ماه محرم و روز تاسوعا و عاشورای حسینی که میرسد،فضای جامعه ما به عطر عاشورا و ایثار و شهادت معطر می شود.عطر عاشورا،عطر ایثار،فداکاری،غیرت،شجاعت،معنویت،امربه معروف و نهی از منکر است.راه امام حسین (ع) فراخواندن مردم به معنویت ،پاکی و دینداری و احیای سنت نبوی و ارزشهای والای الهی و مبارزه با بدعت ها،تحریف ها،خرافات و جهالت و نادانی و غفلت هاست. در این نوشتار نخست ذکر فضایل حضرت ابیعبدالله امام حسین (ع) از دیدگاه شخصیت های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و سپس به وظیفه ما در این دوران در قبال نهضت عاشورا پرداختهخ می شود.
مهاتما گاندی درباره الگو پذیری از امام حسین (ع) می گوید:من زندگي امام حسين عليه السلام آن شهيد بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده ام و بر من روشن است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين عليه السلام پيروي كند.محمدعلي جناح درباره امام حسين(ع) اینگونه سخن مي گويد:هيچ نمونه اي از شجاعت بهتر از آنكه امام حسين عليه السلام از لحاظ فداكاري و تهور نشان داد در عالم پيدا نمي شود، به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد، پيروي نمايند. پورشو تامداس توندون امام حسين را مي ستايد و در موردش می گوید: شهادت امام حسين عليه السلام از همان زمان كه طفلي بيش نبودم در من تأثير عميق و حزن آوري مي بخشيد. من اهميت برپا داشتن اين خاطره بزرگ تاريخي را مي دانم. اين فداكاري هاي عالم از قبيل شهادت امام حسين عليه السلام سطح بشريت را ارتقاء بخشيده است و خاطره آن شايسته است هميشه بماند و يادآوري شود.
اثر نهضت امام حسين از نظر گيبون مورخ مشهور این گونه بیان شده است:در طي قرون آينده بشريت و در سرزمين هاي مختلف شرح صحنه حزن آور مرگ امام حسين موجب بيداري قلب خونسردترين قارئين خواهد شد. چارلز ديكنز درباره نهضت امام حسين اينگونه مي گويد:اگر منظور امام حسين جنگ در راه خواسته هاي دنيائي خود بود، من نمي فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند، پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام فداكاري خويش را انجام داد.
امام حسين عليه السلام از نظر توماس كارلايل این گونه توصیف شده است:بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم، اين است كه امام حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند، آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوق عددي در جايي كه حق با باطل روبه رو مي شود، اهميت ندارد و پيروزي امام حسين با وجود اقليتي كه داشت باعث شگفتي من است.
سخنان پروفسور ادوارد براون درباره حادثه عاشورا نیز معنا و پیام خاصی دارد.وی می گوید: آيا اقليتي پيدا مي شود كه وقتي درباره كربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و الم نگردد، حتي غيرمسلمانان نيز نمي توانند پاكي روحي را كه اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت، انكار كنند.
نهضت امام حسين از نظر فردريك جمس این طوری بیان شده است: درس امام حسين عليه السلام و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي عدالت و ترحم و محبت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين مي رساند كه هرگاه كسي براي اين صفات ابدي مقاومت كند و بشر در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.
صاحبنظر دیگری به نام ل. م. بويد درباره عظمت عاشورا می نویسد: در طي قرون افراد بشر هميشه جرات و پردلي و عظمت روح و بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين عليه السلام و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند، همنوا بوده ام، هر چند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است
امام حسين از نظر واشنگتن ايروينك مورخ آمريكايى شخصیتی ستودنی است.وی در باره سالار شهیدان می نویسد: براي امام حسين عليه السلام ممكن بود كه زندگي خود را با تسليم شدن اراده يزيد نجات بخشد، ليكن مسئوليت پيشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمي داد كه او يزيد را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت. در زير آفتاب سوزان سرزمين خشك و در روي ريگ هاي تفتيده عربستان روح امام حسين فناناپذير است. اي پهلوان و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، اي امام حسين.
