تبليغاتX
طنین تربیت

مقدمه:

الگو آن چيزي است كه شكل گرفته ، و در يك گروه اجتماعي به اين منظور كه به عنوان مدل يا راهنماي عمل در رفتارهاي اجتماعي بكار مي آيد , حضور مي يابد . از ديدگاه كاركردي و رواني - اجتماعي بايد گفت الگوها آن شيوه هاي زندگي هستند كه از صوري فرهنگي منشاء مي گيرد . افراد به هنگام عمل بطور طبيعي با الگوها سروكار دارند و اعمال آنان با اين الگوها تطابق مي يابند ( سيامك , 1377 ) الگو اهمیت زیادی در شکل گیری رفتار انسانها دارد.افراد به الگوهایی توجه می کنند که به کارآمدی مشهورند وکسانی را انتخاب می کنند که در کارهایشان موفق اند. گاهی برخی از جوانان بنا به دلایلی که در این مقاله به آنها پرداخته می شود مرعوب الگوهای بیگانه گشته و از آنان تقلید می کنند. تقليد از الگوهاي غربي و تسليم محض شدن در مقابل عظمت ظاهري غرب و اطاعت كوركورانه از آنان منجر به از دست دادن سرمايه هاي معنوي جامعه مي گردد . و انسان را به اقتباس از كارهاي مضر و خطرناك ديگران وادار ساخته و موجبات سقوط و بدبختي انسان را فراهم مي آورد . خانواده و والدين , خود باختگي روحي و همانندي ناآگاه تلقين ، رشد تكنولوژي غرب ، هوس و مد و تبليغات از عوامل عمده موثر درگرايش جوانان به الگوهاي غربي مي باشد این نوشتار در تبیین این موضوع در صدد پاسخگویی به سئوالات اساسی ذیل است:

۱- تقلید و همانند سازی چیست؟

۲- درباره تقلید چه دیدگاههای روان شناختی وجود دارد؟

۳- الگو چیست؟ وچه تاثیری در رفتار انسان دارد؟

۴- چه عواملی در گرایش برخی از جوانان به الگوهای بیگانه تاثیر دارند؟

۵- شیوه های مقابله با گرایش برخی از جوانان به الگوهای بیگانه چیست؟

تقليد و همانند سازي :

غريزه پر بركت تقليد ، به كودك اجازه مي دهد كه خود را با موقعيتهاي گوناگون زندگي تطبيق دهد و با ديگر انسانها همسان و هماهنگ سازد . بنابراين تقليد يك غريزه سودمند طبيعي است و نمي توان جلوي آنرا گرفت . بلكه بايد در راه تربيت افراد ازآن استفاده كرد . اولياء و مربيان بايداز اين غريزه ارزشمند بهره گيرند . يعني الگوهاي خوب و مطلوب را دراختيار فرزند قرار دهندتا از اخلاق و رفتار آنها درس عملي بگيرد و خود را بسازد بر اين اساس وجود غريزه تقليد زمينه ساز تاثير الگوها مي باشد . ( قائمي , 1373 )

همانند سازي يكي از مكانيزمهاي سازگاري است كه فرد به وسيله آن رابطه عميقي را با خانواده ، گروه و يا موسسه اي به منظور بالا بردن مقام خود برقرار مي كند . به عبارت ديگر بوسيله آن قدرت او از قوت ديگران سرچشمه مي گيرد . ناگفته پيداست كه همه افراد بشر مكانيزمهاي همانندسازي را تا اندازه اي بكار مي برند مثلاً افراد بشر خود را بنحوي با شخصيت هاي معروف و يا موسسات معتبر، تيمهاي ورزشي و باشگاههاي سرشناس همانند سازي مي كنند و بدينوسيله احساس برتري و بزرگي مي كنند. (( فرويد )) معتقد است كه همانند سازي يكي از مكانيزمهاي دفاعي رواني است كه براي سازگاري بهتر فرد بكار مي رود . اين مكانيزم بطور ناخودآگاه صورت مي گيرد و شخص بوسيله آن سعي مي كند خود را جانشين شخص ديگر و يا كاملاً شبيه او سازد ، زيرا اين عمل در رشد و توسعه شخصيت انسان اهميت زيادي دارد . به عقيده فرويد اگر همين عمل توسط (( خودآگاه )) صورت بگيرد ، تقليد ناميده مي شود . (( اريك فروم )) نيز معتقد است كه هر فردآدمي مايل است به اينكه هويت خاصي داشته باشد ، از اينرو مي كوشد كه خويشتن را دريابد و بشناسد ، درعين حال مي خواهد فردي متمايز بوده و براي رسيدن به اين مقام خود را به شخص يا گروهي از اشخاص متمايز و مهم وابسته كند تا بواسطه امتياز و شخصيتي كه آن فرد دارد تا حدي صاحب شخصيت و امتياز شود . ( عنبرزاده , 1372 )

ديدگاههاي مختلف درباره تقليد :

درباره ماهيت تقليد ديدگاههاي متعددي وجود دارد از نظر روانشناسي قديم ، تقليد يكي از غرايز اساسي دانسته شده است و ديدگاه غريزي اولين نظريه پيرامون ماهيت تقليد محسوب مي شود . بيشتر روانشناسان آغاز قرن حاضر و آنهايي كه در چهارچوب روانشناسي كلاسيك كار كرده اند تقليد را هم مانند هر مساله ديگر رواني يك مساله غريزي مي دانند . (( ويليام جيمز )) و(( بالدوين )) از جمله اين دانشمندان هستند .

