تبليغاتX
طنین تربیت

تاكنون در مورد مفهوم جهاني شدن، اصول و ويژگيها و نتايج و پيامدهاي آن بحث و گفتگو كرده‌ايم. اينك مي‌‌خواهيم ببينيم ديدگاه اسلام در مورد پديده جهاني شدن چيست.نكته مهم در ابتداي اين بحث آن است كه ما مدعي نيستيم پديده‌هاي معاصر مانند جهاني شدن با همين بار معنايي و شبكه مفهومي آن در عصر حاضر، در متون اسلامي آمده است بلكه معتقديم كه پديده‌هاي فكري هر عصري مباني معرفتي خاص خود را دارند كه ناشي از جهان‌بيني‌ها و ايدئولوژي‌هاي حاكم بر آنهاست و براين باوريم كه اسلام مبادي فكري و نظري قوي و جامعي دارد كه اگر به زبان روز استخراج و تبيين شود مي‌‌تواند چراغي فروزان فرا راه انسان معاصر باشد البته كتب مقدس ديگر نيز مانند عهدين ادعاي ارائه اين مبادي را دارند اما مقايسه مباني فكري اسلام با ديگر اديان مقدس برتري بي‌چون و چراي اسلام و قرآن را ثابت مي‌‌كند. (بوكاي موريس،1364)

از اين رو بايد گفت آنچه امروزه از آن تحت عنوان فرآيند جهاني شدن نام برده مي‌‌شود علي رغم وجود نزديكي و شباهت‌ها از جمله حذف مرزهاي جغرافيايي و سياسي، با مفهوم جهاني شدن از ديدگاه اسلام مطابقت ندارد ولي مسلم آن است كه اسلام منافاتي با موضوع جهاني شدن و جهاني‌سازي ندارد ولي ويژگي‌هاي جهاني شدن از منظر اسلام با ويژگي‌هاي اصطلاحي امروزي آن متفاوت مي‌‌باشد.

جهاني شدني که امروزه شاهد آن هستيم به يک معنا جهاني شدن سـرمايه داري است که ابتناء شـديدي برمعادلات اقتصـادي واختراعات جديد درحـوزه ارتباطات دارد. اما جهاني سازي اديان صبغه فرهنگي- ايدئولوژيک دارد و اساسا مخاطب آن فرد فرد انسانها است. طبيعي است اين دومي عميق تر ديرياب تر ومستلزم تلاش و هزينه بالاتري است. چه اينکه انسانها و جوامع در حوزه هاي فرهنگي و ايدئولوژيکي مقاومتهاي بيشتري از خود نشان مي دهند. از سـوي ديگر “ فاعل مختار” در آن نقشـي اساسي ايفـا مي کند اما در جهاني شدن سـرمايه داري تحولات تکنولوژيکـي باعـث تغييرات ساختاري جـوامع مي شوند و ساختار، افرادرا به تبعيت از اين نظام و تطبيق و انطباق کارکردي وا مي دارد.

مروري بر مفاد متون دين و فرهنگ دين ما را به اين واقعيت غيرقابل انكار روبرو مي‌‌سازد كه دين اسلام يك دين جهاني است و در تجربه تاريخي خود همواره براي جهاني شدن كوشيده است. نه تنها دين اسلام بلكهاديان آسماني چون مسيحيت نيز ادعاي جهاني دارند. به اين معنا که رسالت خود را هدايت بشر در کل جهان مي دانند و مخاطبان پيام هاي وحياني آنها به منطقه و قوم و مردم خاصي محدود نمي شود. کتابهاي تاريخي راههاي مختلف عالم گستري اديان را در مراحل زماني و مکاني مختلف به خوبي بازگو مي کنند، همچنين اعتقاد به ظهور منجي و مهدويت در معناي عام خود يک باور فراگير در بين انسانها بو در اديان مختلف چنين اعتقادي به نحو ملموس و بارزي تجلي يافته است و منجي با تعابير مختلفي چون “کالکي” در آيين هندو، “مسيحا” در آيين يهود و مسيحيت، “سوشيانت” در زرتشت و در نهايت مهدي(عج) در فرهنگ اسلامي ياد شده است. چنين تعابير و باورهايي به رغم تفاوت هاي خاص خود در تاکيد بر ظهور يک منجي جهت گشودن راه جديدي فرا روي انسان در جهت نيل به سعادت ابدي مشترک هستند. در واقع مهدويت و منجي گرايي دغدغه تمامي انسانها در دورانهاي مختلف تاريخي بوده است و آنچه که در همه اينها مشترک است، اين است که منجي گرايي در همه اين آيين ها محدود به سرزمين خاصي نمي شود. در واقع انتظار از منجي، انتظاري جهاني است و به يک معنا مهدويت و جهاني شدن با يکديگر مرتبط هستند جهاني شدن اسلام داراي مباني فكري معتبري است. منظور از مباني فکري اصولي است که در چهارده قرن گذشته تمدن اسلامي را ممکن ساخته و تداوم بخشيده است و خود نويد بخش جهاني شدن تمدن اسلامي است.ازمهمترين آنهاعبارتنداز:

الف)فطرت گرايي: بدين معنا که آموزه هاي دين اسلام منطبق بر فطرت بشري است. توحيد که شرط ورود به اسلام و جامعه جهاني اسلام است، از فطرت خداجوي انسان ريشه مي گيرد. در واقع يکتاپرستي نقطه اشتراک همه انسان هايي است که در جامعه جهاني اسلام مشارکت مي ورزند.

ب) آخرت گرايي: عاقبت جويي و فرجام خواهي در انديشه ديني، اعتقاد به معاد است. نقش باور به معاد در جهت گيري زندگي فردي، اجتماعي و جهاني بسيار حياتي است. چرا که چنين اعتقادي، رفتار اجتماعي را کنترل مي کند. در قرآن آيات فراواني ناظر به اين مولفه است، از جمله مي فرمايد: “آيا چنين پنداشتيد که شما را بيهوده آفريده ايم و هرگز به سوي ما باز نمي گرديد.

ج) کرامت انساني: از نظر اسلام، انسان موجودي است مادي و معنوي، ناسوتي و ملکوتي. بنابراين برنامه جهاني شدن اسلامي مبتني بر کرامت انساني است و نه ناظم به تنها وجوه مادي زندگي بشري.

تحقق اين جهاني شدن اسلام و قوام آن نيازمند ساختار است. مولفه هاي ساختاري اين نظام جهاني عبارتند از:

1) حاکميت خداوند: به اين معنا که اراده الهي بر سراسر جهان، حاکم است و ادامه هستي به اراده او متکي است. خداوند نيز انسان را بر سرنوشت خويش حاکم کرده است و حاکميت خداوند در زمين به دست خليفه او، انسان كه اشرف مخلوقات وگل سرسبد نظام آفرينش است صورت مي گيرد..

2) امامت و رهبري: به اين معني که اولا نظام جهاني اسلام به يک امام و رهبر نيازمند است. ثانيا از آنجا که اين نظام مدعي سعادت بشري است، لازم است مکانيسم انتخاب امام و رهبر آن الهي و برگزيده خداوند باشد. در فرازي از نهج البلاغه آمده است که “و خلف فيکم ما حلفت الانبياء في اممهم، اذلم يترکوهم هملا، بغير طريق واضح و لا علم قائم” به اين معني که “او نيز چون پيامبران امت هاي پيشين براي شما ميراثي گذاشت، زيرا که ايشان امت خود را وانگذارند مگر به راهنمايي راهي روشن و نشانه اي معين. از کارکردهاي امامت و رهبري ايجاد وحدت و يکپارچگي، زعامت معنوي و اسوه بودن است.

3) امت واحده: جامعه جهاني اسلامي، جامعه اي همگون و متکامل است و در بستر آن ارزشهاي اسلامي شکوفا مي شود و از همه ابزارها براي تحقق عقلانيت، معنويت و عدالت بهره مي گيرند. خداوند مي فرمايد: “و ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاتقون” يعني “امت شما امت واحده اي است و من پروردگار شما هستم، پس از مخالفت فرمان من بپرهيزيد."

4) قانون واحدجهاني: حديث ثقلين راز سعادت دنيوي و اخروي را به خوبي منعکس کرده است و آن اقتدا به کتاب خداوند و اهل بيت عليهم السلام است. در واقع هم دغدغه بهترين قانون و هم دغدغه بهترين و صالح ترين مجري قانون حل شده است.( محمدي نژاد،1385)

اسلام مسأله جهاني شدن و تشكيل جامعه جهاني و حكومت جهاني را در كلام وحي مطرح كرده است. مستندات و ادله قرآني زير را مي‌‌توان براي اثبات اين موضوع بيان نمود:

1- آيات زيادي از قرآن كريم به صراحت يا به صورت غيرمستقيم از جهاني شدن رسالت اسلام و محدود نبودن آن به مكان يا زمان معين سخن گفته و نگاه جهاني دين اسلام را حكايت و ترسيم نموده‌اند.

