تبليغاتX
طنین تربیت

هرچند امروزه کارکرد تربیتی وآموزشی خانواده به لحاظ صنعتی شدن ،شهرنشینی، گستردگی نیازهای جامعه و اهمیت والائی که در رشد وتوسعه یافتگی جوامع دارد ، به نهاد آموزش وپرورش واگذار شده است.ولی این مسئولیت خطیرنمی تواند بطور کلی از نهاد خانواده سلب شود. غفلت خانواده در ایفای کارکردهایش و بدکارکردی آن درسایر زمینه ها روی کارکرد تربیتی و آموزشی آن نیز اثر می گذارد.غفلت درکارکرد آموزشی نیز بر کارکرد نهاد آموزش وپرورش تاثیر می گذارد.

یکی از کارکردهای وظیفه ای یا مستمر نهاد خانواده در زمینه آموزش وپرورش هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان می باشد.ازطریق راهنمایی تحصیلی به فرد کمک میشود تا بتواند رشته تحصیلی و دروس مناسبی را انتخاب کند،از قوانین مدرسه ومقررات آموزشی وامتحانی آگاه گردد،ومشکلات درسی خود را مرتفع سازد.هدف نهایی راهنمایی تحصیلی،کسب موفقیت تحصیلی است.آموزش شیوه های صحیح مطالعه و تمرین دروس،نحوه استفاده از منابع،ویادگیری یادداشت برداری وخلاصه کردن کتاب از شیوه های اجرائی راهنمایی تحصیلی محسوب می شوند.مسلم هدایت دانش آموز به رشته های مناسب تحصیلی،عامل مهمی در موفقیت تحصیلی است.دانش آموزان باید از ارتباط بین رشته های تحصیلی ومشاغل آگاه شوند.زیرا راهنمایی تحصیلی مقدمه راهنمایی شغلی است.

اولين محيطي كه كودك با ارزشهاي كار و مفاهيمي مانند نظم و انضباط و يا پذيرش مسؤوليت آشنا مي شود، محيط خانواده است، پس ارزشها محصول تجارب فرد و ناشي از روابط فرد با افرادي است كه خود را با آنها همانند مي سازد، چنانكه رويه شخص نسبت به كار و تحصيل از طريق رابطه با والدين، معلمان، دوستان، صاحبان مشاغل، فعاليتهاي كاري و مشاغلي كه مي شناسند گسترش مي يابد.اغلب والدين از اثري كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم بر يادگيري ارزشهاي كاري و تحصيلي كودكان و نوجوانان خويش دارند، آگاه نيستند و از آن جا كه راهنمايي هميشه در قالب يك رابطه اتفاق مي افتد، والدين مي بايست داراي رابطه اي صميمانه و در عين حال محترمانه با نوجوان خود باشند تا او با اعتماد كافي از رهنمودهاي آنان بهره گيرد.بخشي از مشكلات يك نوجوان مشكلات تحصيلي است و دانش آموزان دبيرستاني در انتخاب رشته تحصيلي، شرايط ورود به دانشگاه، انتخاب حرفه و ... نيازمند كمك والدين هستند كه والدين در اين زمينه مي توانند با مشاور مدرسه نيز همكاري كنند.