ديدگاه ديگر درباره ماهيت تقليد ، نظريه برون سازي است . فرد در برخوردهاي خود با محيط معمولاً چيزي را كسب مي كند يعني با فراهم ساختن تصويري از يك موقعيت آنرا در رفتار خود منعكس مي سازد . اين جريان را برون سازي مي نامند . از اين نظرگاه ، برون سازي فعاليتي است كه به انطباق با شرايط محيط مي انجامد و تقليد از اين قسم است . ژان پياژه روانشناس معروف در نظام روانشناسي شناختي كه براي تحول رواني انسان ترسيم كرده ، تقليد را از مقوله برون سازي مي شمرد .

از نظر (( بندورا )) بخش وسيعي از يادگيريهاي انسان از طريق مشاهده و تقليد صورت مي گيرد . در اولين تحقيق بندورا، در زمينه علل خانوادگي پرخاشگري كه به همراهي (( والتر )) يكي از دانشجويان كارشناسي ارشد دانشگاه استنفرد انجام شد ، بر اهميت يادگيري از طريق مشاهده رفتار ديگران تاكيد شده است . از آن به بعد ، بندورا يادگيري مشاهده اي را به عنوان مهمترين عامل رشد و يادگيري به حساب آورد . از نظر او انسان از طريق مشاهده رفتار ديگران و حق اختيار يا انتخاب رفتارهاي مورد نظر را براي خود محفوظ مي دارد . ولي الگوها به او كمك مي كنند كه درباره به مرحله اجرا گذاشتن رفتارهاي انتخاب شده تصميم گيري نمايد . ديدگاههاي اوليه بندورا در تبيين رفتار انسان به نظريه هاي يادگيري - اجتماعي شهرت داشت . ( كديور, 1378 ) نظريه يادگيري اجتماعي برآن است كه انسان به صرف مشاهده رفتارها را ياد بگيرد . به فردي كه مورد مشاده قرار مي گيرد .سرمشق گفته مي شود . شواهد موجود حاكي از آن است كه انسان با مشاهده رفتارهاي يك سرمشق مي تواند آنها را ياد بگيرد . در اين ديدگاه تقليد و يادگيري مشاهده اي با يكديگر فرق دارند . یادگيري مشاهده اي ممكن است متضمن تقليد باشد يا نباشد .

پاره اي از روانشناسان بر اين عقيده اند كه تقليد به معناي عام آن سه مرحله دارد . اين مراحل عبارتند از :

1 ) دوره اول از تولد تا دوسالگي

2 ) دوره دوم از 2 تا 7 سالگي

3 ) دوره سوم از هفت سالگي به بعد

تقليد در مرحله اول را با تمام مراحلش مي توان همان (( محاكات )) دانست . چرا كه تقليد كودك در اين دوره عاري از هر گونه فهم و تميز است . هر چه را از اطرافيان مشاهده كند بي درنگ و ناخودآگاه انجام مي دهد .

در مرحله دوم ، فرد رفتار ديگري را با آگاهي اجمالي ، اندك و ناكافي تقليد مي كند . مانند كودك خردسالي كه به منظور تشبه به بزرگترها كارهاي آنها را تكرار مي كند ، بدون آنكه از غرض و غايت آنها آگاه باشد . اين نوع تقليد را تقليد (( بالمعني الاخص )) ناميده اند .

مرحله سوم را كه با آگاهي كامل و علم و عمد همراه است . (( اقتباس )) مي نامند. در اقتباس تمامي جوانب امر سنجيده مي شود و آنگاه در صورت وجود مصلحت ، تقليد صرت مي گيرد . بدين ترتيب روشن مي شود كه تقليد همراه بانوعي آگاهي است و در اقتباس نيز علم و آگاهي دخالت دارد و تنها در محاكات است كه از عنصر آگاهي خبري نيست .

با توجه به هر يك از مراحل و دوره هاي فوق و با عنايت كافي به خصوصيت هر دوره لازم است الگوهاي مناسب و در خور به افراد مستعد و به جامعه ارائه گردد تا انسانها در هر مرحله و سني كه هستند بتوانند تربيتهاي صحيح را از طريق مشاهده آنها فرا گرفته ، و حركتي مستمر را به سوي رشد و تعالي صورت بخشند . ( عباسي مقدم , 1375 )


ادامه مطلب
نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 0:32 | لینک ثابت |

 
business article
>