تبليغاتX
طنین تربیت

در پست های قبلی مفهوم جهانی شدن و ویژگیهای آن مورد بررسی قرار گرفت ُدر ادامه مباحث به پیامدهای جهانی شدن پرداخته می شود.جهاني شدن مشتمل بر امواجي است كه به نظر مي‌‌رسد نظم برآمده از عصر جديد را دستخوش تغيير و دگرگوني نموده است. انديشمندان و نظريه‌پردازان معاصر معتقدند كه تفكر جهاني شدن از انديشه‌هاي كليدي ورود انسان معاصر به هزاره سوم ميلادي است (ري كيلي،1380) با توسعه و گسترش وسايل ارتباطي از قبيل اينترنت و ماهواره ما شاهد يك نوع تنيدگي جهاني و ارتباط تنگاتنگ جوامع بشري هستيم بويژه در عرضه فرهنگ سياست و اقتصاد. فرآيند جهاني شدن از يكسو موجب افزايش معارف بشري و تحكيم روابط بين‌المللي شده و يك رفاه و توسعه نسبي را براي جهانيان به ارمغان خواهد آورد ولي از ديگر سو سبب بروز چالش‌ها در حوزه‌هاي مختلف فرهنگي، سياسي و اقتصادي شده و مي‌‌شود بطوري كه طرفداران ديدگاه رهيافت واگرايي معتقدند كه حركت اصلي فرآيند جهاني شدن به سمت افزايش نابرابري و عدم تعادل بين ملتها شده است (داود كياني،1384)) و همين امر سبب شده كه برخي از نظريه‌پردازان به ارائه تئوريهاي خشونت‌گرا نيز كشانده شده‌اند. (هانتيگتون،1381) در حاليكه ديگر صاحب‌نظران معتقدند در سايه تضارب آرا و تقابل جهان‌ بيني‌ها كه امر مطلوبي است بايد با گفتگوي مسالمت‌آميز به زايش انديشه‌هاي متعالي كمك كرد و به جاي برخورد تمدنها به گفتگوي تمدنها انديشيد. البته بايد اذعان كرد كه جهاني شدن عرصه مناسبي را براي تبادل افكار و انديشه‌ها فراهم ساخته است.

در حوزه اقتصاد جهاني شدن پيامدهاي مثبت و منفي فراواني داشته و دارد. جهاني شدن هر چند توانسته زمينه و توسعه اقتصادي كشورها را فراهم سازد ولي متأسفانه از بعد اقتصادي سبب نابرابري كشورها شده و فاصله ميان كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه را بيشتر كرده است. از مؤلفه‌هاي مهم فرآيند جهاني شدن مي‌‌توان به آزادي‌سازي، تجارت كالاها و خدمات، اهميت يافتن بازار جهاني، مجريان سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي، بين‌‌المللي شدن توليد، افزايش توان رقابتي، و مديريت جهاني اشاره كرد.

حركت جهاني شدن با همه ابعاد وسيعي كه دارد هر چند نتوانسته است بطور كامل حاكميت ملي دولتها را كنار بزند اما در عين حال موجب شده است كه «حاكميت»، مفهوم اصيل خود را از دست بدهد و روند جهاني شدن منجر به تحديد حاكميت دولتها گرديده است بطوري كه دولتها استقلال و آزادي عمل كامل خود را از دست داده‌اند. موضوعاتي از قبيل حقوق بشر، منع گسترش سلاحهاي هسته‌اي، تجارت جهاني، تأسيس ديوان كيفري بين‌المللي و... از مصاديق محدوديت به شمار مي‌‌آيند. فرآيند جهاني شدن ، خاص گرايي هاي فرهنگي را تقويت مي كند.» خاص گرايي فرهنگ عبارت است از توسل به ايدئولوژي هايي كه در آن بر بي همتايي و حتي برتري شيوه زند گي، اعمال و باورهاي گروه يا جماعتي معين تاكيد ميشود. اين پديده در انواع رفتارهاي جمعي ِ خشونت بار و غيرخشونت بار مانند خيزش ها و ستيزهاي قومي، جنبش هاي ملي گرايانه، بنيادگرايي، نژادپرستي هاي جديد و از اين قبيل نمود مي يابد. با به چالش كشيده شدن فرهنگ، بحران هويت يكي از موضوعاتي است كه در رابطه با جهاني شدن مورد توجه قرار مي گيرد. درجامعه سنتي، پيوند تنگاتنگ فضا، زمان و فرهنگ، با مكان يا محل و سرزمين معين، نيازهاي هـويتي را به خـوبي تأمين مي كرد و انسان ها درون دنيـاهاي اجتماعي كوچـك، محـدود، پايدار و منسجم خود، به هويت و معناي مورد نيازشان به آساني دست مي يافتند، ولي فرآيند جهاني شدن با پاره كردن اين پيوند و نفوذپذير كردن و فروريختن مرزهاي مختلف زندگي اجتماعي، آن دنياها را به شدت متزلزل و حتي نابود كرد. بر اثر اين عامل و دگرگوني هاي بنيادين، امكان هويت يابي سنتي بسيار كاهش يافت و نوعي بحران هويت و معنا پديدار شد(گل محمدي،1381) مفهـوم جهاني شدن با متغيرهاي ويژه خـود (چون زمان و مكان) در عرصه اطلاع‌رساني نيز مؤثر واقع شده، و در عـرصه اطلاعات و ارتبـاطات به پديده‌اي اطلاق مي‌شود كه مـوجب فشردگي زمان و مكان گرديده و به نحوي كه برحوزه‌هاي فرهنگي مؤثر واقع مي‌شود.