والدين نقش مهمي در شناخت استعداد فرزندان و هدايت آنها دارند و راه رسيدن به اين شناخت درك متقابل و ارتباط نزديك والدين و فرزندان است.استفاده از مشورت و راهنمايي والدين گزينه اي است كه هرگز نبايد در اين گونه انتخابها ناديده گرفته شود، چرا كه تجربه والدين خود نكته حايز اهميتي است كه در طول ساليان دراز به دست آمده و مي تواند نقشه راهنماي خوبي براي فرزندان باشد. والدين در شناخت علايق و استعدادهاي فرزندان نقش بسيار مهمي دارند، چون فرزندان بيشترين زمان را با آنها سپري مي كنند و به خصوص دوران كودكي كه نقش اصلي را در تربيت فرزند ايفا مي كنند و زمان خوبي براي كشف علايق فرزندان است.پدران و مادران از طريق برقرار كردن روابط و تعامل با مدرسه و ديگر نهادهاي تربيتي مي توانند در شناسايي اين مقوله نقش مهمي را رقم بزنند. همچنين از طريق بازيهاي فرزندان و نگاه ظريف و پرمعنا در رفتار آنها مي توانند دریابند كه علاقه شان در چه زمينه اي است.ادر دوره متوسطه قسمت اعظم استعداد اختصاصي نوجوانان بروز مي كند، در نتيجه با پايان يافتن رشد هوشي، قدرت يادگيري آنان به حد اعلاي خود مي رسد و كنجكاوي آنها جهت معيني مي گيرد، بنابراين با مشاهده دقيق رفتار كودك و نوجوان در محيط خانواده و محيط اجتماع مي توان به احساس مسؤوليت وي در قبال درس يا گرايش او به باز و بسته كردن لوازم برقي، يا قدرت ارتباط و جلب مشتري و يا نظم و ترتيب در امور شخصي پي برد. از سوي ديگر، والدين بايد به عنوان فردي مطلع در تمامي مقاطع آموزشي و در موقعيتهاي مختلف، ارتباط خود را با مدرسه و معلمان برقرار نگه دارند تا از طريق آن نسبت به نقاط ضعف و قوت استعدادهاي فرزندشان آگاه شوند.توجه به رغبتهاي بياني، نمايشي و نوشتاري فرزند در زمينه هاي تحصيلي و حرفه اي و همچنين دقت در پيگيري نمرات امتحاني با توجه به تمامي جوانب و عوامل تأثيرگذار بر امتحانات نيز از جمله راههاي اطلاع از اين استعدادهاست.لبته لازم به ذکر است که تحميل نظر والدين به دانش آموزان مطلوب نمی باشد، فرزندان در عين آزاد بودن بايد آگاه نيز باشند تا بتوانند براي آينده تحصيلي و شغلي خود تصميم گيري كنند،البته كمك والدين دراين زمينه فقط مي تواند درحدراهنمايي وهدايت باشد چرا كه تحميل نظر موجب افسردگي، سرخوردگي، مردم گريزي و در نهايت بي ميلي و شكست در كارها خواهد شد.

چایچی(1362) درپژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر انتخاب رشته تحصیلی درشهرتهران به این نتیجه رسیده است که سواد واطلاعات والدین تاثیر مستقیم بر انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان دارد.سعيدي (1364) در پژوهش دیگری به اين نتايج دست يافته است که بين گرايش دانش آموزان به رشته هاي مختلف و شرايط خانوادگي آنان ارتباط وجود دارد. محقق‌درتعريف‌عملياتي شرايط خانوادگي راشغل‌پدر، سواد والدين، ميزان درآمد و رشته‌تحصيلي‌فرزند اول نام برده است و مي‌افزايد بيشتر دانش آموزان خانواده هاي كشاورز و دامدار به رشته هاي انساني و فني‌و حرفه‌اي روي آوردند و بيشتر دانش آموزان خانواده هاي كارمند به رشته هاي تجربي و رياضي.هيبت اللهي (1372) در بررسي علل گرايش دانش آموزان دوره متوسطه شهر سنندج به رشته هاي مختلف تحصيلي به این نتايج دست يافته است که سطح تحصيلات والدين بخصوص پدر در انتخاب رشته تحصيلي مخصوصاً رشته رياضي و فيزيك مؤثر بوده است.بالی تیرکده(1374)در بررسی عوامل موثر در هدایت تحصیلی دانش آموزان نظام جدید آموزش متوسطه برای انتخاب رشته تحصیلی وشغل آینده خویش در شهرستان نوشهر نشان داده است که باسواد بودن خانواده و وضعیت اقتصادی خانواده در انتخاب رشته تحصیلی دانش آموز موثر است. علیزاده(1376) طی پژوهش دیگری نشان داده است که ‌شغل والدين، ارتباط معني داري با گرايشات تحصيلي دانش آموزان دارد.علاوه بر عوامل خانوادگي (تحصيلات، شغل، محل سكونت و وضعيت مالي خانواده) عوامل دروني (استعداد و علاقه)، عوامل بيروني (دوستان و امكانات آموزشي)، عوامل اجتماعي (ارزش و منزلت اجتماعي رشته و شغل) در انتخاب رشته تأثير دارد. از ميان عوامل خانوادگي، ميزان تحصيلات والدين و شغل آنها در انتخاب رشته هاي فني و حرفه اي و كاردانش تأثير داشته است. در راهنمايي والدين به رشته تحصيلي، نگرش والدين نسبت به شغل خود و ضروري دانستن رشته تحصيلي و در نوع تحصيلات والدين دانش آموزان فني‌وحرفه اي و كاردانش و نظري اختلاف معني داري مشاهده نشده است. محمد حسن آمنا(1382) نیز طی پژوهشی به بررسی گرایشهای تحصیلی-شغلی دانش آموزان پسر سال اول نظام جدیدشهر مشهد پرداخته ونتیجه گرفته است که بین وضعيت اقتصادي خانواده هاي دانش آموزان وگرايش تحصيلي آنان رابطه وجود داشته است، به گونه اي كه دانش آموزاني كه وضعيت اقتصادي بهتري داشتند به تحصيلات دانشگاهي گرايش بيشتري داشتند. ونيز فرزندان خانواده هاي باسوادتر تمايل بيشتري به تحصيلات دانشگاهي و مشاغل مربوط دارند.همچنین اعضاي خانواده در تمامي امور تحصيلي-شغلي دانش آموز در مقايسه با ساير گروه ها نقش تعيين كننده تري دارند. پس از خانواده، اولياء مدرسه و با اندكي تفاوت دوستان، در امور تحصيلي و شغلي مورد مشورت و مخاطب دانش آموزان هستند.

