تبليغاتX
طنین تربیت
يكي از روشهاي تدريس كه امروزه بطور جدي مورد توجه انديشمندان عرصه تعليم وتربيت قرارگرفته است،روش تدريس تعاملي يا فعال مي باشد. از ويژگي هاي بارز چنين تدريسي فعال بودن معلم و دانش آموزان در فضايي كاملا اجتماعي و آزاد از نظر بيان انديشه ، نقد سازنده و بازسازي تجارب گذشته شخصي است.

تدريس بخشي از آموزش است و به آن قسمت از فعاليتهاي آموزشي كه با حضور معلم در كلاس درس اتفاق مي افتد اطلاق مي شود. چهارويژگي خاص در تعريف تدريس وجود دارد كه عبارتند از :

الف – وجود تعامل بين معلم و دانش آموزان

ب – فعاليت براساس اهداف معين و از پيش تعيين شده

ج – طراحي منظم با توجه به موقعيت و امكانات

د – ايجاد فرصت و تسهيل يادگيري

بنابراين به فعاليتهاي پراكنده ويك جانبه معلم كه ممكن است تغييري هم در دانش آموزان ايجادكند،تدريس گفته نمي شود.(شعباني،1382)طي سالهاي متمادي رويكردهای متفاوتي در تدريس ارائه شده اند . هر رويكرد را مي توان به وسيله مباني نظري ، آثارآموزشي ، ساختار و محيط يادگيري آن تجزيه و تحليل و شناسايي كرد . صاحبنظران هر رويكرد را شامل چندين الگوي تدريس مي دانند .الگو مفهومي وسيعتر از راهبرد و روش دارد . الگوي تدريس رويكردي وسيع و كلي به آموزش است . درحالي كه راهبردها و روشهاي تدريس جنبه هاي خاصي را براي آموزش در بردارند . همچنين الگوهاي تدريس ويژگيهاي ديگري دارند كه راهبرد و روشها فاقد آنها هستند اين ويژگيها عبارتند از داشتن مباني نظري ، داشتن ديدگاه و جهت گيري درباره آنچه دانش آموزان بايد ياد بگيرند ، چگونگي يادگيري و توصيه هايي درباره رفتار معلم به هنگام تدريس وساختاركلاس به منظور ايجاد انواع يادگيري .بنا به تعريفي كه جويس ، ويل و شاورز به نقل از بهرنگي(1371) ارائه مي دهند الگوي تدريس طرح يا نقشه اي است كه مي توانيم براي تدوين تدريس رودررو در كلاس هاي درس يا در حالت آموزش فردي بكار بريم.در يك تقسيم بندي كلي الگوهاي تدريس رابه دو دسته الگوي مكانيستيك والگوي ارگانيستيك تقسيم كرده اند . الگوي مكانيستيك يك الگوي بسيار قديمي است . در اين الگو معلم مركز و نقطه اتكاء شاگردان است و هميشه به عنوان دريايي از معلومات در برابر آنان ظاهر مي شود . به همين دليل عده اي اين الگو را «الگوي معلم مداري» ناميده اند . از ويژگيهاي بارز يادگيري در اين الگو ، اين است كه شاگردان مطالب را مي آموزند و زود هم فراموش مي كنند ، زيرا براي آنها و معلمشان هدفي جز گذراندن امتحان هدف ديگري وجود ندارد . در الگوي ارگانيستيك ، توجه به شاگردان و تواناييهاي او از اهميت خاصي برخوردار است . مطابق اين الگو ، آدمي به عنوان يك موجود زنده اي در نظر گرفته مي شود كه ذاتا فعال است به همين دليل عده اي اين الگو را «الگوي شاگرد مداري» ناميده اند .زيرا در اين الگو معلم هميشه به علل و چگونگي رفتار شاگردان توجه دارد . و هيچ گاه رفتار آنان را ناديده نمي گيرد و برنامه را درجهت فهم و درك آنان سوق ميدهد

