X
تبلیغات
طنین تربیت - بررسی نقش رسانه ها بر امنیت مرزهای استان آذربایجان غربی

مفهوم امنیت:

معنی کردن مفهوم امنیت ملی وامنیت مرزها درجهان امروز کار پیچیده ای است."هافتن دورن" معتقد است که شکل گیری دولت ملی در قرن هفدهم وتمایل آن به به بقاء باعث شده که امنیت ملی اهمیت اساسی پیدا کند.اما "می" اشاره می کند که واژه امنیت ملی تنها در قرن بیستم وبخصوص بعد ازجنگ جهانی دوم متداول شده است.امنیت یک مفهوم چندوجهی است؛وبه همین جهت در باره آن اختلاف نظر زیادی وجود دارد.تعاریف مندرج در فرهنگ های لغت در باره مفهوم کلی امنیت،بر روی احساس آزادی از ترس یا احساس ایمنی که ناظر بر امنیت مادی و روانی است،تاکید دارند.(ماندل رابرت،1379)

فرهنگ معین امنیت را به معنی ایمن شدن،در امان بودن وبی بیمی آورده است.در فرهنگ عمید امنیت به معنی ایمنی،آرامش وآسودگی است.و واژه امن را که مصور امنیت است به معنی اطمینان وآرامش خاطر،آرامش قلب وخاطرجمع بودن گرفته اند.مفهوم امنیت به مصونیت از تعرض وتصرف اجباری بودن رضایت و در مورد افراد به نبود هراس وبیم وبه مخاطره نیفتادن حقوق و آزادی های مشروع،وعلاوه بر آن به مصون بودن از تهدیدوخطرمرگ،بیماری،فقر وحوادث عیر مترقبه ودر کل هر عاملی که آرامش انسان را از بین ببرد،تعبیر شده است.(ساعس،1376)

تعریف سنتی و محدود از امنیت ملی بر مطالعه تهدید،استفاده وکنترل نیروی نظامی تاکید می ورزد.و بر بررسی علل،عواقب و راههای درمان جنگ ومطالعه اینکه چگونه حکومت های ملی از نیروهای نظامی بطورموثری برای رویارویی با تهدیدات نظامی خارجی استفاده می نمایند،متمرکز است .تعریف فوق الذکر بدون شک در خلال جنگ سرد اهمیت زیادی داشت،اما سلطه این نظریات اخیرا کاهش یافته است."کلودزیج" استدلال می کند که دامنه مفهوم امنیت ملی،نیاز به گسترش دارد تا بتواند از عهده رویارویی با انواع چالش های جهان امروز برآید.حامیان این نظر معمولا یا ابعاد وسیع تری از علوم اجتماعی را مانند اقتصاد،روانشناسی،جامعه شناسی ومردم شناسی وارد مباحث امنیت ملی می کنند،یا اینکه دامنه وسیعی از مسایل بین المللی را تحت عنوان مطالعات امنیتی قرار می دهند،ازجمله خشونت داخلی،تهدیدات فروملی وفراملی،شیوع بیماری ایدز،قاچاق موادمخدر،بدهی بین المللی،رکود اقتصادی،انفجار شدید جمعیت،آلودگی محیط زیست وشکاف روزافزون بین فقیر وغنی.اما یک دیدگاه دیگر برای تعریف امنیت با تاکید بر روی ارزش ها،معنای انتزاعی تری را برای آن پیشنهاد می کند.از دیدگاه " تراگر" ازجمله اهداف امنیت ملی ایجاد شرایط مساعد ملی وبین المللی،جهت حفظ یا بسط ارزش های حیاتی ملی است."ولفرز" امنیت ملی را بطور عینی به معنای فقدان تهدید نسبت به ارزش های مکتسبه وبطور ذهنی به مفهوم فقدان ترس از حمله به این گونه ارزش ها می داند."پیترسون" و"سبنیوس" امنیت ملی را،حفاظت جامعه از لطمه خوردن به نهادها وارزش های بنیادی آن تلقی می کنند.(ماندل رابرت،1379)

در باره سطوح مناسب امنیت ملی نیز اختلاف آرا وجود دارد.برخی از صاحبنظران امنیت را به انواع فردی واجتماعی تقسیم وتفکیک نموده اند.امنیت فردی آرامش وآسایشی است که فرد بدون در نظر گرفتن امکانات جامعه برای خود فراهم می نماید.اما امنیت اجتماعی عبارت است از آرامش وآسودگی خاطری که هر جامعه موظف است برای اعضای خود ایجاد نماید.امنیت اجتماعی را غالبا به انواع شغلی،اقتصادی،سیاسی وقضایی تقسیم می کنند.

1- امنیت شغلی: یعنی ایجادآرامش و آسایش برای انسان از طریق تامین شغل در برابرتلاش عادلانه او.

2- امنیت اقتصادی: یعنی ایجاد آن چنان نظمی در اجزا وبخش های اقتصادی جامعه که افراد را از احساس خطر نسبت به کمبود وفقدان لوازم وامکانات اساسی مورد نیاز خود مصون دارد.

3- امنیت سیاسی: یعنی امکان اظهار نظر افراد،پیرامون چگونگی اداره امور جامعه وشرکت در این گونه امور بدون احساس بیم وهراس وخطر وتهدید

4- امنیت قضایی: یعنی ایمنی افراد از هرنوع تعرض،تجاوز،ارعاب وتهدید نسبت به جان،مال،ناموس،آزادی،شرف،حیثیت،شغل ومسکن وبه طور کلی تمام حقوق قانونی ومشروع آنان.

تحلیل گران،امنیت را یک" کالای عمومی" قلمداد می کنند که گروه می تواند آن را با کارآیی بیشتر و روش متوازن تر برای اعضای خود تامین نماید.هرقدر گروه بزرگتر،ودارای ارتباط کمتر وغیرمتجانس تر باشد،بیشتر احتمال داردکه ساختار تامین امنیت با نیازهای امنیتی اعضایش غیرمرتبط باشد.وبیشتر به صیانت وحفاظت خود علاقه مند باشدتا امنیت اعضا.(بخصوص اگر منافع ساختار تامین کننده امنیت واعضای گروه متعارض باشد.) امروزه مفهوم امنیت ملی فقط در برگیرنده امنیت نظامی نمی باشد.بلکه حوزه های نظامی،اقتصادی،منابع/محیطی وسیاسی/فرهنگی را نیزشامل می شود. به لحاظ هم مرز بودن استان آذربایجان غربی با سه کشور خارجی، تعریف"ولفرز" که امنیت ملی را بطور عینی به معنای فقدان تهدید نسبت به ارزش های مکتسبه وبطور ذهنی به مفهوم فقدان ترس از حمله به این گونه ارزش ها می داند.وتعریف"پیترسون" و"سبنیوس" که امنیت ملی را،حفاظت جامعه از لطمه خوردن به نهادها وارزش های بنیادی آن تلقی می کنند،از اهمیت زیادی برخوردار می باشد.