در پژوهش دیگری(نویدی ، 1378)نشان داده است که در مورد شاخص مناسب بودن رشته تحصیلی رتبه بندی شده توسط اولیای دانش آموزان مقدار همبستگی نیمه تفکیکی بین نظر والدین و پیشرفت تحصیلی در حدود سه درصد است یعنی هزارم واریانس پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از روی نظر والدین قابل پیش بینی است. زیرا والدین یا تحصیلات لازم را ندارند یا با نظام جدید آموزش متوسطه و مقرات و مراحل آن آشنایی ندارند. همچنین جمالي (1367)، رخصت طلب (1375)، افشاري (1375) نشان داده اند كه والدين در انتخاب رشته تحصيلي دانش آموزان تأثيري ندارند.

بحث ونتیجه گیری :

خانواده اولین کانون شکل گیری شخصیت و یادگیری روابط اجتماعی است. اولین موسسه ای که فرد را با زندگی اجتماعی آشنا می سازد خانواده است. زندگی خانوادگی در درونی ساختن رفتارها،نگرش ها وارزشها نقش بسیار موثری ایفا می نماید. کارکردهای خانواده را ازسه منظر می توان مورد بررسی قرار داد که عبارتند از:کارکردهای وضعی یا برایندی،کارکردهای وظیفه ای یا مستمر،وکارکردهای ماموریتی یا بحرانی.مقصود از کارکردهای وضعی یا برایندی خانواده کلیه نتایجی است که به محض تشکیل خانواده،حاصل می شود. منظور از کارکردوظیفه ای یامستمر خانواده،نتایج وپیامدهایی است که انتظار می رود یک فرد یا گروه انسانی آن را به انجام برساند.. منظوراز کارکردهای ماموریتی یا بحرانی وظیفه ای خاص است که در شرایطی ویژه برعهده خانواده نهاده می شود. گردید. از دیدگاه اکثر صاحبنظران ،یکی از کارکردهای اساسی وظیفه ای و مستمرخانواده ، کارکرد تربیتی یا آموزشی است. آموزش فرزندان و آموزش مذهب به کودکان و نوجوانان ، جامعه پذیری وانتقال فرهنگ، تعلیم وتربیت، اجتماعی کردن کودکان وتعیین پایگاهها وفراهم نمودن امنیت اقتصادی و کاریابی وایجاد پایگاه اجتماعی برای فرزندان را از کارکردهای تربیتی و آموزشی نهاد خانواده میباشند.غفلت خانواده در ایفای کارکردهایش و بدکارکردی آن درسایر زمینه ها روی کارکرد تربیتی و آموزشی آن نیز اثر می گذارد.غفلت درکارکرد آموزشی نیز بر کارکرد نهاد آموزش وپرورش تاثیر می گذارد. یکی از کارکردهای وظیفه ای یا مستمر نهاد خانواده در زمینه آموزش وپرورش، هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان می باشد.بخشي از مشكلات يك نوجوان مشكلات تحصيلي است و دانش آموزان دبيرستاني در انتخاب رشته تحصيلي، شرايط ورود به دانشگاه، انتخاب حرفه و ... نيازمند كمك والدين هستند كه والدين در اين زمينه مي توانند با مشاور مدرسه نيز همكاري كنند.والدين نقش مهمي در شناخت استعداد فرزندان و هدايت آنها دارند و راه رسيدن به اين شناخت درك متقابل و ارتباط نزديك والدين و فرزندان است.استفاده از مشورت و راهنمايي والدين گزينه اي است كه هرگز نبايد در اين گونه انتخابها ناديده گرفته شود، چرا كه تجربه والدين خود نكته حايز اهميتي است كه در طول ساليان دراز به دست آمده و مي تواند نقشه راهنماي خوبي براي فرزندان باشد. والدين در شناخت علايق و استعدادهاي فرزندان نقش بسيار مهمي دارند، چون فرزندان بيشترين زمان را با آنها سپري مي كنند و به خصوص دوران كودكي كه نقش اصلي را در تربيت فرزند ايفا مي كنند و زمان خوبي براي كشف علايق فرزندان است.پدران و مادران از طريق برقرار كردن روابط و تعامل با مدرسه و ديگر نهادهاي تربيتي مي توانند در شناسايي اين مقوله نقش مهمي را رقم بزنند.

