جهاني شدن در مفهوم پست مدرن آن، محصول يكي دو دهه اخير است . اين بار جهاني شدن وجوه مختلفي دارد و تا زواياي زندگـي انسان ها هم رسـوخ پيدا ميكند و اقتصاد، سياســت، اجتماع ، فرهنـگ و حتـي زندگي خصوصي افـراد را نيز دربرمي گيرد. بطور كلي ويژگيهاي جهاني شدن در مفهوم متأخر آن، يكي همين چندوجهي بودن آن است .دوم جهاني شدن در اين مقطع با ابزارهاي زور وارد نميشود.بلكه اين بارازطريق نفوذ مسالمت آميزدر خانه ها است و مخاطب با طيب خاطر به استقبال اين جهاني شدن ميرود.ويژگي سوم، سرعـت، شتـاب و فراگيـري است . اگر در مرحله اول، جهاني شدن بـوسيله نظاميان ، خود را در مدت زمان زيادي گسترش ميداد، در مفهوم جديد اين گونه نيست. با امكانات ارتباطي جديد، ميتوان روح ، قلب و رفتارمخاطبان رادر دقايق كوتاهـي فتح كرد. ويـژگي چهارم ، جهانگرايي پسـت مدرنيـستي است كه برخلاف گذشته، متأسفانه در مفهوم كلان ، الگوهاي رقيب نداريم .(مقصودي،1379)
از نظر صوفي آبادي(1384)اصول وويژگيهاي جهاني شدن عبارتند از:
1- جهاني شدن فرآيندي تك بعدي نيست بلكه اين پديده فرآيندي منسجم و يكپارچه است كه در تمامي عرصهها و حوزههاي اجتماعي رسوخ كرده است.
2- جهاني شدن پديدهاي چالش گراست به گونهاي كه به ابعاد آن قلمرو بسياري از مفاهيم كلاسيك همچون نظم، امنيت، دولت، حاكميت ملي، هويت، اقتدار ملي، فرهنگ و... را در نورديده و زمينه را براي تفسير و باز تعريف آنها فراهم كرده است گفته ميشود كه هسته اصلي مفهوم جهاني شدن در اين معنا خلاصه ميشود كه ديگر واحد دولت ملي چارچوب كارآمد و مناسبي براي تبيين بسياري از پديدهها و رويدادهاي فعلي نيست.
3- جهاني شدن يك فرآيند و پروسه است نه يك وضعيت غائي. ما در جهاني شدن با فرآيند « شدن » سرو كار داريم فرآيندي كه به كمك عواملي همچون نظام ارتباط جهاني، سازمانهاي بينالمللي و... مرزهاي ملي را ناديده گرفته و بسياري از پديدهها را دستخوش تحول و تبديل و تأثيرپذيري كرده است بطوري كه گفته ميشود جهاني شدن اولاً روندي اجتنابناپذير است. (كاظمي،1380)ثانياً پديدهاي منتج از برخي تحولات اجتماعي است. ثالثاً اين فرآيند بصورت يك وضعيت پايدار باقي نميماند و عاقبت وارد مرحله ديگري ميشود كه برخي از آن به عنوان «يكپارچگي جهاني» ياد ميكنند.
4- جهاني شدن با وجود تمامي مخالفتها و موافقتها نه خير است و نه شر بلكه هم ميتواند مطلوب باشد و هم نباشد به عبارت ديگر جهاني شدن هم منجي است و هم مهلك.
5- از پيامدهاي عصر مدرنيته و پيشرفت رسانههاي ارتباطي است كه به سرعت در حال فراگيري تمام كشورهاي جهان است. در فرآيند جهاني شدن، دولتها نقش چنداني ندارند بلكه نقش عمده و اساسي بر عهده مجامع بينالمللي و شركتهاي چند مليتي ميباشد. اصولاً جهاني شدن يك پديده مرز ناشناس و مرز گشا است.
6- گسترش و اتحاد بازارهاي مالي و بورس، استفاده از شيوههاي نوين تجارت جهاني نظير بازرگاني الكترونيكي، بينالمللي شدن توليد يا به عبارت ديگر توليد مشاركتي، رقابت گسترده توأم با انتقال سريع اطلاعات؛ از اصول و ويژگيهاي ديگر جهاني شدن است جهاني شدن اهميت يافتن روزافزون بازار جهاني است.
7 - از ويژگيهاي ديگر جهاني شدن رشد فزاينده علم و تكنولوژي و توليد اطلاعات علمي است و اين رشد بر نهادهاي علمي و ديني از جنبههاي گوناگون اثر ميگذارد.