منظور از امنیت مرزهاچیست؟

مرز سیاسی مهمترین عامل تشخیص وجدایی یک واحد سیاسی از واحدهای دیگر است.درضمن،وجود همین خطوط است که وحدت سیاسی را در یک سرزمین که ممکن است فاقدهرگونه وحدت طبیعی یا انسانی باشد،ممکن می سازد.(میرحیدر،1371:165)خطوط مرزی، خطوط اعتباری وقراردادی هستند که به منظور تحدید حدود یک واحد سیاسی بر روی زمین مشخص می شوند.بنابراین مرزها از بحث های اصلی و مهم جغرافیای سیاسی به شمار می روند. چنانچه منظور از واحدسیاسی دولت باشد،خطوطی که سرزمین یک دولت را از دولت همسایه جدا می سازد،به مرزهای بین المللی معروفند.مرز در اصطلاح حقوق عمومی حدفاصل دو کشور را گویند.حدفاصل مزبور قطعه ای است از زمین که طول آن بین دوکشور غالبا مشخص است ولی عرض آن مقیاس مشخصی ندارد.برحسب قرارداد بین دول ومقاصد مختلف ممکن است اندازه معینی برای آن در نظر گرفته شود.(لنگرودی،1372: 145) امروزه مرزهای سیاسی دولت ها،دیگر به عنوان مرزهای ملی جداکننده ملت ها بطور معنی دار،عمل نمی کند،زیرا عقاید ، فن آوری ، مردم،کالاهاوخدمات،بیش از هر زمان دیگری آزادانه درحال عبور از مرزها می باشد.حفظ راه وروش زندگی خاص ملی یا نظام حکومتی متمایز،به طور فزاینده ای مشکل تر می شود.زیرا یکسان سازی ارزش ها،ایدئولوژی هاوسلیقه ها درسطح جهانی درحال افزایش است.پیشرفت سریع وسایل حمل ونقل وارتباطات،ازجمله اثرات گسترده رسانه های همگانی،ریشه این نفوذ متقابل ملتها است.درحال حاضر انتخاب مرزهای کاملا معنی دار بین جوامع ومجزا کردن سیاست امنیتی حکومت از سایر ملاحظات،درک سلسله مراتب بین المللی قدرت وتعیین اقدامات یا روش های تجاوزکارانه مشکل تر از گذشته است.به نظر می رسد ریشه این مشکلات،تغییرات سریع و ناهماهنگ در ساختار جامعه جهانی وفقدان اتفاق نظر اخلاقی،درخصوص اینکه در درون چنین سیستم درحال تغییری،چه چیزی مهم یا عادلانه است،می باشد.

شایان ذکر است که، امروزه مفهوم امنیت مرزها فقط در برگیرنده امنیت نظامی مرزها نمی باشد.حوزه های نظامی، اقتصادی،منابع/محیطی وسیاسی/فرهنگی ابعاد اصلی ومختلف امنیت مرزها راشامل می شود. لذا موقعی که ازتاثیر رسانه ها بر امنیت مرزها ،سخن گفته می شود ،منظورفقط امنیت نظامی مرزها وحفاظت مستقیم فیزیکی از قلمرو دولت وساکنان آن نمی باشد.رسانه های داخلی وخارجی علیرغم این که در ابعاد مختلف امنیت مرزها از قبیل نظامی، اقتصادی،منابع/محیطی تاثیر بسزائی دارند،ولی بیشترین تاثیر را در بعد سیاسی/فرهنگی امنیت مرزها می گذارند. منظور از بعد سیاسی و فرهنگی امنیت توانایی جامعه برای تداوم بخشیدن به ویژگی سیاسی وفرهنگی بنیادی خود تحت شرایط متحول ودر مقابل تهدیدات احتمالی یا واقعی است.بطور اخص،مهم ترین روابط امنیت سیاسی وفرهنگی بین مسائل آزادی داخلی وتحمل چندگانگی وحاکمیت ونظم است. حمایت گسترده وفراگیر از حقوق سیاسی،آزادی افراد وحقوق فرهنگی تعیین سرنوشت وخودمختاری گروهها با حفظ رویه کنترل منسجم در درون کشورها،تعارض پیدا می کند.به تدریج که نفوذ متقابل جوامع افزایش می یابد،تاثیر آراءوعقاید غیربومی بیشتر می شود ودر نتیجه میزان زیر سئوال بردن ارزشها وراهبردهای سیاسی وفرهنگی موجود،افزایش پیدا می کند.این امر به نوبه خود با شکاف بیشتر بین مردم وچالش نسبت به حاکمیت دولت وانسجام فرهنگی همراه است.وتهدیدی برای امنیت سیاسی وفرهنگی کشورتلقی می گردد.رسانه های ارتباط جمعی دراین زمینه می توانند نقش اساسی وفعالی ایفا نمایند.

نقش رسانه ها بر امنیت مرزهای استان آذربایچان غربی:

استان آذربایجان غربی با مساحتی بالغ بر37554کیلومترمربع در شمالغرب کشور جمهوری اسلامی ایران واقع شده ودر حدود 3/2درصد کل مساحت کشور را دربرمی گیرد.(بدون احتساب دریاچه ارومیه) استان آذربایجان غربی تنها استان کشور است که با سه کشور،مرز مشترک دارد.این استان از شمال با کشورهای جمهوری نخچوان وترکیه واز مغرب به کشورهای ترکیه وعراق منتهی می گردد.طول مرز آبی وخاکی استان آذربایجان غربی با کشورهای همسایه مجموعا 823 کیلومتر می باشد. در شهرهای مرزی این استان کانال های تلویزیونی کشورهای همسایه بدون نیاز به گیرنده های ماهواره ای به راحتی قابل دریافت است.کانال های تلویزیونی عراق که در این استان دریافت می شوند عبارتند از:kordestan tv,kor stat,zagros,noroz tv,MTV,show tv همچنین شبکه های احزاب نیز به پخش برنامه های تلویزیونی می پردازند. کانال های تلویزیونی ترکیه خیلی زیاد ومتعدد می باشد. برخی از آنها که در این استان دریافت می شوند عبارتند از:show tv,D tv,ATV,Gonaz TV,Star TV از کانال های تلویزیونی نخجوان نیز می توان به Lider,STIS,ATV,ETV اشاره نمود.این شبکه ها ضمن بیان سیاست های دولت های خود به طور زیرکانه به نقد وبررسی حکومت جمهوری اسلامی پرداخته ومشروعیت نظام را زیر سئوال می برند.ترویج فساد،بی بندوباری وابتذال فرهنگی از جمله اهداف دیگر این شبکه ها می باشد.

غیر از این شبکه های تلویزیونی، به علت قاچاق گیرنده های ماهواره ای از مرز عراق و سهل الوصول بودن تهیه آنها،به نظر می رسد استفاده از این گیرنده ها در این استان رواج بیشتری دارد،واکثر برنامه های تلویزیونی سایر کشورها،مخصوصا نیروهای ضدانقلاب لوس آنجلسی که با حمایت استکبارجهانی و امریکای جنایتکار به پخش برنامه های سیاسی وفرهنگی وترویج ابتذال وفساد اخلاقی می پردازند،قابل دریافت می باشد.قاچاق انواع سی- دی های مبتذل از قبیل شو،رقص و... ،مجلات ولوازم ارایشی از جمله اقدامات بیگانگان در راستای تهاجم فرهنگی می باشد ، که در این استان نسبت به سایر استانها فراوانی بیشتری دارد.