پيـامـد هاي فرهنگي خـود را در حـوزه هاي اطلاعاتـي به جاي خواهـد گذاشـت. « آنتوني ماكفرو» اين تأثير را به چهار عامل تقسيم كرده كه عبارت‌اند از: رقابت قدرت‌هاي بزرگ، نوآوري‌هاي فناورانه، جهاني شدن توليد و مبادله، و تجدد و نوگرايي ويژگي‌هاي نوين فرهنگي است كه برمناطق وحوزه هاي مختلف اثرمي‌گذارد و تغييراتي است كه درساختاركتابخانه‌ها و كاركرد منابع انساني در دوره معاصر حاصل شده است؛ از جمله ميزان انعطاف‌پذيري در مبادله اسناد، صرفه‌جويي در زمان، كوتاه‌شدن فواصل جغرافيايي، و توسعه همكاري‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي .(پاك نظر ،1380)جهاني شدن بر حوزه فرهنگ ملي و ديني نيز تأثيرگذار بوده است. استفاده افراد از انواع ابزارهاي ارتباطي الكترونيكي نظير رايانه و ماهواره‌ها باعث گسترش و رواج الگوهاي رفتاري مشابهي در سطح جهاني شده كه عموماً از آن با عنوان هويت مجازي ياد مي‌‌شود. ما امروز شاهد ظهور گونه‌هاي جديدي از فرهنگ جهاني هستيم كه بعنوان ارزش مطرح و تبليغ مي‌‌شود مفاهيمي از قبيل حقوق بشر، دموكراسي، آزادي، سكولاريسم كه با فرهنگ ملي و ديني جوامع مسلمان مطابقت ندارد ولي بعنوان يك الگوي ارزش به ساير جوامع تحميل مي‌‌شود. به نظر مي‌‌رسد فرهنگ فعلي حاكم بر ابزارهاي ارتباطي براي كساني كه بنيه فكري قابل توجهي نداشته باشند هويت‌زا است نه هويت‌ساز و هويت انساني قرباني هويت ماشيني مي‌‌شود.در بعد جهاني شدن فرهنگ، جهاني شدن باعث همگرايي و نزديكي اديان و مذاهب شده كه اين خود پايه‌هاي مشترك جهاني آنها را محكم‌تر مي‌‌سازد. علي‌رغم تصور برخي كه فكر مي‌‌كنند در عصر مدرنيته وانفجار اطلاعات و در هم آميختگي فرهنگها، دين به انزوا كشيده مي‌‌شود بايد گفت جهاني شدن نه تنها دين را به حاشيه نرانده بلكه در متن دغدغه‌هاي روحي بشر معاصر قرار داده است و انسان معاصر بيش از هر زمان به دين و آموزهاي ديني احساس نيازمي‌‌كند (باربور،1362) و جايگاه انديشه ديني مورد تقويت و تأكيد قرار گرفته است بنحوي كه برخي معتقدند از دو مذهب مسيحيت و اسلام تبليغ بيشتري مي‌‌شود. و فضاي جهاني فضاي گفتگوي اين دينها شده است گروهي ديگر نيز معتقدند كه جهاني شدن باعث سكولاريزه شدن دين مي‌‌شود به عبارت ديگر در فرآيند جهاني شدن فرهنگ غالباً از دين، مفهوم فردي آن تبليغ مي‌‌شود نه دين حكومتي و اجتماعي.در ادامه بحث ها به رابطه جهانی شدن و دین اسلام پرداخته خواهد شد .همچنین رابطه آموزش و پرورش و جهانی شدن در پستهای بعدی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 0:38 | لینک ثابت |

 
business article
>