تبليغاتX
طنین تربیت

خانواده جزو نهادهای اولیه و اساسی در تولید شخصیت می باشد.اولین موسسه ای که فرد را با زندگی اجتماعی آشنا می سازد خانواده است.درخانواده پایه رشد اخلاقی شخصیت فرد گذاشته می شود،کودک از مشاهده رفتار والدین متوجه می شود که پدر ومادر وسایر اعضای خانواده او از میزان های خاصی پیروی می کنند. زندگی خانوادگی در درونی ساختن رفتارها،نگرش ها وارزشها نقش بسیار موثری ایفا می نماید.امکاناتی که در درون خانواده برای فرهنگ سازی وجود دارد درهیچ نهاد دیگری نیست.روابط مودت آمیز اعضای خانواده که به راحتی خطاها وکاستی ها را در خود هضم می کند وعرصه ای برای رشد واعتلای افراد فراهم می سازد،ونیزتاثیرپذیری از رفتار والدین که با مکانیسم منحصر به فرد انجام می پذیرد وآن خیروبرکتی که خداوند در باطن وسرشت خانواده قرار داده است،همه از ابعاد وانواع امکانات بالقوه وبالفعل این نهاد اجتماعی محسوب می شوند.افراد از الگوها ومشاوران در زمینه های مختلف تاثیر می پذیرند.این تاثیرپذیری در شرایط وحوزه های گوناگون متفاوت است.به عنوان مثال ایجاد روابط عاطفی میان افراد می تواند میزان تاثیرات متقابل را افزایش دهد ودر شرایطی که انسان نیاز به همدمی دارد که با او دردل کند،آمادگی بیشتری برای پذیرش افکار ومواضع وی از خود نشان می دهد.بنابراین کسانی که در شرایط بحرانی نقطه اتکای افراد قرار می گیرند وبه اصطلاح محرم راز تلقی می شوند،بیشترین تاثیر را در القای احساسات وافکار خود برجای می گذارند وآگاهانه یا ناآگاهانه نقش گروه مرجع را ایفا می نمایند. یافته های پژوهش هاشمی(1383)حاکی از آن است که در میان جوانان اولین گروه مرجع، پدر وسپس مادر است.داده ها نشان می دهد که بیش از هفتاد درصد پاسخگویان،اعضای خانواده را به عنوان بهترین همدم معرفی کرده اند.در این میان نزدیک به 40درصد پدر یا مادر را بهترین همدم خود در شرایط بحرانی می دانند.که درمقام مقایسه توجه به مادر بسیار بیشتر از پدر است.مشروح داده ها نشان می دهد که جوانان در زمینه مالی،حتی به دوستان خودشان هم اتکای زیادی ندارندونقش عمده را اعضای خانواده بویژه پدر ودر اولویت دوم مادر ایفا می کند.

خانواده در تمایلات فرزندان وافکاروعقاید وطرز برخورد ایشان با دیگران نفوذ می نماید و کودک در خانواده از مشاهده رفتار مادر یاد می گیرد جدی وخونگرم باشد یا بالعکس با سهل انگاری و خونسردی امور را تلقی کند،اکثر تظاهرات عاطفی را کودک از والدین خود فرا می گیرد.(شریعتمداری،1377: 193) "ریبل" به مسئله روابط عاطفی کودک باپدر ومادر از نظر محبت وعلاقه تکیه می کند.او عقیده دارد که رفتارهای مادر مثل محبت وحمایت خارج ازحد لازم،تنبیه های بدنی شدید واعتنا نکردن،از عوامل موجد نارضایی عاطفی وبروز رفتارهای ناصحیح ومنفی هستند.(محسنی،1371: 232)