هرچند حضور این رسانه‌ها در جريان توسعه فرهنگي جوامع، فرصتهاي جديدي را براي پذيرش نقشهاي فرهنگي پديد می آورد، اما نگرانيهايي را نيز در اين حوزه دامن زده است. نگرانيهاي موجود در خصوص نقش رسانه‌هاي جمعي در حوزة فرهنگ وامنیت گاه تا حدي است كه اين فناوريهاي ارتباطي را پديده‌هاي ضدفرهنگي قلمداد كرده‌اند(باهنر،1385) بدبینی و انتقاد به نقش رسانه ها دربین علمای اخلاق،کشیشان،ادیبان وهنرمندان،روانشناسان وجامعه شناسان نیز دیده می شود. اخلاقيون به اضطرابهاي متناوب اخلاقي نظير خشونتهاي زياد در تلويزيون (رولند 1983) يا نمايش روابط جنسي در فيلمها، تلويزيون، كتابفروشيهاي محلي، كتب درسي دانش‌آموزان، موسيقيهاي راك اندرول (السينك و نياس 1978) انتقاد دارند. يكي از دستياران كشيش كليسا و راهنماي جوانان گفته است طبق آمار از هزار دختري كه بدون ازدواج باردار مي‌شوند 984 نفر در هنگام پخش موسيقي رقص باردار شده‌اند. بدبينان رسانه ها در ميان عالمان نيز وجود دارند. اديبان و هنرمندان پيرو سبك كلاسيك، نسبت به وضعيت رقت‌انگيز هنرهاي عامه ابراز تأسف مي‌كنند. آنها ارزش هنري رسانه‌هاي واسطه‌اي را متأسفانه معيوب مي‌يابند و نگران آينده سياسي، اقتصادي، مذهبي، آموزشي و فرهنگي كشور و جهان و نيز آينده هنر هستند. توكويول منتقد فرهنگ انبوهي (1944/1840/1835)، اورتگا واي گست (1932)، دووايت مك دونالد (1983)، دانيل بل (1976) و بسياري افراد ديگر اين موضوعات را به تفصيل و به‌طور بي‌پايان مورد بررسي قرار دادند. گارت جوئيت حملات مشخص نخبه‌گرايانه، محافظه‌كارانه و انسان‌دوستانه نسبت به فرهنگ توده‌اي را در مطبوعات مي‌بيند. كتاب آلن بلوم تحت‌عنوان: بسته شدن ذهن آمريكاييان (1987) و كتاب اي، دي، هرش تحت‌عنوان سواد فرهنگي؛ آنچه هر آمريكايي نياز به دانستن آن دارد. (1987) با اين استدلال كه آموزش و فرهنگ توده‌اي در تنزل فرهنگ آمريكا مقصرند، به اين ديدگاه بدبينانه دامن زدند. تلويزيون براي همه چيز از فروريختن ارزش و جايگاه خانواده تا رشد درصد سرطان مقصر شناخته شده است. (وين 1975، ماندر 1978). پست من (1985) و ميروتيز (1985) خاطرنشان مي‌كنند كه چگونه طفوليت و كودكي از شكل اوليه و اصيل خودش به‌وسيلة تلويزيون خارج شده است. تلويزيون رسانه‌اي است كه دسترسي به آن نيازمند سواد نيست و از بزرگسالان تا نوجوانان را، به شدت تحت‌تأثير خود قرار مي‌دهد. انتقادات بدبينانه فكري نيز به‌وسيله كريستوفر در كتاب فرهنگ خودپرستي (1978) و نوآم چامسكي در كتابي تحت‌عنوان به سوي يك جنگ سرد جديد مطرح شده است. انتقادات از فناوري رسانه ای به‌وسيلة ژاك ايلول، لوئيس مامفورد، و ديگر فلاسفه اجتماعي كه به زوال شخصيت و فقدان كنترل به‌وسيلة قدرت رسانه‌هاي جديد معتقدند، بيان شده است. ايلول استدلال مي‌كند كه فناوري چنان فراگير شده كه ذهنيت تكنيكي، يا كارآمدي بي‌امان بر همة ابعاد زندگي انساني سايه گسترده است و سرشاري و تنوع فرهنگ اصيل انساني را خدشه‌دار كرده است. (ريل و كريستن 1979به نقل از محمدی،1385).

فرو ریختن ارزشها واخلاق جامعه و زوال شخصیت انسان توسط رسانه ها روی یکی از ابعاد مهم زندگی اجتماعی انسان، یعنی امنیت ملی بطور عام وامنیت مرزها بطور خاص تاثیر می گذارد. اين ادعا كه اخلاق اساس امنيت داخلي و اجتماعي در جامعه‌ است، ادعاي گزافي نمي‌باشد. اخلاق عنصر مهم و تعيين ‌كننده‌اي در روابط اجتماعي و سالم ساختن آن است. در واقع هر چقدر افراد دريك جامعه به اصول اخلاقي پای‌بندی بيشتري داشته باشند، در آن جامعه ارتباطات اجتماعي از ناهنجاري‌هاي كمتري برخوردار خواهد بود. تاكيد بسيار زياد اسلام بر اخلاق و مكارم اخلاقي كه در آيات و روايات به كرات مشاهده مي‌شود ناشي از اهميت موضوع و بيانگر ضرورت جدي پرداختن به آن است. در مطالعات جديد جامعه شناختي هم بر عنصر اعتماد به عنوان پايه اصلي سرمايه اجتماعي تاكيد بسيار زيادي مي‌شود، در واقع رعايت اصول اخلاقي در هر جامعه بهترين راه براي افزايش سطح اعتماد در آن جامعه مي‌باشد. تاثير اخلاق بر امنيت را می توان در سطح فردي، اجتماعي و ملي مورد مطالعه قرار داد. در سطح فردي واقعيت اين است كه هر چقدر يك فرد مقيد به اصول اخلاقي باشد عنصر مفيدتر و سازنده‌تري در سطح اجتماع خواهد بود و اين امر نقش مهمي در شكل‌گيري فضاي عمومي مطلوب در جامعه خواهد داشت. در عين حال هرچقدر يك فرد بر موازين اخلاقي پايبندتر باشد كمتر مخل امنيت اجتماع خواهد بود و عكس اين هم كاملاً درست است كه معمولاً و اغلب افرادي امنيت اجتماعي را مختل و يا مخدوش مي‌كنند كه به اصول اخلاقي پاي‌بند ندارند. اين موضوع داراي ريشه‌هاي روانشناختي و جامعه‌شناختي خاصي مي‌باشد. اما در سطح اجتماعي بايد گفت كه تقيد فردي به اخلاق موجب بهبود روابط اجتماعي خواهد شد. يك اجتماع اخلاقي، اجتماع سالم‌تري است و يك اجتماع سالم‌تر امنيت بيشتري خواهد داشت. در واقع هرچه روابط اجتماعي از سلامت اخلاقي دورتر مي‌شود، امنيت افراد جامعه در سطوح مختلف بيشتر در معرض تهديد قرار مي‌گيرد. برخي از اين تهديدها كه ناشي از عدم سلامت اخلاقي جامعه است، آشكار مي‌باشد، ولي برخي هم كه چندان ارتباط مستقيمي به اين موضوع ندارد و در واقع از اين وضعيت ريشه مي‌گيرد. اما در سطح ملي بايد گفت كه حاكم شدن فضاي اخلاقي در جامعه، بسياري از هزينه‌هاي دولت را كه مربوط به تامين امنيت است به شدت كاهش داده باعث كم شدن حوزه وظايف و مداخلات دولت مي‌شود كه طبعاً خود اين در كاهش فساد و بالا بردن ضريب سلامت اجتماعي موثر است. و در نهايت فضای اخلاقی در جامعه موجب افزايش اعتماد عمومي در جامعه مي‌شود كه به طور متقابلي بين افرادي كه در يك جامعه زندگي مي‌كنند و نيز در تعامل بين دولت و ملت‌ حاكم مي‌شود. به نظر مي‌رسد كه اخلاق مقوله بسيار مهمي در تامين امنيت در سطوح مختلف است كه ضرورت توجه بيشتر به آن به طور جدي در جامعه ما احساس مي‌شود.(رنجبر،1384)

رسانه ها وامواجی که استان آذربایجان غربی را تحت پوشش قرار داده اند،در ارائه و عرضه انحرافات اجتماعي، كاركردهاي منفي و اثرات مخربي را براي امنیت مرزها و کاهش سرمایه اجتماعی دارند كه در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود:

1- تحديد مفهوم جديدجرم

رسانه های بیگانه قابل دریافت در این استان تأثير بسزايي بر تصوير كلي از جرم در جامعه دارند تا آنجا كه تصورات و پنداره هاي موجود درباره جرم عمدتاً محصول این رسانه هاست. رسانه ها معمولاً جرم را در قالب نوعي جرم خياباني معرفي مي كنند، مفهومي كه با ايجاد رعب و وحشت در ميان افراد جامعه گره خورده است و خشونت ركن عمده آن مي باشد. بدين ترتيب جرائم ديگري نظير تخريب محيط زيست، حيف و ميل اموال عمومي، جرائم مربوط به بهداشت و امنيت غذايي و... كمتر مطرح مي شود.

