ماه مهر، ماه درس و كتاب و انديشه، ماه قلم ، بينش و تفكر ، فصل شيرين تعلیم و تعلم، فصل وصل معلمان و متعلمان و بهار دانش فرا رسید. اين فرصت طلايي و آغاز آشنائي مجدد با كلاس و درس و مدرسه را به همه همکاران عزیز،معلمان ،دانش آموزان و دانشجويان تبريك عرض مي كنم و امیدواریم در امر تعلیم و تربیت امیدها و سرمایههای آینده میهن اسلامیمان موفق باشند. وزارت آموزش و پرورش سال تحصیلی جدید را به لحاظ عدم کسب رای اعتماد وزیر پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش، بدون وزیر، در حالی آغاز نمود که با کوله باری از مسائل و مشکلات از قبیل موارد زیر مواجه می باشد.
1- بلا تکلیفی حاکم بر سازمانها و ادارات آموزش و پرورش استانها ،شهرستانها و مناطق
2- رواج عزل و نصبهای سلیقه ای،سیاسی,باندی و جناحی
3- عدم استفاده از نیروهای شایسته و متخصص در عرصه تعلیم و تربیت
4- استفاده از نیروهای فاقد تجربه و تخصص در عرصه های مدیریتی
5- ميل شديد مسئولین وگروهها ي صنفي و سياسي به دخالت در امور تخصصي آموزشي و تربيتي
6- وابستگي شديد مالي اين دستگاه به دولت و مواجه بودن با کسری بودجه
7- آستانه پايين تحمل اجتماعي و مقاومت براي اصلاح برخي كاستيها و تغيير رويه ها در حوزه اداري و مالي وزارت
8- عدم استفاده از توان کارشناسی متخصصان و کارشناسان مجرب وزارتخانه
9- استفاده ازمعلمان آموزش ندیده وغیرحرفهای فاقد صلاحیتهای علمی و تخصصی
10-سیستم اداری تنبل و عقبافتاده
11-تراکم دانش آموزی کلاس های درس
12-توسعه بيرويه مدارس و كلاسها ، عليرغم كاهش جمعيت دانشآموزان
13-كمبود شديد معلم در مناطق محروم و در نتيجه استفاده از هزاران نیروی آزاد خرید خدمت، حقالتدريس و سرباز معلم در اين مناطق و از سوي ديگر وجود حدود 50 هزار نيروي حقوقبگير مازاد و فاقد كلاس درس در شهرهاي بزرگ
این مسائل و مواردی دیگری که از حوصله این مقال خارج است وضعیت آموزش و پرورش ما را گرفتار مسایل و مشکلات عدیده ای نموده است.این امر موجب استمرار وضع موجود و تشديد نارساييها در سال تحصیلی جدید خواهد شد.
با نگاهی عمیق به مدیریت کلان کشور به خوبی می توان دریافت که ریشه تمام مشکلات ومعضلات و نابسامانی های موجود در عدم توجه به آموزش و پروش به عنوان یکی از زیرساخت های اساسی کشور می باشد.همه اینها حاکی از عدم حاکمیت تفکر سیستمی و برنامه ریزی صحیح و اصولی در مدیریت کلان وزرارت آموزش و پرورش به عنوان یکی از حساس ترین دستگاههای اجرائی کشور می باشد.و غلبه مسائل سیاسی بر امور آموزشی و پرورشی وبی مهری و کم توجهی مسئولین محترم به این وزارت در انتخاب و معرفی وزاری آموزش وپرورش موید این مطلب می باشد. تجارب سالهای قبل نشانگر این موضوع است،كه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به این طرف، انتخاب وزراي آموزش و پرورش بدون توجه به کارآمدی و شایستگی علمی و تخصصی آنان و با در نظر گرفتن مصالح سیاسی وجناحی صورت گرفته است.در حالی به لحاظ اهمیت و نقش تاثیر گذار این وزارتخانه در رشد و بالندگی کشور وزرای آموزش و پرورش بيش از ساير وزيران در معرض حساسيتها،قضاوت و داوریهای اجتماعي بوده و همواره در معرض استيضاح و سوال نمایندگان مجلس قرار داشته اند. و لذا ً با شرايط بسيار دشوار سياسي و مالي براي اجراي برنامههای خود رو به رو بودهاند. تجربه نشان داده است که با تغییر و جابجايي وزرا، برنامههاي پيشين به بوته فراموشی سپرده شده و پيگيري نميشود و يا چنان تغییر یافته و دگرگون ميشوند كه بعضا ماهیت اولیه خود را از دست می دهند.
در حال حاضر که آموزش و پرورش كشور با آسيبها و نارساييهاي زیادی دست و پنجه نرم ميكند،اميد ميرود مسئولین محترم با اجتناب از در گير كردن آموزش و پرورش با موضوعات سياسي و غير كارشناسانه ،حذف مدیران سیاسی وانتخاب مدیران آموزشی متخصص و متعهد و استفاده از توان ،تخصص و تجربه متخصصان وخردورزان و اندیشمندان عرصه تعلیم و تربیت ،حاکمیت عقلانیت،قانون و برنامه های علمی و کارشناسی شده به جای سلایق و وابستگی های جناحی، ،پايبندي به برنامه ریزی آموزشی وبرنامه ریزی درسی، توزيع عادلانه منابع و امكانات در آموزش و پرورش و در نتیجه افزايش کارائی و اثربخشی نظام آموزشی از تفکری نظامند همراه با تعمق و جامعیت و منطبق با مصالح ملي و عالي نظام تبعيت کرده و به ايجاد تحولات و منویات مورد نظر مقام معظم رهبري در آموزش و پرورش سرعت بيشتري ببخشند.