چایچی،سعیدی،هیبت الهی،بالی تیرکده،علیزاده،آمنا وسایر پژوهشگران نشان داده اند که سواد واطلاعات والدین،شغل والدین،محل سکونت،وضعیت اقتصادی خانواده،میزان درآمد ورشته تحصیلی فرزنداول تاثیر مستقیم بر انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان دارد.

ارائه پیشنهادات وتوصیه ها :

به منظور ایفای نقش فعال و اساسی خانواده درکارکرد هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان،بر اساس یافته های فوق پیشنهاد می گردد:

۱- یافته های پژوهشی حاکی از آن است که در میان جوانان اولین گروه مرجع، پدر وسپس مادر است.جوانان ،اعضای خانواده را به عنوان بهترین همدم معرفی کرده اند. در زمینه مالی،حتی به دوستان خودشان هم اتکای زیادی ندارندونقش عمده را اعضای خانواده بویژه پدر ودر اولویت دوم مادر ایفا می کند.این امررسالت خانواده را در هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان دوچندان می نماید.لذا شایسته است والدین با دریافت آموزشهای لازم دراین زمینه خود را به ایفای این نقش خطیر آماده نمایند.احداث وراه اندازی مراکز راهنمایی وهدایت تحصیلی وشغلی وشرکت اولیاء در برنامه های این مراکز اقدام شایسته ای در این زمینه خواهد بود

۲- والدین با فراهم نمودن محیط وفضای مناسب برای یادگیری ، شیوه های صحیح مطالعه و تمرین دروس،نحوه استفاده از منابع،ویادگیری یادداشت برداری را که از شیوه های اجرائی راهنمایی تحصیلی محسوب می شوند،به فرزندان خویش آموزش دهند.وخود در این زمینه از آموزشهای لازم برخوردار باشند.

۳- اولين محيطي كه كودك با ارزشهاي كار ومفاهيمي مانند نظم وانضباط و يا پذيرش مسؤوليت آشنا مي شود ، محيط خانواده است. رو حیه کار وتلاش، پرهیز از تنبلی وسستی، درتربیت خانوادگی بروز و ظهور می یابد.و از این طریق خانواده نقش موثری در رشد وتعالی دانش آموزان ایفا می نماید. لذا شایسته است والدین با آموزشهای خود فرزندان را بانقش مشاغل در جامعه و لزوم اشتغال در مشاغل مشروع آشنا سازند. وزمینه مناسب برای بازدید فرزندان از موسسات واماکن کار برای آشنایی بانقاط ضعف وقوت حرف ومشاغل مختلف را فراهم نمایند.

۴- والدين نقش مهمي در شناخت استعداد فرزندان و هدايت آنها دارند و راه رسيدن به اين شناخت درك متقابل و ارتباط نزديك والدين و فرزندان است.لذا توصیه می شود،به شیوه های تعامل وارتباط صحیح والدین وفرزندان بهای بیشتری داده شود واین امر خطیر از طریق رسانه های ارتباط جمعی وکلاسهای آموزش خانواده مورد توجه وتاکید بیشتری قرارگیرد.