2- ايجاد امواج جرم

این رسانه ها اغلب جرم را در قالب موج هايي برجسته و متمايز و به تعبير نويسندگان، امواج جرم به تصوير مي كشند، بدين شكل كه با ارائه گزارش هاي مكرر از ارتكاب برخي اشكال خاص جرم شامل جرم خياباني مانند ضرب و شتم، تجاوز به عنف و قتل، موجب مي شوند كه توجه افكارعمومي با شدت بيشتري، به اين دسته از جرائم جلب شود. نكته جالب توجه آن است كه براي تحقق مفهوم امواج جرم، ضرورتي وجود ندارد كه موارد وقوع يك رفتار مجرمانه در عمل نيز افزايش داشته باشد، بلكه كافي است كه در افكار عمومي اين تلقي ايجاد شود كه اين موارد با شدتي توجه برانگيز رو به فزوني است.

3- عادي سازي هنجارشكني

تا زماني كه ناهنجاري در نظر كنش گران اجتماعي، امري زشت و غيرمنطقي جلوه كند، ميزان ارتكاب انحراف اجتماعي و خروج از هنجارهاي اجتماعي كاهش خواهد يافت. انعكاس كجروي هاي اجتماعي در رسانه ها در كاهش نفرت از انحرافات و عادي شدن نابهنجاري در جامعه تأثير بسزايي دارد، زيرا فرد ضمن اطلاع از نقض هنجارها توسط رسانه ها، درمي يابد كه هنجارهاي اجتماعي كه به نظر وي غيرقابل تخطي بودند، قابل شكستن و تخلف هستند، لذا انگيزه ارتكاب جرم در فرد تقويت مي شود و اين يكي از كاركردهاي منفي بيان كجروي ها و انحرافات اجتماعي در رسانه ها است. به طور نمونه دختر شهرستاني كه از پديده فرار دختران از خانه اطلاع چنداني ندارد، با شنيدن يا ديدن خبرمربوط به فرار دختران متوجه مي شود كه اين كار مي تواند يكي از راههاي رهايي او از برخي مشكلات و تضادهاي خانوادگي باشد و هنگامي كه در كانون خانواده، احساس نااميدي وسرخوردگي و خلأ عاطفي به او دست مي دهد، ممكن است همان راهي را برگزيند كه برخي دختران براي رهايي از رنج هاي خانوادگي كرده بودند.

4 - گسترش خشونت و پرخاشگري

ژان كازنو، صاحبنظر در علوم ارتباطات در خصوص برداشت از مفهوم خشونت مي گويد: از ديدگاه ما عمل خشونت آميز، عملي خواهد بود كه با رفتار تهاجمي به خصوص از نظر" جسماني" و يا حداقل " بياني " همراه گردد. امروزه خشونت و پرخاشگري در ميان جوانان شايع شده است كه معلول علل و عوامل متعددي است. مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه رسانه هاي جمعي در اين زمينه تأثير بسياري داشته اند، زيرا رسانه ها با تبليغات كالاهاي رنگارنگ، زندگي مرفه را آرمان و هدف مخاطبان ترسيم مي كنند، در حالي كه اين هدف با شغل و درآمد مخاطبان قابل دسترسي نيست، در نتيجه ميان اهداف و ابزار مشروع دستيابي به اين اهداف فاصله ايجاد مي شود،( يعني فرد احساس محروميت مي نمايد) اين وضعيت منجر به خشونت و پرخاشگري در ميان افراد مي گردد. به عبارت ديگر رسانه ها موجب مي شوند كه ميل به مصرف كالاهاي لوكس در بين مردم افزايش يابد، اما وقتي اين ميل و تقاضا امكان ارضاء ندارد، در نتيجه به خشونت تبديل مي شود و يا فرد را به انجام عملي غيرقانوني نظير سرقت جهت دستيابي به كالاهاي تبليغي ترغيب مي نمايد.

5- اشاعه فحشا و بي بند و باري

یكي از كاركردهاي رسانه هاي جمعي، مفهوم سازي و به تبع آن، شكل دادن به هنجارهاي مناسب با آن مفهوم مي باشد. بر اين اساس ارائه تصاوير مستهجن و مبتذل و خلاف عفت عمومي از طريق رسانه هاي جمعي و نگارش متون خلاف اخلاق و پورنوگرافي مي تواند منجر به گسترش جرائم به ويژه از نوع جرائم جنسي گردد . بررسي‌ها نشان مي‌دهد 5/83 درصد تصاوير مورد استفاده در اينترنت را صور قبيحه تشکيل مي‌دهد. طي يک دوره يک ماهه واژه سکس يک ميليون‌ بار جست‌وجو شده و از هر ده واژه تايپ شده براي جست‌وجو در اينترنت، شش واژه مربوط به مطالب هرزه بوده است.. (احراری به نقل از ( WEHRMAN,

6- تضعيف اعتماد اجتماعي

اعتماد اعضاي جامعه به يكديگر، سرمايه اصلي تعامل اجتماعي است؛ تعاملي كه براي ارضای نيازهاي زيستي و اجتماعي اعضاي جامعه صورت مي گيرد، لذا تضعيف اين اعتماد مشكلات عديده اي را در مراودات اجتماعي و تأمين خواسته هاي افراد ايجاد خواهد كرد. اما درهر صورت ممكن است اعتماد اجتماعي تضعيف شود كه يكي از عوامل آن، ترويج انحرافات اجتماعي از طريق رسانه ها است. زيرا ذكر انواع انحرافات از رسانه ها و اعلام رشد سرسام آور آن، منجر به ايجاد روحيه سوء ظن و شك نسبت به ساير افراد جامعه مي شود و احتمال وقوع اين انحراف را از سوي تك تك اعضاي جامعه تقويت مي نمايد و روحيه اعتماد عمومي را تضعيف مي كند، در نتيجه تعامل اجتماعي دچار اختلال مي شود. انعكاس انحرافات اجتماعي علاوه بر سست كردن اعتماد اجتماعي، موجب عدم احساس تعلق جمعي مي شود و روابط اجتماعي افراد را دچار مشكل مي كند. رسانه اي كردن جرائم بر نهاد خانواده نيز اثرات مخربي دارد، به طور نمونه پدران و مادران را نسبت به رفتار فرزندانشان بدبين مي كند، چرا كه والدين احتمال مي دهند كه انجام اين انحراف اجتماعي كه از طريق رسانه منعكس شده است، در مورد فرزندان جوان خانواده وجود دارد، اين نگرش منجر به تضاد و ناسازگاري هاي خانوادگي خواهد شد. رسانه ها گاه با انعكاس آمار و ارقام اغراق آميز جرائم، مي توانند اعتماد اجتماعي را نسبت به نظام سياسي تضعيف نمايند به طور نمونه انعكاس پرونده هاي كلان اختلاس هاي عمومي و يا پرونده هاي مربوط به رابطه ميان حاكميت و مردم مي تواند منجر به سلب اعتماد گردد.هر چند نمي توان ضرورت برخورد قوي با متخلفان را در هر سطح و نهادي انكار نمود، اما رسانه اي كردن اين گونه حوادث به بي اعتمادي مردم از حكومت منجر شده و اقتدار و مشروعيت مديران صالح نظام را نيز از بين برده و در نتيجه نظام سياسي كشور، كاركرد كنترلي و پويايي خود را از دست خواهد داد.