توماس ماساريك درباره حادثه كربلا سخن مي گويد:بسياري از مورخين مابه كم و كيف اين رسم و ازدياد عزاداري واقف نبوده، جاهلانه سخن مي گويند و وضع عزاداري پيروان امام حسين عليه السلام را مجنونانه مي پندارند و ابداً بدين نكته پي نبرده اند كه اين مسئله در اسلام چه تحولاتي را به وجود آورده و جنبش و نهضت مذهبي كه از تعزيه داري در اين قوم پيدا شده در هيچ يك از اقوام و ملل ديگر عالم پيدا نشده است، با يك نظر دقيق در ترقيات دويست ساله پيروان حضرت علي عليه السلام در هندوستان كه عزاداري را شعار خود نموده اند تصديق خواهيم كرد كه بزرگترين عالم اصلي مزيت را آنها پيروي مي كنند..دويست سال پيش پيروان علي و امام حسين عليها السلام در سرتاسر هندوستان در اقليت بودند و همين حال را درممالك ديگر داشتند. امروزه در ممالك مترقي و ثروتمند مسيحي اگر بخواهند چنين ماتم و عزاداري را به پا نمايند با صرف ميليونها دلار باز هم به تأسيس چنين مجامع و مجالس عزاداري موفق نخواهند شد. گرچه كشيشان ما هم از ذكر مصائب حضرت مسيح ، مردم را متأثر مي سازند، ولي آن شور و هيجاني كه در پيروان امام حسين عليه السلام يافت مي شود، در پيروان مسيح يافت نخواهد شد و گويا سبب اين باشد كه مصائب مسيح در برابر مصائب امام حسين عليه السلام مانند پركاهي است در مقابل يك كوه عظيم پيكر.
موريس دوكبري مي نويسد:اگر مورخين ما، حقيقت اين روز را مي دانستند و درك مي كردند كه عاشورا چه روزي است اين عزاداري را مجنونانه نمي پنداشتند، زيرا پيروان امام حسين به واسطه عزاداري امام حسين مي دانستند كه پستي و زيردستي و استعمار واستثمار را نبايد قبول كنند، زيرا شعار پيشرو و آقاي آنها ندادن تن به زيربار ظلم و ستم بود.
قدري تعمق و بررسي كنيم كه در مجالس عزاداري امام حسين عليه السلام چه نكات دقيق حيات بخشي مطرح مي شود! در مجالس عزاداري امام حسين گفته مي شود، كه امام حسين عليه السلام براي حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زيربار استعمار و ماجراجويي يزيد نرفت.
پس بياييد ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زيردستي استعمارگران( بيگانگان) خلاصي يابيم و مرگ باعزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم زيرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگي با ذلت است. مسلم است ملتي كه از گهواره تا گور تعليماتش چنين است داراي چه مقام و مرتبتي است، داراي هر گونه شرافت و افتخاري است، همه سرباز حقيقي عزت و شرافتند. علاوه بر منافع سياسي كه ذكر شد و اثراتش طبيعي است. بزرگترين پاداش اخروي را مسلمانان در اين عمليات( يعني تعزيه داري امام حسين مي دانند) آشنايان به تاريخ تصديق خواهند نمود كه اصلاح اخلاق و تعليمات بين المللي جز به وسيله مذهب ، امروزه و بلكه در قرن ها در ملل خاورميانه غيرممكن است. جمعيت تسليح اخلاقي به خوبي بدين نكته پي برده كه وطن خواهي و اتحاد و اتفاق را در سايه دين و مذهب و ديانت ملل خاور زمين به دست آورده اند. امروزه در ممالك متحده آمريكا مردم را به نام خدمت به وطن دعوت مي كنند، ولي در آسيا مي توان خدمات شاياني را به نام دين و مذهب حاصل نمود.
دكتر ژوزف مورخ معروف فرانسوي در كتاب " اسلام و اسلاميان" مي نويسد: بعد از رحلت بنيان گذار اسلام يعني محمدبن عبدالله صلي الله عليه و آله اختلاف كلمه و عقيده در تابعين و جانشينان وي پيدا شد. دسته اي به خلافت دامادش علي بن ابي طالب قائل و دسته ديگري خلافت پدرزن او ابوبكر را قبول نمودند، دسته اول را شيعه و دسته دوم را سني ناميدند. وقتي حضرت علي عليه السلام به خلافت رسيد و عايشه زوجه حضرت محمد صلي الله عليه و آله و دختر ابوبكر بر مخالفت او برخاست و معاويه برادرزن ديگر محمد صلي الله عليه و آله در شام پرچم پادشاهي را برافراشت. در