۵- یافته های پژوهش های متعددی نشان داده است اعضاي خانواده در تمامي امور تحصیلی- شغلي دانش آموز در مقايسه با ساير گروه ها نقش تعيين كننده تري دارند.پس از خانواده، اولياء مدرسه و با اندكي تفاوت دوستان، در امورات تحصيلي و شغلي مورد مشورت ومخاطب دانش آموزان هستند.و لذا شایسته است مشاورین مدارس درفرایند هدایت تحصیلی وانتخاب رشته تحصیلی و راهنمائی شغلی دانش آموزان ،تعامل وهمفکری جدی با والدین دانش آموزان که ارتباط بیشتری با آنان در خانواده دارند داشته باشند.

۶-به منظور تعامل بیشتر والدین با مشاورین مدارس در هدایت تحصیلی وشغلی دانش آموز پیشنهاد می گردد در کلاسهای آموزش خانواده انجمن اولیا ومربیان، برنامه های آموزشی وتوجیهی برای اولیاء به منظور آشنائی با فلسفه وشیوه اجرای نظام جدید آموزش متوسطه وفرایندهدایت تحصیلی وانتخاب رشته تحصیلی گذاشته شود.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 22:39 | لینک ثابت |

وقتی راجع به کارکرد چیزی صحبت می شود،مقصود آثار ونتایجی است که از آن چیز باقی می ماند.وجود هرچیز،پیامدهایی دارد،که به این پیامدها کارکرد نیزگفته می شود.مراد از کارکردهای خانواده،نتایج وآثاری است که از خانواده برجای می ماند،نتایجی که درصورت حذف خانواده،جبران آن به راحتی امکان پذیر نیست،یا نتایجی که از طریق نهاد خانواده،بتوان ساده تر، موثرتر وماندگارتر به آن دست یافت. احمدی(1383) کارکردهای خانواده را ازسه منظرمورد بررسی قرار داده است که عبارتند از:کارکردهای وضعی یا برایندی،کارکردهای وظیفه ای یا مستمر،وکارکردهای ماموریتی یا بحرانی.مقصود از کارکردهای وضعی یا برایندی خانواده کلیه نتایجی است که به محض تشکیل خانواده،حاصل می شود. تشکیل گروه جدید،رفع نیازهای فیزیولوژیک و روان شناختی به شیوه ای متفاوت وبنیادی،برانگیختگی انگیزشی زوجین در حیطه های نو،حفاظت وحراست بیشتر وبهتر از دین وفرهنگ همگی از آثار وضعی یا برایندی تشکیل خانواده است.مقصود از کارکردوظیفه ای یامستمر خانواده،نتایج وپیامدهایی است که انتظار می رود یک فرد یا گروه انسانی آن را به انجام برساند. وظیفه،یک تکلیف ومسئولیت است که می تواند مورد بی توجهی وغفلت قرار گیرد.کارکردهای وظیفه ای خانواده،شامل کلیه بایدهاونبایدهایی است که اعضای خانواده،به ویژه زوجین،موظف به انجام ورعایت آن هستند.وظایف اخلاقی،اجتماعی،دینی،بهداشتی،مدنی و... از جمله این کارکردها محسوب می شوند.این کارکردها جنبه استمراری دارند.درصورت غفلت از آنها، درسایرکارکردهای خانواده اختلال به وجود می آید. منظوراز کارکردهای ماموریتی یا بحرانی وظیفه ای خاص است که در شرایطی ویژه برعهده خانواده نهاده می شود.وظیفه خانواده درشرایط بحرانی،اعم از جنگ،حوادث غیر مترقبه،بحران های اقتصادی واجتماعی،وجود بیماری های خاص،مرگ عزیزان و...ازجمله کارکردهای ماموریتی خانواده به شمار می آیند.

" اگبرن" به نقل از آقابخشی(1378: 139)درچند دهه پیش هفت کارکرد برای خانواده درنظر گرفته است که عبارتند از:1- تولیدکالای اقتصادی وخدماتی 2-تعیین پایگاه اجتماعی برای فرزندان 3- آموزش فرزندان 4-آموزش مذهب به کودکان و نوجوانان 5- تولید نسل 6-حمایت 7-عطوفت ومحبت و روابط اجتماعی خانواده.

"کونیک" کارکردهای خانواده را تولید و امتداد نسل،جامعه پذیری و انتقال فرهنگ بیان داشته است."باتامور" به نقل از آقابخشی(1378: 140)برای نظام خانواده زن وشوهری چهار کارکرد عمده جنسی،اقتصادی،تولید نسل وتعلیم وتربیت را مطرح کرده است. " ارنست برجس" نیز مهمترین کارکرد خانواده امروزی را پرورش وحفظ شخصیت اعضای آن می داند.به عقیده او خانواده به منزله یک واحد شخصیتهای متعامل است که مهمترین وظیفه آن تشدید محبت بین زن وشوهر و پرورش شخصیت فرزندان است.