7- شكستن حريم خصوصي افراد

هر چند افراد جامعه بر اثر داشتن ارتباطات اجتماعي وسيع با كنش گران، داراي وجوه مشترك رفتاري هستند، اما هر يك از آنها داراي حريم خصوصي مي باشند كه مربوط به امور شخصي و خانوادگي و روابط ميان فردي است. تمام اعضاي جامعه تلاش مي كنند اين حريم( نظير ميزان علاقه به همسر و فرزند، اختلافات خانوادگي، روابط، سلائق، رفت وآمدها، ميزان درآمد و سفرها و...) را از تيررس ديگران دور نگاه دارند. از سوي ديگر مطبوعات به جهت وظيفه خبررساني و اطلاع رساني با ورود به اسرار خصوصي افراد، به ناچار اصل ممنوعيت ورود به اين حريم را نقض مي كنند. امروزه رسانه ها قدرت بي سابقه اي براي در نور ديدن حريم خصوصي افراد دارند، مانند انتشار خبر كشتن يك كودك توسط والدينش، كشتن همسر به بهانه عشق با ديگري و...ورود در حريم خصوصي افراد از نظر بازخوردهاي اجتماعي و كاركردهايي كه در شكستن مرزهاي خصوصي مردم دارد، داراي اهميت فوق العاده اي است. به گونه اي كه تجسس و افشاي زواياي پنهان زندگي مردم براي دستيابي به اطلاعات جزيي از آنان، به شدت در متون ديني نهي و مذمت شده است. به تعبيرديگر اسلام مي خواهد مردم در زندگي خصوصي خود از هر نظر در امنيت باشند. بديهي است اگر اجازه داده شود كه هر كس به تجسس درباره ديگران برخيزد، حيثيت و آبروي مردم بر باد مي رود و جهنمي به وجود مي آيد كه همه افراد اجتماع در آن عذاب خواهند بود. اين كاركرد منفي رسانه ها( يعني ورود به حريم خصوصي افراد) در كشورهاي جهان نيز ابعاد وسيعي يافته است، به طوري كه در بهار سال 1989 ديوان آمريكا اعلام كرد كه سازمان خبري اجازه ندارد به پرونده هاي F.B.I در زمينه تجاوزهاي جنسي دسترسي پيدا كند.

براي شناخت عملکرد رسانه‌هاي بين‌المللي در امنیت مرزها بايد سه سطح«ساخت»، «فرايند» و «واقعه» را مورد توجه قرار داد. به عبارتي بايد به شکل نظام سرمايه‌داري جهاني که رسانه‌ها را به عنوان ابزاري براي آماده‌سازي بسترهاي فرهنگي و فکري مصرف‌گرايي در کشورهاي پيرامون، به کار مي‌گيرد تکنيک‌هاي تبليغ و اطلاع‌رساني که در اين فرايند به جذب دو قشر انديشمند و متوسط جوامع جنوب کمک مي‌کند و «واقعه‌اي» که در اين کشورها روي داده و به آن «از خودبيگانگي فرهنگي» نام داده مي‌شود، پرداخته مي‌‌شود. در اين طيف «انحطاط فرهنگي» به «انحطاط سازمان اجتماعي» و به دنبال آن «زوال نظام اقتصادي» در کشورهاي جنوب منجر شد و آنها را به رانده‌شدگاني در نظام جهاني تبديل کرد که سعي دارند امروز را پيروز به فردا برسانند.

بنابراين در دنياي جهاني شده، رقابت اقتصادي مبتني بر توليد اطلاعات يک «رقابت امنيتي» محسوب مي‌شود و تمام پيشرفت‌ها بر فناوري‌هاي مربوط به آن متمرکز است. اين تحولات اقتصادي و ارتباطي است که تأمين‌کننده امنيت است. در اين ميان کشورهايي که در اين دو زمينه ضعيف هستند روز به روز حاشيه‌اي‌تر شده و وضعيت وخيم‌تري پيدا مي‌کنند زيرا حضور «دولت‌هاي رسانه‌اي» در عرصه جهاني و تأثير بر تصميم‌گيري‌هاي بين‌المللي «روحيه خودگرداني» دولت‌هاي ضعيف و فاقد امکانات را تحت تأثير قرار مي‌دهد چنان که همه دولت‌ها سعي دارند حضور خود را در رسانه‌ها اعلام کنند و به تعبيري «حضور در رسانه‌ها به معني وجود واقعي است.

بنابراين نظر، مديران نظام‌هاي سياسي ـ اقتصادي قدرتمند مانند آمريکا، انگليس و فرانسه براي افزايش نفوذ و مشروعيت با به‌کارگيري امکانات ارتباطي‌اي چون چهار غول خبري آسوشيتدپرس، يونايتدپرس، رويترز و فرانس پرس و شبکه‌هاي راديو ـ تلويزيوني فراملي، اوضاع سياسي، اقتصادي و فرهنگي کشورهاي پيرامون را آن گونه که مطابق منافع خود باشد تغيير مي‌دهند.(باهنر، 1385)از منظر دیگری کارکرد امنیتی منفی رسانه ها را می توان در حوزه های اصلی دولت،ملت،جامعه مدنی وضریب ایدئولوژیک جامعه مورد بررسی قرار داد.که به لحاظ هم مرز بودن استان آذربایجان غربی با سه کشور خارجی از اهمیت بیشتری برخوردار است. افتخاری (1381)این کارکردهای منفی و امنیت سوز رسانه ها را به شرح ذیل بیان نموده است:

1- بحران سازی:

رسانه های خارجی وداخلی وابسته به استکبارجهانی با افزایش بی رویه توقعات شهروندان،تغییر ارزش ها در جامعه وکاهش ارزش عملکرد دولت در پی آن وتضعیف ضریب ایدئولوژیک جامعه،می خواهندنظام را دچار بحران کارآمدی ومشروعیت کنند.

2- تصویرسازی منفی:

رسانه ها با انعکاس نادرست اخبار وتحلیل های مربوط به نظام جمهوری اسلامی ایران،تصویری از نظام ایجاد می کنند که با آن قادر به جلب حمایت های مردمی نیست.از این آفت می توان به" بیگانه پنداری" دولت نزد شهروندان یاد کرد که عامل اصلی در بروز ناامنی ارزیابی می شود.

3- تشویش وتهییج افکارعمومی:

برهم زدن ثبات فضای عمومی به منظور ایجاد فرصت مناسب برای حضور پررنگ تر رسانه ها درجامعه وتحصیل منافع موقتی وجزیی آنها از جمله آفاتی است که به واسطه عملکرد رسانه های بیگانه رخ می دهد وبرای مردم نتیجه ای جز ناامنی دربرندارد.بازی با افکار عمومی وهدایت آن به عرصه های متناقض ومتفاوت،به خستگی ملت ودرنهایت وازدگی از وضعیت موجود ختم می شود و زمینه مناسبی برای بروز آشوب فراهم می آورد.