تدريس تعاملي روشي است كه فراتر از كمك به دانش آْموزان به كسب محتواي علمي و مهارتها مي انديشد.در اين رويكرد علاوه بر توجه به كسب اطلاعات ومهارتها،به فرايند تفكر واهداف اجتماعي آموزش تاكيد فراوان شده است.تدريس تعاملي درمقابل تدريس نظارت وتحديد،اقتدار وتسلط يعني آنچه عموما در مدارس يافت مي شوند وهدف اصلي آنها توسعه مهارتهاي نقش محور است،قرار دارد.(مك دونالد وديگران،به نقل از شعباني،1382)رويكرد تدريس تعاملي فعاليتي منظم وسنجيده در باره موضوع يا مساله اي خاص است.كه دانش آموزان در تعامل بايكديگر درقالب گروههاي چند نفره درباره آن موضوع يا مساله به مطالعه،انديشه،بحث واظهارنظر ميپردازند.دراين روشها برخلاف روشهاي معمول دانش آموزان فعالانه در فرايند آموزش شركت مي كنند ومسئوليت يادگيري خود ودوستانشان را برعهده مي گيرند. تدريس تعاملي روشی است كه به آن روش فعال تدريس نيزگفته می شود.در اين روش موقعيتي فراهم مي شود كه در آن دانش آموزان يكديگر را به عنوان گروه همكار تجربه مي كنند و در فرايند تجربه ياد مي گيرند كه چگونه خود و ديگران را تاييد يا رد كنند و به انديشه هاي يكديگر احترام بگذارند و دوستي هاي خود را فارغ از قوم ، نژاد ، جنس و ديگر تقسيمات گروهي گسترش دهند. رويكرد تعاملي كه امروزه برآن تاكيد ويژه مي شود،درجامعه شناسي تعليم وتربيت به منش هاي متقابل ميان گروه هاي همسالان،معلم و دانش آموز،معلم و مدير،پيشرفت هاي تحصيلي دانش آموزان ،پرورش تفكر انتقادي وتحمل انديشه هاي مخالف ، ارزش هاي معلمان و دانش آموزان مي پردازد.(بالنتاين،به نقل از علاقه بند،1375)

يادگيري تعاملي دانش آموزان را برمي انگيزد،به صورت هميار باهم كار كنند تا به هدف مشتركي دست يابند.دانش آموزان در تلاش براي يادگيري بايد همراه هم،مانند يك تيم مستقل عمل كنند وشعارشان اين باشد كه:"همه براي يكي،يكي براي همه".كلاس هاي درس تعاملي،اساس "كلاس من"را به "كلاس ما" تبديل مي كنند ويادگيري از طريق همياري براي دانش آموزان فرصتي ايجاد مي كند تا با يكديگر در قالب كروه هاي كوچك،وگروه هايي متشكل از افراد با توانايي هاي متفاوت كار كنند.نقش معلم از اشاعه دهنده وانتقال دهنده اطلاعات به تسهيل كننده رونديادگيري تغيير مي يابد.مسئوليت يادگيري از دوش معلم برداشته وبه دانش آموز محول مي شود.افزون براين،دانش آموزان با كار در گروه هاي هميار،بيش از پيش با روند يادگيري درمي آميزند.آنان نه فقط مسئولندمحتوا ومهارت ارائه شده را يادبگيرند،بلكه در برابر يادگيري اعضاي گروه خودهم مسئوليت دارند.(آقازاده،1384)

الگوي تدريس تعاملي در فرايند آموزش بر اساس محتوا ، هدف و امكانات ممكن است به روشهاي مختلفي اجرا شود.از رايج ترين روشهاي تدريس الگوي تعاملي مي توان به يادگيري از طريق همياري يا يادگيري مشاركتي ، بحث گروهي ، پرسش و پاسخ ، ايفاي نقش ،بديعه پردازي ، بارش مغزي يا طوفان ذهني وسفر دروني اشاره نمود.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 20:48 | لینک ثابت |

 
business article
>