ازنظر"بروس کوئن"(1373: 179)خانواده به عنوان یک نهاداجتماعی،معمولابه ایفای وظایف متعددی می پردازد.ماهیت این کارکردها وسطح اجرای آن از یک فرهنگ به فرهنگ متفاوت است. از نظر کوئن کارکردهای خانواده عبارتند از: نظام بخشیدن به رفتارهای جنسی وتولیدمثل،مراقبت ونگهداری کودکان،معلولان وسالمندان،تثبیت جایگاه اجتماعی ،اجتماعی کردن کودکان،تعیین پایگاهها،وفراهم نمودن امنیت اقتصادی.

"کینکزلی دیویس"(آقابخشی،1378: 140) پس ازتشریح روابط متقابل اعضای خانواده، چهار کارکرد اساسی برای خانواده عنوان می کند که با موضوع این مقاله یعنی هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان کاملا مرتبط می باشد.از نظر وی کارکردهای خانواده عبارتند از:تولید مثل،نگهداری کودکان نابالغ،کاریابی وایجاد پایگاه اجتماعی برای فرزندان،وکارکرد جامعه پذیری.

همان طوری که ذکر گردید از دیدگاه اکثر صاحبنظران ،یکی از کارکردهای اساسی وظیفه ای و مستمرخانواده ، کارکرد تربیتی یا آموزشی است.اگبرن آموزش فرزندان و آموزش مذهب به کودکان و نوجوانان را از هفت کارکرد مهم خانواده ذکر کرده است.کونیک جامعه پذیری وانتقال فرهنگ، باتامور تعلیم وتربیت،بروس کوئن اجتماعی کردن کودکان وتعیین پایگاهها وفراهم نمودن امنیت اقتصادی وکینکزلی دیویس کاریابی وایجاد پایگاه اجتماعی برای فرزندان را از کارکردهای تربیتی و آموزشی نهاد خانواده ذکر کرده اند.یکی از وظایف خانواده حفظ ونگهداری فرزند وتربیت صحیح آنهاست،که این امرعلاوه بر رشد نیاز به شهامت دارد.روشهای عظیم هستند که اهمیت این امر و وظیفه ای را که دراین رابطه وجود دارد درمی یابند ودرپوشش حیات خانواده به پرورش وادامه نسلی می پردازند که لیاقت عضویتی ارزنده برای زندگی اجتماعی دارند.از دیدگاه اسلام فرزندان درخانوتده طلبکار و والدین بدهکارند.حق کودکان متعدد وازجمله مساله تربیت است.والدین وظیفه دارند موجبات خیر وصلاح فرزندان را فراهم آورند وبا ایجاد محیط صفا وخلوص وشرایط مناسب کانون خانوادگی را گرم نگه داشته ومساعی خود را در راه تربیت نسل دور از هر شائبه ای بکار برندودامنه این حقوق وسیع است که از آن جمله می توان به آموزش و پرورش کودک اشاره نمود.از وظایف والدین دادن آموزش های اساسی به کودکان است.آموزشی که موجب سازندگی وخیر و رفاه حال وآینده کودک شود.امام صادق(ع)در این ارتباط با این موضوع می فرمایند: سزاوارترین چیزی که باید به کودکان آموخته شود چیزی است که چون بزرگ شدند بدان نیازدارند.(قائمی،132:1363) والدین باید به کودکان راه ورسم زندگی را بیاموزند.به آنان شغل یاد دهند تا بتوانند در آینده زندگی مستقلی داشته باشند.

امروزه کارکرد تربیتی وآموزشی خانواده به لحاظ صنعتی شدن ،شهرنشینی، گستردگی نیازهای جامعه و اهمیت والائی که در رشد وتوسعه یافتگی جوامع دارد ، به نهاد آموزش وپرورش واگذار شده است.درعصر جدید که تولید اقتصادی از خانواده به کارخانه منتقل شده است،برای موسسات آموزشی ضروری می نمود که نقش بیشتری را در فرایند اجتماعی شدن ایفا کنند.اغلب،آماده شدن برای کار در یک جامعه شهری،مستلزم سطح بالای تخصص است که تنها مدارس فنی وحرفه ای و دانشگاهها قادر به ارائه وآموزش آن هستند.