4- بسط فرهنگ غیراستدلالی

روی آوردن رسانه ها به روش های" غیراقناعی" ومبتنی براجبار در واقع ماهیت جامعه مدنی را دستخوش تحریف می کند وبه این وسیله امواج ناامنی را به طور پیوسته ازناحیه بازیگران جامعه مدنی و ازبستر رسانه ها ، به جامعه منتقل می سازد.

5- استفاده ابزاری از مردم:

رسانه ها از آنجایی که به یک دیدگاه سیاسی-اجتماعی خاصی نظر دارند،به دنبال جلب نظر مثبت مردم به آرمان ها و اهداف خود هستند.درچنین وضعیتی گردانندگان رسانه ها،نه به اقناع افکار عمومی وجلب پیرو،بلکه به استفاده از قدرت پنهان مردم در جهت تحقق اهداف خود نظر دارند.چنین سیاستی از آنجا که به تحریف افکار عمومی،سلب اعتماد از رسانه،بروز وتشدید اختلافات درمیان مردم وبالاخره نقض اخلاق وقانون می انجامد،سیاستی امنیت سوز ارزیابی می شود.

6- تحریف هنجارها وارزش ها:

رسانه های وابسته به استکبارجهانی سعی می کنند جوهره هنجارهای جامعه را دستخوش تغییر قرار دهند؛ و مفهومی مخالف ومغایر با اراده اولیه تبیین وتبلیغ نمایند.این عملکرد رسانه ها از آن حیث که ماهیت نظام را متحول می سازد،عملکردی ضدامنیتی به شمار می آید."ژودیت لازار" (1380) از این پدیده تحت عنوان "واقعیت سازی" یادکرده ،می نویسد:اطلاعاتی که از رسانه ها پخش می شودتاحدود زیادی به برداشت های عموم در برابر واقعیت شکل می دهد.درنتیجه،اتفاقات،افکارومفاهیمی که افراد با آنها تفکرات ونظرهای خود را درمورد واقعیت اجتماعی سازمان می دهند،تاحدود زیادی از رسانه ها گرفته می شود.

7- بهره برداری حزبی از ارزش های ملی:

منظور سیاستی است که در آن هنجارها وارزش های موجد نظام به نفع منافع حزب وگروهی خاص فدا می شوند. این که اصول بنیادینی چون ولایت فقیه یا ضرورت تامین منافع ملی از سوی گروه های مختلف و درسطح رسانه ای برای ضربه زدن به رقیب سیاسی مورد نقدهای بی شمار قرارگیرند، در واقع عملی امنیت سوز ارزیابی می شود؛چراکه اصل نظام را تضعیف می سازد.(افتخاری،1380)

تاثیرگذاری رسانه ها از چه مبانی تئوریکی برخوردار است؟

مطالعات فرهنگي در مناطقي كه علم در آنها پيشرفت بيشتري داشته است به عنوان يك پژوهش نوين مورد توجه قرار گرفته است . در اين مطالعات علوم ارتباطات جايگاه ويژه‌اي داشته است، جايگاهي كه بايد هرچه بيشتر و بهتر توسعه بيابد. كشورهايي همچون آلمان و انگليس پيشتاز اين مطالعات‌اند. زيرا ماركس و فرويد آغازگر تئوري انتقادي در علوم اجتماعي و تئودور آدورنو و هوركمايمر ادامه‌دهنده آن در آلمان بودند، در حالي كه تئوري‌هاي مربوط به مطالعات فرهنگي در انگليس توسط ويليامز و تامسون در خط مشي جداگانه‌اي سير مي‌كردند، خطوط اصلي تئوري‌هاي مربوط به مطالعات فرهنگي در آلمان بيشتر در مورد تنزل فرهنگ مردم و افزايش برنامه‌هاي مبتذل و عاميانة راديو و تلويزيون بودو اين خطوط در تئوري‌هاي مربوط به مطالعات فرهنگي در انگليس بيشتر بر اين موضوع تأكيد داشت كه رواج و انتشار گسترده سرگرمي‌ها از كجا شروع شد، و بايد تا كجا ادامه يابد.با وجود اختلاف‌نظرها در تئوري انتقادي آلمان و تئوري‌هاي مربوط به مطالعات فرهنگي در انگليس، نظرات مشتركي نيز در اين تئوري‌ها يافت مي‌شد. در نظريه انتقادي سه موضوع مهم، «قدرت»، «فرهنگ» و «رسانه‌ها» بيش از ساير موضوعات مورد تأكيد قرار داشت.دو نظريه فوق‌الذكر هر كدام بر چارچوب‌هاي خاص خود قرار داشته و اساس و پايه آنها بر اساس نظريه علوم اجتماعي بنا شده بودند و مفاهيم صريح و اصلي آنها بر انسان تأكيد داشته و دارد.اكنون به اين مسأله مي‌پردازيم كه كدام تئوري در اين زمينه نقش اصلي را بازي مي‌كنند. ارتباطات ميان فردي و بين رسانه‌اي مي‌تواند به‌مثابه يك نظر ادغام شده فرهنگي مد نظر قرار گيرد زيرا به هيچ‌وجه نمي‌توان از تبادل سادة اطلاعات بين افراد سخن به ميان آورد. ارتباطات بيش از همه مجموعه‌اي از فرآيندهاي نمادين است كه مي‌تواند به وسيله واقعيات بوجود آمده باشد و توسعه پيدا كند. هنگامي كه فرهنگ به‌مثابه يك سيستم منظم از الگوها ديده شود، ارتباطات به كمك الگوهاي فرهنگي مي‌آيد و در اين حال است كه فرهنگ و ارتباطات زنجيروار با يكديگر مرتبط مي‌شوند. يعني الگوهاي مورد مطالعه از كنش و واكنش‌‍‌هاي اجتماعي به وجود مي‌آيند و ناشي از فرآيندهاي اجتماعي‌اند. فرآيندهايي كه انسان در آن با شخصيت اجتماعي خود و با محيط نمادين ارتباط مستمر دارد، و ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه فرهنگ بدون ارتباطات نمي‌تواند به وجود آيد و برعكس، ارتباطات با پيشينة فرهنگي شكل مي‌گيرد همان‌طور كه گفت‌وگو با زبان و عمل با تفكر.بدين ترتيب است كه ارتباطات يك فرآيند را به واقعيت تبديل مي‌كند البته اين سؤال باقي مي‌ماند كه ارتباط بين فرد و رسانه چگونه اتفاق مي‌افتد و شكل مي‌گيرد. تفسير و ساختار مفاهيم از يك طرف تجربيات انساني و آگاهي‌هاي يك فرد را مي‌سازند و از طرف ديگر متون فرهنگي مناسب و استدلال‌هاي اجتماعي را بنيان مي‌نهند.هر ارتباط رسانه‌اي بايد داراي سه شرط باشد: اولاً نشاندهنده چگونگي كاركرد ارتباطات بين رسانه‌ها و انسان‌ها باشد؛ ثانياً تئوري اجتماعي مناسب داشته باشد تا بتواند هم دلايل ايجابي خود را و هم شرايط اجتماعي و تاريخي متون ارجاعي و مفاهيم اختصاصي را قابل شناخت نمايد و ثالثاً داراي شكل قابل فهم، دائمي و كنشي باشد تا بتواند ديدگاه انسان را در مورد جامعه بسط و توسعه دهد. زيرا مطالعات فرهنگي باعث مي‌شود تا ارتباطات قابل فهم گردد و به‌طور خلاصه مطالعات فرهنگي، ارتباط‌دهنده، منظم و بازسازي‌كننده شرايط اجتماعي و فرهنگي است.رسانه‌ها، توليدكنندة پيام‌هاي رمزدار با موضوعات فرهنگي‌اند و نقش به‌سزايي در حمل و ارائه اين پيام‌ها دارند، زيرا باعث مي‌شوند افراد نگرش ويژه‌اي نسبت به جامعه داشته باشند نگرشي كه موجب نماياندن واقعيات و مفاهيم شده و اين واقعيات و مفاهيم را در دسترس عموم قرار مي‌دهند. زيرا مفاهيم ناشي از كنش و واكنش‌هاي ساختاري رسانه‌ها و پيام‌هاي اجتماعي و فرهنگي مستدل هستند. رسانه‌ها نه تنها حامل پيام هستند بلكه به‌مثابه مؤسسات اقناعي و لوازم ارتباطي كه در چارچوب تسلط بر افكار عمومي‌اند فعاليت مي‌كنند و اين را با تفسير جانبدارانه پيام و به پذيرش عامه درآوردن آن انجام مي‌دهند. عملكرد رمزگشايي از پيام نخستين وظيفه رسانه‌ها براي برقراري ارتباط است.پيام‌هاي با بار معنايي متوسط، زماني براي افراد قابل پذيرش‌اند كه آنان را تا حدودي اقناع نمايد و تسلط رسانه‌ها بر افراد يعني پيام‌ها دست‌كم يك سطح برجسته داشته باشند تا پاسخگوي خواسته‌ها باشند و همچنين نيازهاي مرسوم افراد را پوشش دهند.براساس اين ديدگاه، در مطالعات فرهنگي، موقعيت اجتماعي فرد به‌مثابة هستة اصلي و مركزي پذيرش رسانه‌ها قرار مي‌گيرد زيرا ساختار معنايي با شيوة زندگي افراد مشخص مي‌شود ساختاري كه با انگيزه و اهداف جذب شده ارتباط تنگاتنگي دارد.نوع زندگي، نسل، جنسيت، نظام ارتباط اجتماعي و علايق انساني باعث شكل دادن به ديدگاه و جهت ارتباطي مي‌شود. تكامل نگرش مطالعات فرهنگي موجب شده كه فهم ارتباطات ميان كنش نمادين و خلاقيت‌هاي فردي از نظر تئوري ضابطه‌مند نمايد و بر روي زمينه‌هاي شخصي و وصفي فرد در ارتباطات تمركز بيابد تا ارتباطات به‌مثابه تعامل اجتماعي مورد توجه قرار گيرد، تعاملي كه منشأ آن ارتباط رودررو است.براي دستيابي به اين تعامل و قرارگيري در وضعيت مورد نظر بايد از مفاهيم خاص و تفاسير منتظم استفاده نمود، هر دو نظريه، يعني هم نظريه انتقادي آلمان و هم تئوري مربوط به مطالعات فرهنگي در انگليس، اساس و پاية تئوري ارتباطات را تشكيل مي‌دهند زيرا هر دو اصولي مشابه دارند يعني به طراحي مفاهيم انساني اشاره مي‌كنند و از طرف ديگر به تكميل آن مي‌پردازند تا جايي كه اين تئوري‌ها بر هر گفتار، رفتار، كردار و موضوعات ساختاري و همچنين خلاقيت فردي و استدلال‌هاي اجتماعي شكل گرفته تأكيد مي‌ورزند.(کروتز فریدریش،1385)

