سلام بر حسین(ع) و اولاد حسین و اصحاب حسین علیه السلام..ما بر حسین گریه میکنیم نه بدان خاطر که آب بستند بر خانوادهش. نه بدان خاطر که لب تشنه شهیدش کردند. نه بدان خاطر که طفل شیرخوارش را به تیغ زهردار آویختند. اینها البته جنبههای عاطفی ماجرا هستند. بر حسین (ع) و خاندان مطهرش گریه می کنم چون حسین است. حماسه است. حماسهای که زمین تا آسمان با رستم و سهراب فردوسی و اسطورههای دیگری که میشناسیم توفیر دارد. حسین (ع) نهضت است. نهضتی بی زوال و بیبدیل. ولذا حیف نیست بچههای ما اصل ماجرای عاشورا را ندانند؟ ندانند که اصلاً چرا امام با علم به شهادت، راهی کربلا شد؟ اصلاً فلسفهی جنگی چنان نابرابر بین یک سپاه هفتاد و دو نفره و خیل عظیم یزیدیان چه بود؟ اصلاً حکمت بسته شدن آب بر آنها در آن روز چه میتوانسته باشد؟ حیف اینهمه سوال و جوابهای خوب نیست که از خودمان نپرسیم و به کودکان آینده نگوییم؟ به خدا حیف است! به خدا همهی حرف من هم اینست که آخر گریاندن و گریه کردن به چه قیمتی؟ به قیمت خراب کردن آنچه به خاطر حفظ حرمتش خون ِ دلها خورده شده؟حیف نیست حرمت وقداست عاشورا را با بی حرمتی هاو رفتارهای ناآگاهانه خود از بین ببریم؟ حیف نیست قداست این واقعه را با تحریف ها،اغراقهازیر سئوال ببریم؟ ادامه مطلب
نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 13:30 | لینک ثابت |