ولی این مسئولیت خطیر از نهاد خانواده سلب نشده است. غفلت خانواده در سایر کارکردها وبدکارکردی آن درسایر زمینه ها روی کارکرد تربیتی و آموزشی آن نیز اثر می گذارد.غفلت درکارکرد آموزشی بر کارکرد نهادآموزش وپرورش نیز تاثیر می گذارد. وقتی افراد به عنوان نوجوان وجوان از خانواده خود بیرون می آیند،صرفا "شخص" ظاهر نمی شود،بلکه "شخصیت" ظاهر می گردد.این شخصیت که مجموعه ای از ویژگی های اکتسابی فرد را به نمایش می گذارد،به طور مستقیم در محیط پیرامون تاثیر گذار است.یعنی هر فرد با یک سرمایه اجتماعی خاص راه خانه تا جامعه را می پیماید.اگر این سرمایه نامطلوب باشد اثر نامطلوب بر زندگی اجتماعی خواهد داشت واگر مطلوب باشد به زندگی اجتماعی جهت مثبت خواهد بخشید.(رحمان دوست،1384: 15)

بندورا که از نظریه پردازان رویکرد یادگیری است،شخصیت انسان را محصول یادگیری اجتماعی ذر شرایط محیطی واجتماعی می داند.برای نوجوانان تعامل با والدین وهمسالان وتجربیات آموزشگاهی،موثر می باشد.در نظریه های یادگیری اجتماعی بندورا ودیگران،نقش زیادی برای الگوهای اجتماعی در فرایند اجتماعی شدن قایل می شوند.والدین،همسالان،معلمان،هنرپیشه ها،ورزشکاران و...مهم ترین الگوهایی هستند که بر نوجوانان تاثیر می گذارند.لذا نمی توان نقش و جایگاه خانواده را در هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان و کاریابی وایجاد پایگاه اجتماعی برای آنان نادیده گرفت. گیرد،بدین جهت در ادامه مقاله این کارکردآموزشی خانواده مورد بحث قرار می گیرد تا مشخص شود خانواده در فرایند هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان از چه جایگاهی برخوردار است؟البته لازم است قبل از تبیین این موضوع ، به بررسی معناومفهوم هدایت تحصیلی وشغلی پرداخته شود.

منظور از هدایت یا راهنمایی تحصیلی وشغلی چیست؟

هدایت را ارایه طریق،ایصال به هدف وبه معنی راهنمایی و ارشاد گفته اند که در آموزش و پرورش، مقصود از آن، راه نمودن و کمک به مراجع برای رشد وشکوفایی وبروز استعدادها وامکانات خوداست که با اختیار وانتخاب خود صورت گیرد نه با اجبار واکراه.(امین فر،1365) هر صاحبنظری با توجه به جهان بینی ونگرشی که به انسان وتعلیم وتربیت او دارد،راهنمایی را به صورتی تعریف کرده است.به نظر شرتز واستون(1974) راهنمایی تلاش پویائی است که انسان را در خودشناسی وآشنایی با پیرامون یاری می دهد.به اعتقاد ترگسلر راهنمایی فعالیتی است که انسان را از توانائیها و رغبتهایش آگاه می سازد وموجب می شود که فرد پس از شناخت توانائیها ومحدودیتهایش درجهت زندگی بهتری گام بردارد.به نظر مک دانیل راهنمائی کمک به فرد است تا بتواند فرصتهای تحصیلی وشغلی وشخصی را به درستی و آگاهانه تشخیص دهد واز هر موقعیت بیشترین استفاده وبهره ممکن را ببرد.(شفیع آبادی،1384: 12)در تعریف دیگری راهنمایی یا هدایت فرد یعنی کمک به فرد برای شناختن خود ومحیط خویشتن.(شریعتمداری،1378)