نتیجه گیری و ارائه راهکار

اگر افكار عمومي را به معناي «واكنش گسترده توده جامعه نسبت به حوادث و جريـانـاتي كه اغلب افراد آن مجموعه آنها را حيـاتي و مهم تلقـي مي كنند» فرض نموده و از سوي ديگر قدرت تأثيرگذاري رسانه ها در خلق يا رفع چنين واكنش هايي را مد نظر قرار دهيم؛ توان فوق العاده انگيزشي رسانه به عنوان «سائقه بي رقيب» در جهت دهي به تمايلات، رفتارها و احساسات مخاطبين- كه اتفاقا درشعاع اثر آرگومان آن قرار دارند- اهميتي دوچندان مي يابد.با توجه به اهداف وسیاستها وماهیت برنامه های تلویزیونی کشورهای همسایه که به راحتی در این استان قابل دریافت می باشند،این اثرگذاری وجهت دهی به تمايلات، رفتارها و احساسات مخاطبين از اهمیت وحساسیت ویژه ای برخوردار می باشد.در جهان كنوني كه جهانيان، محيط پيراموني خويش را از دريچه رسانه ها مي نگرند، نقش واژگونه نمايي گونه هاي واژگان توسط ابزار رسانه اي درخلق آني آثار تبعي مطلوب نظر «رسانندگان» به خوبي متبادر مي گردد. از اين رو رسانه ها كه اصالتا راويان وقايعند به «خالقان حوادث» بدل گرديده اند و طراحان «هندسه جمعي» با اين چنين ابزاري دقيق به جهت دهي خيزش هاي منتجه ناشي از سيلان اطلاعات، در راستاي «مهندسي اجتماع» به سمت و سوي مطلوب خويش مي پردازند. نقش همراهي افكار عمومي با افكار و منافع نظام سلطه در پيشبرد اهداف استعماري، آنان را وا مي دارد تا برخلاف رسالت اطلاع رساني صحيح آن و با سوءاستفاده از رسانه ها از اين ابزار خدوم به عنوان سربازي مطيع در هژموني استيلاجوي خويش بهره بگيرد.(فیروزکوهی،1384)

به همین جهت رهبرفرزانه انقلاب اسلامي، رسانه هاي جهاني را در عصر حاضر جاده اي يكطرفه و درخدمت انعكاس خواسته هاي صاحبان امپراتوري رسانه اي دانسته و خاطرنشان می نمایندکه: امروز رسانه هاي دنيا به طور كامل در انحصار كساني است كه بزرگ ترين كارخانه هاي اسلحه سازي و ويرانگرترين بمب هاي اتمي را در اختيار دارند و خواستار حاكميت فضيلت اخلاقي، دين، معنويت و صلح در جهان نيستند. حضرت آيت الله خامنه اي در تبيين جاده يكطرفه رسانه اي دنيا و نقش اين رسانه ها در بزرگنمايي هر آنچه كه به مصلحت صاحبان قدرت است،می افزایند: امروز مصلحت صاحبان زر و زور اقتضا مي كند كه رسانه هاي تحت سلطه آنها اسلام را مساوي تروريسم و آمريكا را مظهر حقوق بشر و دموكراسي نشان دهند. اين دروغ هاي بزرگ با استفاده از ابزارهاي پيشرفته و پيچيده ترين شيوه ها به عنوان حقيقت به مردم دنيا القا مي شود.