اين موقع سه دستگي به وجود آمد و جنگ هاي شديدي برپا شد و عده زيادي مقتول و مجروح گرديدند. زماني كه زمامدار شام( معاويه) به قتل و غارت پيروان حضرت علي عليه السلام پرداخت و دستور داد كه نام حضرت علي عليه السلام را به زشتي ياد كنند در منابر و مساجد نسبت به علي عليه السلام اهانت نمايند. عداوت و دشمني بين دو دسته شيعه و سني بيش از پيش شد و شيعيان از زيربار اطاعت بزرگان سنت بيرون آمده و تنفر و انزجار خود را از آنها ابراز داشتند. ولي حكومت و اقتدار در دست تسنن بود. از بعد از زمان خلافت، شيعيان از ترس حكومت هاي جابر هيچ گونه ابراز عقيده اي نمي نمودند و اين شيوه برقرار بود تا واقعه عاشورا كه در اين روز به دستور حاكم شام( يزيد بن معاويه) امام حسين عليه السلام و يارانش را در حوالي كوفه به قتل رسانيدند و اين واقعه حائز اهميت شاياني گرديد و پيروان حضرت علي عليه السلام برآشفته و موقع را مغتنم شمرده مشغول پيكار شدند و جنگ ها نموده و خون ها ريخته شد و عزاداري برپا گرديد و كار به جائي رسيد كه شيعيان، عزاداري نوه محمد (ص) يعني امام حسين بن علي عليه السلام را جزو مذهب خود قرار دادند و از آن روز تاكنون به پيروي از بزرگان دين خود كه آنها را دوازده نفر از اولاد حضرت علي و حضرت فاطمه عليها السلام مي دانند و گفتار و رفتار و كردار هر يك از آنها را در مرتبه گفتار و كردار خدا و رسول و تالي قرآن مي شمارند، در عزاداري امام حسين عليه السلام شركت كرده و رفته رفته اين عزاداري از اركان مذهب شيعه قرار گرفت. با ترقيات سريع السيري كه شيعيان در اندك مدتي كردند مي توان گفت در دو قرن ديگر عدد آنها بر ساير فرق مسلمانان بيشتر خواهد شد و علت اين امر به واسطه سوگواري امام حسين عليه السلام است.
مرى هگلند نيز از ديدگاه انسانى - اجتماعى به متحولشدن در فهم مفاهيم اصلى تشيع در ميان تودههاى ايرانى توجه مىكند: تفكر شيعى دو امكان يا شق اصلى را كه هر دو شديدا به شهادت امام حسين(ع) وابسته است در شكل دادن به نگرشهاى فردى ارائه مىنمايد... ظلم فراگير اجتماعى بعلاوه تغيير در روابط اجتماعى و اقتصادى، نگرش نسبتبه اين امام را به عنوان يك شفيع (در روز جزا) تضعيف نمود. روايت انقلابى از شهادت امام سوم، ديدگاههاى تودهاى شيعه را در مورد آموزههاى مذهب خود متحول كرد و به دلايل مختلف باعث تجديد حيات ميراث و هويت اسلامى آنها شد. به اين ترتيب هگلند معتقد است كه دو ايدئولوژى از شهادت امام حسين(ع) ارائه شده است. يك ايدئولوژى كه امام حسين(ع) را به عنوان يك شفيع در روز واپسين معرفى مىكند و بدين طريق به سازگارى سياسى مىانجامد و ديگرى كه امام حسين(ع) را به عنوان اسوه و الگو مىشناساند و به حركت و قيام و انقلاب عليه حكومتهاى جائر مىانجامد. دو تغيير مهم ايدئولوژيك در دوره انقلاب رخ داده است. اول اين مطلب كه در رهيافت كربلا، صرفا گريستن انفعالى براى امام حسين مطمح نظر نيستبلكه كربلا يك جنگ واقعى براى تحقق ايدهآلهاى امام حسين است و تعهد نسبتبه آن فردى و شخصى نبوده بلكه يك تعهد اجتماعى است. دوم، پس از محو رژيم، يك تعبير ديگر از امام حسين به عنوان سمبل اعتراض عليه استبداد، از امام على به عنوان سمبل بنا كننده حكومت و از حضرت محمد به عنوان سمبلى از جامعيت و جهانباورى ديده مىشود. در ميان آثارى كه درباره انقلاب اسلامى به نگارش درآمده است، برخى انقلاب اسلامى را ادامه مبارزات شيعيان و روحانيان در طول تاريخ گذشته ايران مىدانند و بسيج تودهاى مردم بر مبناى ارزشهاى حركت آفرين شيعى را، علت اصلى سقوط رژيم پهلوى معرفى مىكنند. همچنين برخى معتقدند كه با تاكيد بر ثبات تشيع در طى قرنهاى متمادى، اقبال به آن را مىتوان نتيجه عملى اعتقادات شيعه در زمينه عدالتخواهى و رهبرى عنصرى صالح و مبارزه روحانيان با تكيه بر اصل اجتهاد عليه نظامهاى سلطنتى - استبدادى دانست.