«قل يا ايها الناس اني رسول الله اليكم جميعاً»(اعراف،158)

«اي رسول ما به خلق بگو كه من بر همه شما جنس بشر رسول خدايم»

«يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم و الذين من قبلكم لعلكم تتقون»(بقره،21)

«اي مردم خدايي را بپرستيد كه آفريننده شما و پيشينيان شماست باشد كه منزه شويد»

«و ما ارسلناك الاكافه للناس»(سباء،28)

«و ما تو را جز براي اينكه عموم بشر را بشارت دهيم نفرستاديم»

«و ما ارسلناك الارحمه للعالمين»(انبياء،107)

«و‌اي رسول ما تو را نفرستاديم مگر آنكه رحمت براي اهل جهان باشد»

«تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيرا»(فرقان،1)

«بزرگوار آن خداوندي است كه قرآن را بنده خاص خود نازل فرمود تا اهل عالم را متذكر و خدا ترس گرداند»

«ان الله اصطفي آدم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران علي العالمين»(آل عمران،33)

«به حقيقت خدا برگزيد آدم و نوح و ال ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان»

«هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله...»(فتح،28)

«او خدايي است كه رسول خدا را قرآن و دين حق به عالم فرستاد تا او را بر همه اديان غالب گرداند»

در آيات شريفه فوق به اين مطلب اشاره شده است كه پيامبر گرامي اسلام (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) پيام قرآني خود را كه همان وحي الهي است با ويژگي ابديت براي تمام بشريت اعلام كرده است و آيات مزبور دلالت دارند بر فراگير جهان شمول نظام حقوقي اسلامي و اينكه رسالت پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) جهاني و براي تمام انسانها است.

2- آياتي كه در آنها تشكيل جامعه جهاني بشارت داده شده است.

«و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون»(انبياء،105)

«و ما بعد از تورات در زبور داود نوشتيم كه البته بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد»

«وعد الله الذين آمنوا منكم وعملو صالحات ليستخلفنكم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبد لنهم من بعد خوفهم امنا...» (نور ،55)

«و خدا به كساني كه از شما مؤمنان ايمان آرد و نيكوكار گردد وعده فرموده است كه در زمين خلافت دهد چنان كه امم صالح پيامبران سلف جانشين پيشينان خود شوند و علاوه بر خلافت دين پسنديده آنان را بر همه اديان تمكن و تسلط عطا كند و بر همه مؤمنان پس از خوف و انديشه از دشمنان ايمني كامل دهد.»

«يا ايها الذين آمنوا ادخلوا في السلم كافه و لاتتبعوا خطوات الشيطان»(بقره،208)

«اي اهل ايمان همه متفقاً نسبت به اوامر خدا در مقام تسليم درآييد و از دسيسه‌هاي تفرقه‌آور شيطان پيروي نكنيد»

«يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم الانعبد الا الله و لانشرك به شيئا»(آل عمران،64)

«بگو‌اي اهل كتاب بياييد از آن كلمه حق كه ميان ما و شما يكسان است پيروي كنيد و بجز خداي يكتا هيچ كس را نپرستيم و چيزي را با او شريك قرار ندهيم»

3- آياتي كه متضمن مثلهاي قرآن است

مرحوم طبرسي به هنگام بحث از «ضرب الامثال» قرآن وبيان فلسفه آن مي‌‌گويد «و ضرب الامثال انما هو جعلها لتسير في البلاد» (مجمع البيان، ج1، ص133).

ايشان معتقد است كه تأكيد بر سير و انتقال فرهنگ قرآني بر سرزمين‌ها و به عبارت امروزي جهاني شدن آن است خود قرآن نيز مي‌‌فرمايد: «و لقد ضربنا للناس في هذا القرآن من كل مثل»(روم،58) كه اين خود مؤيد اعجاز قرآن در زمينه علوم و معارف آن است.

4- آيه 13 سوره حجرات كه مي‌‌فرمايد: «يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم»

«اي مردم ما شما را نخست از مرد و زني آفريديم و آنگاه شعبه‌هاي بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيم همانا گرامي‌ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.»

كه در اين آيه اشاره شده به اينكه اولاً انسانها در اصل داراي جوهر و منشا واحدي هستند و اختلافات قومي زباني و نژادي عارضي و غيراصيل است ثانياً اين آيه با توجه به دو واژه «تعارفوا و اتقيكم» تكثر قومي و تمدني را براي افزايش معرفت انساني و حاصل شدن سعادت و رفاه جهاني معرفي مي‌‌كند.