کمیسیون حقوق اسلامی انگلستان طي گزارشي اعلام كرده است : دولت های غربی با ساختن فیلم های تبلیغاتی علیه مسلمانان، از آنها چهره ای شرور و اجتماع گریز ارایه می دهند.بنابر گزارش اسلام نیوز، از بین 1250 مسلمان انگلیسی كه در طرح نظرسنجي كميسيون حقوق اسلامي شركت كرده اند، 62 درصد آنها عقیده دارند که رسانه های غربی مسلمانان را افرادي متعصب و افراطی جلوه مي دهند و با اين كار سعي دارند موج اسلام گريزي را در جهان افزايش دهند.(شبستان،1386)از آنجائی که نمي توان از دشمنان آزادي و استقلال، توقع انعکاس واقعيات را داشت ، جريان سالم رسانه اي توسط رسانه هاي کشورمان ايران و کشورهاي همجوار مي تواند در خنثي کردن تبليغات رسانه اي دشمنان نقش موثري ايفا کند .لازمه رسيدن به چنين هدفي اين است که ارتباط نزديک تري ميان رسانه هاي کشورهای اسلامی منطقه از طريق تبادل تجربيات و انتقال دستاوردها ايجاد شود. رسانه های ملی با وجود رقبایی چون ماهواره ورسانه های کشورهای بیگانه باید نسبت به تحرک وفعالیت بیشتر تهییج شوند.نظام جمهوری اسلامی ایران نیازمند وجود رسانه های کارآمد وموثری است که بدنه نظام سیاسی را از انواع فسادهای احتمالی صیانت کنند.رسانه های ملی می توانند تصویر ذهنی مردم را از حکومت دستخوش تحول سازند وبه این ترتیب با افزایش میزان ضریب ایدئولوژیک ویا ارزش عملکرد فعالیت های دولت به ارتقای ضزیب امنیتی جامعه کمک کنند.اقبال دولتمردان به رسانه ها وتلاش برای همکاری در قالب پاسخگویی به مسائل مطرح شده از سوی آنها،فراهم آوردن امکانات وتسهیلات برای خبرنگاران جهت انجام وظایف نظارتی گام موثری در این راستا می باشد.

رسانه های ملی با توجه به ارتباط گسترده ومستقیم با مردم،از خواسته های حیاتی،مهم،قابل تعدیل وتشریفاتی مردم مطلع هستند؛این امر موجب می شودکه با انعکاس صحیح ومناسب خواستنه های مردم،دولت را در طرح برنامه ها وتدوین راهبردها یاری رسانند.از سوی دیگر عملکرد تخصصی رسانه های ملی واطلاع آنها از نتایج واقعی عملکرد دولتمردان،این امکان را به آنها می دهد که با انعکاس صحیح ومناسب اطلاعات،مردم را نسبت به عملکرد دولت آگاه تر ومطلع تر سازند.براین اساس اطلاع رسانی بر دو عامل "رضایت شهروندی" و"کارکرد دولتی" در امنیت داخلی تاثیر مثبت می گذارد و می تواند فعالیتی امنیت ساز برای نظام تلقی شود. از سوی دیگر رسانه های ملی با اطلاع رسانی گسترده ومناسب به ارتقای سطح دانش وفرهنگ در جامعه کمک کرده وبه این وسیله بستر بروز بسیاری از ناامنی ها را که ریشه در توسعه نیافتگی فرهنگ ملی دارد،ازبین می برند. وبه واسطه اعتباری که نزد شهروندان دارند،با اخبار ونوع تحلیل هایی که ارائه می دهند،عناصر اصلی نظام سیاسی را که همان شهروندان هستند به یکدیگر نزدیک سازند واز تشدید اختلافات و واگرایی مزمن آنها جلوگیری نمایند.واین گونه رسانه های ملی می توانند با ایجاد وفاق اجتماعی ، اتحاد ملی وانسجام اسلامی نقش عمده ای در ایجاد ثبات وامنیت داخلی ایفا نمایند.

بحث را با فرازی از کلام گهربار مقام معظم رهبری به پایان می رسانیم که فرمودند:"امروز رسانه‏ها در دنيا فكر، فرهنگ، رفتار و در حقيقت هويت فرهنگى انسان ها را القاء مى‏كنند و تعيين‏كننده هستند. رسانه‏ها مى‏توانند در بهبود وضعيت زندگى انسان مؤثر باشند؛ مى‏توانند در گسترش صلح و امنيت جهانى مؤثر باشند؛ مى‏توانند در ارتقاى اخلاق و معنويت در ميان انسان ها مؤثر باشند و مى‏توانند انسان ها را خوشبخت‏تر كنند."

والسلا

منابع ومآخذ

1- احراری،ابراهیم(1382)نقش رسانه ها در کنترل جامعه،فصلنامه پژوهش وسنجش،شماره 37،بهار.

2- افتخاري‌، اصغر(1380)، چهره‌ دوم‌ جهاني‌شدن‌، تهران‌، نشر مطالعات‌ راهبردي‌، چاپ‌ اول‌.

3- افتخاری،اصغر(1381)فضای امنیتی رسانه، فصلنامه پژوهش وسنجش،شماره 31و30،تابستان وپائیز

4- افتخاري‌، اصغر(1380)درآمدی برخطوط قرمز در رقابت های سیاسی،تهران،مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری.

5- باهنر،ناصر(1385)فناوریهای رسانه ای وایفای نقشهای فرهنگی-چالشهاوراهبردهایی در توسعه فرهنگی، مجله رسانه،شماره67،دفتر مطالعه وتوسعه رسانه ها.

6- پست من،نیل(1371)چگونه رسانه های گروهی فرهنگ را دگرگون می کند،ترجمه ش،ز رستگار، تهران،موسسه اطلاعات.

7- ترزیس،جرج(1384)نقش رسانه ها در دوران بحران،ترجمه عباس محمدی شکیبا، فصلنامه پژوهش وسنجش،شماره 43و42،تابستان وپائیز.

8- داوري‌(1381) مجموعه‌ مقالات‌ جهاني‌سازي‌، فصلنامه‌ كتاب‌ نقد ، شماره‌ 25 و24، زمستان.

9- ‌ رضایی،محمد وغلامرضا کاشی،محمدجواد(1384)چالش های بازتولید هژمونی دولت از طریق گفتمان مدرسه،مجله جامعه شناسی ایران،دوره ششم،شماره4،زمستان.

10- ژودیت لازار(1380)افکارعمومی،ترجمه مرتضی کتبی،تهران،فی .

11- ساروخانی،باقر(1368)جامعه شناسی ارتباطات، تهران،موسسه اطلاعات.

12- سازمان ع.س.ناجا (1376) توسعه وامنیت عمومی،جلد دوم،تهران،انتشارات سازمان ع.س.ناجا.

13- فیروز کوهی،مهدی(1384) جنگ رسانه ای در چالش هسته ای علیه ایران.

14- کروتز،فریدریش(1385)شخصیت اجتماعی وهویت ارتباطاتی،تهران،دفتر مطالعات وتوسعه رسانه ها.

15- لنگرودی،جعفر(1372)نورولوژی ترمی،تهران،بی نا.

16- ماندل،رابرت(1379) چهره متغیر امنیت ملی،ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی،تهران،انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی.

17- محسنیان راد،مهدی(1369(ارتباط شناسی،تهران،انتشارات سروش.

18- محمدی،علی(1385)آیا رسانه ها بازتاب هویت وفرهنگ مردم هستند،مجله رسانه،شماره67،دفتر مطالعه وتوسعه رسانه ها.

19- میرحیدر(مهاجرانی)،دره(1371)مبانی جغرافیای سیاسی،تهران،انتشارات سمت.

20- هال،استوارت(1382)رمز گذاری/رمزگشایی گفتمان تلویزیونی،در سایمن دورینگ(ویراستار)، مطالعات فرهنگی،تهران،انتشارات آینده پویان.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 23:41 | لینک ثابت |

 
business article