوع آن تعميم پذيري نتايج پژوهش را محدود مي كند براي افزايش تعميم پذيري يافته هاي تحقيق استفاده از نمونه آماري بزرگ كه از تنوع جغرافيايي بيشتري برخوردار باشد ضروري است0 بنابراين پيشنهاد مي شود تحقيقات مشابهي در استانهاي همجوار نيز انجام شود0 تا هر استان بطور مستقل نيازهاي آموزشي مديران و معاونان را شناسايي و براي رفع آنها برنامه ريزي نمايد0
6- در آموزش و پرورش فرآيند سنجش نياز براي مشخص كردن نيازهاي فراگيران به آموزشهاي معين ، تعيين كردن ضعفهاي تحصيلي ، مشخص كردن نيازهاي مديران ، معاونان و معلمان به آموزشهاي اضافي و تشخيص دادن نيازهاي محلي ، ناحيه اي و ملي در نظامهاي آموزشي به كار مي رود0 از آنجائي كه نياز كاركنان در طول زمان و شرايط مختلف تغيير مي كند و تغيير و تحولاتي كه در زمينه هاي مختلف علمي و فناوري به وقوع مي پيوندد به سرعت دانشها و مهارتهاي اوليه آموخته شده در نظام آموزشي رسمي را كهنه مي سازد ، لذا پيشنهاد مي شود نيازهاي آموزشي مديران ومعاونان و ساير كاركنان نظام آموزشي به طور مداوم ( هر سال يا هر دو سال يكبار ) مورد ارزيابي و سنجش قرار گيرد تا محتواي آموزشي دوره هاي آموزش و بهسازي نيروي انساني دقيقا بر اساس نياز سنجي تدوين گشته و پاسخگوي نيازهاي آنان باشد.
واژگان :
1. Management
2. Educational managerl
3. Knowledge
4. Attitiue
5. Skill
6. Educational planning
7. Educational needs
8. conceptuall skill
9. Human skill
10. Technical skill
11. Needs Assesment
12. Descriptive
13. Survey
14. Evaluation
15.
16. Pilot – study
17. Content related
18. Face validity
19. Reliability
20.
21. MANOVA
22. ANOVA
منابع و مآخـــــذ:
1- ابطحي ، سيد حسين (1373 ) : آموزش و بهسازي منابع انساني ، تهران ، مؤسسه مطالعات و برنامه ريزي آموزشي سازمان گسترش صنايع ايران
2- ديبولد ، جان ( 1369 ) : « آموزش مديريت در عصر نو » ترجمه سيد مهدي الواني ، مقاله هايي درباره آموزش در سازمانهاي اداري ، مركز آموزش مديريت دولتي
3- صفوي ، امان الله (1375) : « بررسي نيازهاي آموزشي كاركنان دوره ابتدائي آموزش و پرورش » شوراي تحقيقات وزارت آموزش و پرورش
4- عاصي پور ، محمد جواد (1372) : طراحي و تبيين سيستمهاي انتخاب و انتصاب مديران در بخش اجرايي كشور با هدف بهبود مديريت دولتي ، پايان نامه چاپ نشده دكتري ، دانشكده علوم اداري و مديريت بازرگاني ، دانشگاه تهران
5- علاقه بند ، علي (1376 ) : مباني نظري و اصول مديريت آموزشي ، تهران ، انتشارات بعثت
6- علاقه بند ، علي ( 1374 ) : مقدمات مديريت آموزشي ، تهران ، انتشارات بعثت
7- گريفيث ، د (1374) : روابط انساني در مديريت آموزشي ، ترجمه خداداد بخشي ، تهران ، انتشارات مارليك
8- هرسي ، پال ، بلانچارد ، كنث (1369) : مديريت رفتار سازماني (استفاده از منابع انساني ) ، ترجمه قاسم كبيري ، تهران ، انتشارات جهاد دانشگاهي
9 - Mulkeen, Thoms,a. & Brues cooper (1992) Tmplications of preparing school Administrator for knowledge work organization. Journal of Educational Administration (uk) 30.
- Marrison, Rule and other (1984) performance objectives for school