5- تمامي مواردي كه آيات قرآن با خطاب عام يا ايها الناس آغاز مي‌‌شود مي‌‌تواند شاهدي برجهاني بودن پيام قرآن باشد مانند آيه 21 سوره بقره، آيات 170 و 174 سوره نسا و آيات 23 و 57 و 104 و 108 سوره يونس.

عموم مضامين قرآني از روايات نيز قابل برداشت است با مراجعه به احاديث و روايات بدست مي‌‌آيد كه پيام اسلام محدود به زمان و مكان خاص نيست بعنوان نمونه به يك فراز از نهج‌البلاغه اكتفا مي‌‌شود. «اما بعد فان الله سبحانه بعث محمداً صلي الله عليه و آله نذيرا للعالمين»(نامه62نهج البلاغه)

به نظر مي‌‌رسد حتي از رواياتي همچون «طلبوا العلم و لو بالصيّن» مي‌‌توان نگاه جهاني اسلام و تشويق مسلمانان به محدود نماندن در مرزهاي جغرافيايي خود را برداشت كرد. افزون بر اين همه لازمه اعتقاد به خاتميت دين اسلام جهاني بودن اين دين است زيرا اگر قرار باشد از اين پس هيچ پيامبري مبعوث نشود دين اسلام بايد قابليت پاسخگويي به نيازهاي همه انسانها را در همه زمانها و همه مكانها داشته باشد يعني بايد دين اسلام هم از نظر زماني و هم از نظر مكاني فراگستر و جهاني باشد تا نياز هميشگي بشر به هدايت آسماني را برآورده سازد.

حاصل كلام آنكه آموزه‌هاي قرآني و روايي، سيره عملي پيامبر و استدلال عقلي بر جهاني بودن دين اسلام گواهي مي‌‌دهد و اينكه در آينده حكومت واحد جهاني اسلام تحقق خواهد يافت

نتيجه‌گيری:

آنچه در اين نوشتار آمده تلاش فكري براي الهام‌پذيري از معارف ديني بويژه قرآن كريم در چگونگي استخراج نكاتي پيرامون پديده جهاني شدن بود، كه در اين راستا مفهوم جهاني شدن ،ويژگي هاو اصول جهاني شدن و پيامدهاي آن بويژه نسبت به فرهنگ ديني و ملي مورد بررسي قرار گرفت. در مبحث دوم به بيان موضع اسلام پيرامون پديده جهاني شدن اشاره گرديد و گفته شد اسلام به جهت هويت جهاني داشتن منافاتي با پديده جهاني شدن ندارد ولي جهاني شدن از منظر اسلام به معناي حاكميت يافتن اسلام بر جهان و جهانيان مي‌‌باشد.

در مبحث سوم گفتيم كه جهاني شدن اسلام داراي مباني فكري معتبري است. منظور از مباني فکري اصولي است که در چهارده قرن گذشته تمدن اسلامي را ممکن ساخته و تداوم بخشيده است و خود نويد بخش جهاني شدن تمدن اسلامي است.ازمهمترين آنهاعبارتنداز:فطرت گرايي،آخرت گرايي وكرامت انساني.در ادامه به مولفه هاي ساختاري نظام جهاني اسلام اشاره شد،كه عبارتند از:حاكنيت خداوند،امامت و رهبری،امت واحده وقانون واحد جهاني.در پايان آيات زيادي از قرآن كريم كه به صراحت يا به صورت غيرمستقيم از جهاني شدن رسالت اسلام و محدود نبودن آن به مكان يا زمان معين سخن گفته و نگاه جهاني دين اسلام را حكايت و ترسيم نموده‌اند، ياتشكيل جامعه جهاني را بشارت داده اند بازگو شد و گفتيم كه اسلام معيار تحقق جامعه واحد جهاني را عقيده توحيدي با حفظ مليتهاي مختلف مي‌‌داند و در آيات شريفه مذكور به اين مطلب اشاره شده است كه پيامبر گرامي اسلام (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) پيام قرآني خود را كه همان وحي الهي است با ويژگي ابديت براي تمام بشريت اعلام كرده است و آيات مزبور دلالت دارند بر فراگير جهان شمول نظام حقوقي اسلامي و اينكه رسالت پيامبر اكرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) جهاني و براي تمام انسانها است.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 0:33 | لینک ثابت |

 
business article
>