راهنمایی کمک ویاری منظمی است به فرد،دراینکه استعدادهای خود را دریابد،رفتار حالات خویش را منظم ومتعادل سازد،قادر به حل مسایل خود شود ودر انتخاب دروس یا رشته تحصیلی بتواند تصمیم بگیرد،کار وشغل مناسب برای خود پیدا کند،برای رقابت آزاد وپسندیده تربیت شود،شایستگی وشرایطی را دارا شود تا بتواند به بهترین وجه ممکن رشد وکمال یابد.(اردبیلی،1374)تحول جامعه از حالت ساده وابتدائی به وضعی پیچیده وبغرنج، شهرنشینی وصنعتی شدن مسائل ومشکلاتی را برای انسان به وجود آورده است که پیشگیری وحل آنها لزوم بهره گیری از راهنمایی ومشاوره را ضرورت می بخشد.هرقدر جامعه گسترده تر وروابط افراد پیچیده تر گردید،لزوم راهنمایی جدی تر مطرح شده، وضرورت ارائه خدمات راهنمایی بیشتر احساس شد.راهنمایی یک جریان مداوم ومستمرتربیتی است که درهرمرحله ای از زندگی انسان با روشهاو اهداف مشخصی درمورد فرد اعمال می گردد.در نظام آموزشی، راهنمایی فرد باید از کودکستان آغاز شود وتا پایان تحصیل ادامه یابد.راهنمایی را میتوان بخشی از فرایند آموزش وپرورش تلقی کرد.که ارضای نیازهای جسمی ، ذهنی ، اجتماعی ، اخلاقی وعاطفی دانش آموزان راتسهیل می کند.راهنمایی برای حصول سریع ودرست اهداف آموزش وپرورش ضرورت دارد.(شفیع آبادی،1384: 10)

هدایت و راهنمایی انواع مختلفی دارد که از آن جمله می توان به راهنمایی تحصیلی و راهنمایی شغلی اشاره نمود. راهنمایی تحصیلی مجموعه کوشش های منظمی است که ازطرف مدرسه درجهت کمک به دانش آموزان در انتخاب واحدهای درسی،رشته های تحصیلی،حل مشکلات آموزشی واطلاع از مقررات مدرسه صورت می گیرد.(صافی،1379: 32)ایشان با این تعریف راهنمایی تحصیلی را از کارکردهای اساسی نهاد آموزش وپرورش ومدرسه می داند. درحالی که راهنمایی تحصیلی تلاش وفعالیتی است علمی که درجهت برقراری حداکثر توافق ممکن بین خصایص فرد مورد راهنمایی وشرایط ومقتضیات تحصیلی بعدی صورت می گیرد.(شکوهی،1367)راهنمایی شغلی نوع دیگری از راهنمایی است. "فرانک پارسونز" که وی را از مبتکران راهنمایی شغلی می دانند،راهنمایی شغلی را پویشی می داند که به جوانان در انتخاب شغل،آماده کردن آنها برای شغل انتخاب شده،رسیدن به آن وبالاخره خط مشی موفقیت آمیز کمک می کند.(صافی،1379: 34)"ساندرسون" راهنمایی شغلی وحرفه ای را جریانی می داند، که با طرح ریزی،آمادگی وسازش فرد با شغل انتخاب شده سروکار دارد.از طریق راهنمایی شغلی وحرفه ای به فرد کمک می شود که پس از بررسی دنیای مشاغل وشناسایی خصوصیات شخصی،شغلی را انتخاب نمایدوسپس برای انجام شغل موردنظر از طریق گذراندن دوره های آموزشی آماده شود ودر دوره اشتغال با رضایت کافی به انجام شغل موردنظر ادامه دهد"سوپر" راهنمایی شغلی را فرایندی مداوم وپیوسته می داند که بدان وسیله به فرد کمک میشود تا بتواندشغل مناسبی را انتخاب کند، برای آن آماده شود،به آن اشتغال ورزد،وبطور موفقیت آمیزی به اشتغال ادامه دهد. (شفیع آبادی،1367: 16) پیوستگی وتنیدگی مسایل راهنمایی تحصیلی با مسایل راهنمایی حرفه ای به حدی است که تصور جدا دانستن این دو از هم امکان پذیر نیست.زیرا راهنمایی تحصیلی سرآغاز راهنمایی حرفه ای است.انجام راهنمایی تحصیلی وشغلی در تمام ادوار زندگی و دوره های تحصیلی ضروری است ودر هر دوره سنی،اهداف خاص وشیوه های اجرائی معینی دارد.آموزشهای اولیه خانواده ونیز وسایل ارتباط جمعی و آموزشهای مدرسه ای در این فرایند نقش موثری دارند. دقت در این مفاهیم نشان می دهد که در جریان هدایت و راهنمایی تحصیلی ومخصوصا راهنمایی شغلی خانواده نیز می تواند نقش اساسی ایفا نماید.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 0:25 | لینک ثابت |

 
business article
>