همه جوانب زندگی در دنیای معاصر یا آینده کم و بیش از فرایند جهانی شدن تأثیر می پذیردو لازمه ی گام برداشتن در مسیر فرآیند جهانی شدن، افزایش کارآمدی و کفایت نظام آموزشی و یادگیرندگان در برخورد با چالش و بحران جهانی شدن، انجام بازنگری هایی در مؤلفه های نظام آموزش و پرورش ضروری است. نکته ی مهم این است که دنبال کردن مسیری که ما را به ساختارهای استانداردتر، منسجم تر، متمرکزتر و قانونمندتر برساند ما را به بن بست می کشاند. یعنی مسیر آینده از این راه نمی گذرد و ما باید را همان را عوض کنیم.(مجیدی،1380).
مجیدی(1380) خصوصیات گوناگونی را برای آموزش آینده که متناسب با جهانی شدن است بیان می کنند:
□ اولین خصوصیت دوران آموزشی آینده آن است که با دیدگاه درخت گونه به علوم و دانش ها نگاه نمی کند بلکه ساختاری گراف شکل را برای موضوعات و مباحث علمی تصور می کند، که از هر زاویه ای به این گراف می توان نگاه کرد. در آینده دیگر هیچ رشته ای نمی تواند خود را متولی انحصاری یک موضوع علمی بداند. مرزهای بین شاخه های علمی شکسته می شود و به جای شاخه های علوم، موضوعات علمی مستقلاً به عنوان محور تلقی می شوند. با وسعت یافتن موضوعات علمی و شاخه شاخه شدن ها و ممزوج شدن آنها در شاخه های بینابینی و پدید آمدن موضوعات جدید، معلوم نیست اصولاً یک فراگیر در طی دوران تحصیلی یا کار خود، اصلاً سروکاری با مباحث مطرح شده در همه قسمت های علوم پایه داشته باشد.
□ آموزش موضوعات علمی به صورت عمومی، باید مبتنی بر اندیشه و استدلالی باشد تا نشان دهد که یادگیری موضوع مربوطه واقعاً ضرورت و کاربرد دارد. باید برای تعلیم هر موضوع علمی به هر فراگیر، استدلالی کاملاً روشن، شفاف و صریح وجود داشته باشد که کاربرد آن موضوع را در هدف نهایی فراگیر مشخص سازد.
□ آموزش دوره ی آینده، علاوه بر قدرت تجزیه، به قدرت ترکیب و قدرت طراحی تکیه می کند. در برخورد با دنیای وسیعی از موضوعات علمی مختلف، شخص باید قدرت آن را داشته باشد تا علاوه بر شناسائی خود موضوعات به صورت مستقل، رابطه بین موضوعات را نیز درک کند تا تجسمی صحیح از یک مسئله داشته باشد.
□ در دوران آینده آموزش، ابزارها یکی از بخش های مهم آموزش تلقی می شوند. در مباحثی چون فیزیک، شیمی، رایانه و حتی ریاضیات، آشنائی با ابزارها و چگونگی استفاده از آنها در جهت به کارگیری یا مطالعه ی مباحث تئوریک مطرح شده، جایگاه مشخصی را در برخواهند گرفت. در عین این که استقلال مباحث تئوریک و غیره وابسته بودن به ابزارها حفظ می شوند.
□ مدرک تحصیلی از شکل خطی امروزی آن (دیپلم،کارشناسی،دکتری) به شکل غیر خطی و چند وجهی و چند بعدی در خواهد آمد.
□ تنوع شرایط و خصوصیات جهانی شدن، به انسان ها و افرادی نیاز دارد که در مقابل این تنوع، دارای قدرت تصمیم گیری باشند انسان های آینده باید روی پای خود بایستند
و بخش عمده ای از تصمیم گیری ها بر عهده خود افراد خواهد بود، زیرا هر یک از آنها با شرایط، مسائل، خاص برخورد می کنند. شخص باید اعتماد به نفس داشته باشد و خود را بشناسد و توانائی مدیریت خود را داشته باشد.با بتواند شخصاً تصمیم گیری کرده
و راه خود را بیابد. آموزش آینده باید تلاش کند نفس، برنامه ریزی کارهای خود، ارزیابی خود، شناخت ابعاد و ویژگی های خود، صبر و استقامت، پشتکار،جدیت،خلاقیت، مسئولیت پذیری، نظم و نظایر آن از موضوعات اصلی و نه حاشیه ای آموزش است.
□ توأم شدن آموزش وکار نیز یکی از پیامدهای جهانی شدن است. جامعه ی آینده به آموزشی نیاز دارد که به موازات کار انجام شود و مستقیماً در راستا و جهت کارهائی است که شخص به آنها مشغول است و یا قصد انجام آنها را دارد. مدت آموزش به تمام طول عمر کاری شخص افزایش می یابد.
جهانی شدن و تصمیم گیری در نظام آموزش و پرورش
ما نیاز به تنوع داریم تا بتوانیم با جامعه ی متنوع آینده خود برخورد کنیم. در یک فضای متنوع، امکان تصمیم گیری متمرکز و واحد وجود نداد. نظام آموزشی باید بتواند از توانائی ها و قدرت تصمیم گیری تک تک افرادی که در آن قرار دارند و بهتر است بگوئیم از تک تک افراد جامعه (از افرادی که مستقیماً د رنظام آموزش درگیر هستند، سایر افراد جامعه نظیر متخصصان و صاحبان مشاغل و حتی خود فراگیران)، استفاده کند. نظام آموزشی باید به گونه ای باشد که این افراد تصمیم سازی کنند و تصمیم های جدید خلق کنند.
مجیدی (1380) در کتاب نظام برتر می گوید: محیط آینده به واسطه ی دو نیاز و خصوصیت، اول تنوع و دوم تغییر و تحول، سریع شکل و عوامل اصلی ساختار تصمیم گیری، آینده را تعیین می کند. براساس این دو خصوصیت،توزیع تصمیم گیری، دانش تصمیم گیرندگان، اطلاعات برای تصمیم گیری، تصمیم گیری خلاق وتصمیم سازی، استفاده از انسان ها و تفکر آنها برای تصمیم گیری و در نهایت سرعت تصمیم گیری، عوامل محوری ساختار تصمیم گیری نظام آموزشی آینده را تشکیل
می دهند.
او معتقد است تفکر چهار دسته از افراد در امر آموزش موثر است.اول سیاست گزاران کلان و دولت مردان، دوم مجریان و مربیان و کادر آموزشی، سوم فراگیران و چهارم خانواده و اطرافیان فراگیران. در آینده، قدرت انتخاب کتاب درسی توسط مربی و حتی فراگیر، قدرت ارائه ی مفاد آموزشی توسط افراد مختلف وبه صورت آزادانه، قدرت ارائه ی رشته های درسی کاملاً متفاوت و غیر استاندارد و حتی چیزهایی نظیر اختیار فراگیر در تعیین سوالات (هر چند که ممکن است غیر منطقی به نظر برسد)، احتمالاً چیزهای بدیهی خواهد بود که با آن مواجه خواهیم شد.در واقع توزیع تصمیم گیری
و توزیع فعالیت های آموزشی جنبه های بسیار وسیع تری از اینها را در برخواهد داشت.