حسینیان(1376) رابطه شیوه فرزندپروری وعزت نفس دانش آموزان را مطالعه نموده و سازگاری عاطفی وهیجانی دانش آموزان را ناشی از عزت نفس دانسته است.او دریافته است که رفتار دموکراتیک والدین موجب افزایش عزت نفس وسازگاری عاطفی و رفتار استبدادی والدین موجب کاهش عزت نفس وسازگاری عاطفی می شود.فخری(1375: 76) نقش شیوه های اجتماعی کردن خانواده را بر اجتماعی شدن فرزندان بررسی نموده است،وی نظم پذیری،استقلال وسازگاری فرزندان را به عنوان معرف اجتماعی شدن تعریف نموده وبا استفاده از نظریه های اریکسون وبومریند،اثبات نموده است که در ایران خانواده های مقتدر ونه مستبد فرزندان خود را بهتر اجتماعی می نمایند.سفیری وجزایری(1384)نیزنشان داده اند که رشد شخصیت و رشد کنش عاطفی درشخصیت صرفا امری ذاتی نبوده وتحت تاثیر عوامل بیرونی ومحیطی می باشد ودرجامعه ما خانواده و روابط عاطفی حاکم بر آن بر توسعه شخصیت و رشد کنش مبتنی بر دلبستگی عاطفی تعمیم یافته موثر می باشد.همچنین یافته ها نشان می دهد که افزایش تحصیلات پدران ومادران در بهبود روابط عاطفی خانواده موثر می باشد.سایر یافته ها بیانگر آن است که انتقال محبت درخانواده برتعهد تعمیم یافته موثر می باشد.احساس لذت نیز موجب افزایش تعهد در خانواده می گردد.گرمی روابط در خانواده نیز برتعهد تعمیم یافته ودلیستگی عاطفی تاثیر مثبت می گذارد واحترام در خانواده نیز برتعهد تعمیم یافته موثر می باشد.

یکی از ویژگیهای بارز خانواده در ایران "بارعاطفی" خانواده است که با روابط عاطفی متفاوت است.پدر تا آخرین لحظات حیات خویش حامی وپشتیبان فرزند خود به شمار می رود. حمایت وی اگر تا سنین معینی از عمر فرزند جنبه اقتصادی دارد،اما جنبه عاطفی خود را تا آخر عمر از دست نمی دهد.در سایر جوامع بیرون رفتن فرزند از خانواده شاید به عنوان پایان یافتن تسلط خانوادگی والدین بر فرزند تلقی شود،اما فرزند اگرچه خود دارای فرزندان بسیاری شده باشد باز به نوعی همبستگی عاطفی خاصی با خانواده پدری خود را دارد.محبت وعطوفت،مهربانی وگذشت،بزرگواری وفداکاری از عمده ویژگیهایی است که خانواده ایرانی از آن برخوردار است.(آقابخشی،1378) امروزه این حقیقت به ثبوت رسیده است که گسیختگی از خانواده،مخصوصا ازوابستگان اولیه(پدر،مادر،برادر وخواهر)ازعوامل نیرومند اضطرابات و افسردگی ها وبه طورکلی،زندگی ابهام انگیز است.با نادیده گرفتن رنجهای روانی که ناشی از احساس بی پناهی وگسیختن از حلقه های متصل عوامل اصلی زندگی (پدران ومادران) است،این رنجهای روانی گاهی به قدری شدت می گیرند که به یاس وناامیدی در زندگی منجر شده،در موارد فراوان به خودکشی می انجامد.(علامه جعفری،1383: 16)

در رابطه بانقش خانواده ویلیام جی.گود معتقد است که افراد ممکن است درجامعه به گونه ای از وظابف خود شانه خالی کنند یانقش خود را به سایرین محول نمایند،اما وظایف خانوادگی را نمی توان به دیگران سپرد،زیرا تعهدات دیگری در قبال تقاضای خانواده پیش می آید.خانواده با نقشی که در حفظ آداب وسنن فرهنگی وانتقال آن به نسلهای آینده دارد،فرهنگ را زنده نگه می دارد.بنابراین خانواده را از پاره ای جهات می توان نماینده جامعه دانست و ناتوانی خانواده در اجرای کامل کارکردهایش گویای این واقعیت است که جامعه نیز به هدفهای خود نخواهد رسید،زیرا هرجامعه ای کوشش دارد تا نسلهایی بالنده ومتفکر در خود پرورش دهد وهسته این بالندگی در درون خانواده شکوفا می شود.(گود،1352: 22)

عناصر تشکیل دهنده نظام خانواده با یکدیگر وبه گونه ای مشخص وجداگانه دارای کنش هستند.هریک از این عناصر در کنش خویش توقعات سایر عناصر را نیز در نظر می گیرد. هنگامی که انتظارات وتوقعات متقابل برای همه عناصراین نظام به درستی معلوم شود و دوام یابد،تشکیل معیارهای نظام خانواده را خواهد داد.عناصر این نظام،علاوه بر انتظارات وتوقعات متقابل،انتظار دارند درمقابل کنشی که انجام می دهند،با کنش متقابل وبازتاب سایر عناصر نیز مواجه گردند.بازتابهای قابل انتظار در نظام خانواده همان تکالیف والزامات هستند وهنگامی که هریک از اعضای خانواده براساس معیارها والزامات،کنش خویش را انجام دهد می توان گفت که نظام خانواده نقش اجتماعی خود را ایفا کرده است.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 23:44 | لینک ثابت |

 
business article
>