بنيانگذار فقيه جمهوري اسلامي ايران با علم به ابعاد سياسي و نتايج حاصل از انجام شعاير مذهبي بود كه همواره شيعيان را بر آن سفارش مي داد و پيروزي و اتحاد كلمه ميان مسلمانان را در گرو برپايي همين مجالس مي دانست.و می فرمود این محرم وصفر ایت که پشتیبان این نهضت است. اكنون بايد پرسيد اگر نبود الهام از همين مجالس عزاداري و فرهنگ عاشورايي شيعيان، آيا امکان داشت اين گونه در طول تاريخ اسلام به ايستادگي در برابر حكومت هاي مستبد و برپايي نهضت هاي عظيم عليه حاكمان طاغوت مشهور شد؟ وهمچنین باید از خود پرسید وظیفه ما در قبال این نهضت حسینی و حماسه عاشورایی واین انقلاب شکوهمند ملهم از قیام عاشورا چیست؟ردر ميان حوادث تاريخ، «عاشورا» و «شهداي كربلا» از ويژگي خاصّي برخوردارند و صحنه صحنة اين حماسه ماندگار و تك تك حماسه آفرينان عاشورا، الگوي انسانهاي حق طلب و ظلم ستيز بوده و خواهد بود، همچنان كه «اهل بيت» بصورت عام تر، در زندگي و مرگ، در اخلاق و جهاد، در كمالات انساني و چگونه زيستن و چگونه مردن، براي ما سرمشق اند. از خواسته هاي ماست كه حيات و ممات ما چون زندگي و مرگ محمد و آل محمّد باشد: «اَللهُمَّ اجْعَلْ مَحْيايَ مَحْيا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتي مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مَحَمَّدٍ».
امام حسين ـ عليه السّلام ـ حركت خويش را در مبارزه با طاغوت عصر خودش، براي مردم ديگر سرمشق مي داند و مي فرمايد: «فَلَكُمْ فيَّ اُسوَةٌ» نهضت عاشورا، الهام گرفتة از راه انبيا و مبارزات حق جويان تاريخ و در همان راستاست. استشهادي كه امام حسين ـ عليه السّلام ـ به كار پيشينيان مي كند، نشاندهندة اين الگوگيري است. هنگامي كه مي خواست از مدينه خارج شود، اين آيه را مي خواند: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّني مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمينَ» كه اشاره به خروج خائفانة حضرت موسي از شهر و گريز از سلطة طاغوتيِ فرعون و ظلم اوست و نشان مي دهد كه آن اقدام موساي كليم، مي تواند الگو به حساب آيد كه حضرت، آيه مربوط به او را خواند. قبل از حركت نيز در وصيتنامه اي كه به برادرش محمد حنفيّه نوشت و مبنا و هدف و انگيزة خروج را بيان كرد، از جمله تكية آن حضرت بر عمل به سيره جدّ و پدرش و پيمودن همان راه بود و نهضت خود را در همان خطّ سير معرفي كرد: «وَ اَسيرَ بِسيرَةِ جَدّي و اَبي عَلِيِّ بْنِ اَبي طالِبٍ» و سيرة پيامبر و علي ـ عليه السّلام ـ را الگوي خويش در اين مبارزه با ظلم و منكر دانست. اين شيوه، تضميني بر درستي راه و انتخاب است كه انسان مبارز، از اوليائ دين و معصومين الگو بگيرد و براي كار خود حجّت شرعي داشته باشد. در سخني ديگر، آن حضرت فرموده است: «وَلي وَ لَهُمْ و لِكُلِّ مُسلمٍ بِرَسُولِ اللهِ اُسْوَةٌ»و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را اسوة خود و هر مسلمان ديگر قلمداد كرده است. پيامبر اكرم، دو فرزندش امام حسن و امام حسين ـ عليهم السّلام ـ را «امام» معرفي كرده است، چه قيام كنند، چه بنشينند: «اِبْنايَ هذا اِمامانِ، قاما اَوْ قَعَدا».
پس از قيام عاشورا نيز در همان خطّ امام و اسوه و الگو بودن امام حسين ـ عليه السّلام ـ بود و عمل آن حضرت براي امّت مي توانست سرمشق و سرخط باشد و مبناي مشاركت پيروان امامت در مبارزه با حكومت يزيدي باشد، مبارزه اي كه ريشه در جهاد همة پيامبران ربّاني و همة جهادهاي مقدّس مسلمانان صدر اسلام در ركاب حضرت رسالت داشت. اگر سیدالشهداء(ع) فلسفه قیام خویش را احیای دین جدش و امربه معروف و نهی از منکر فرموده است،برما است که از عاشورا رایحه دل انگیز معنویت،ایثار،شهادت طلبی،حقیقت خواهی،فداکاری،امربه معروف و نهی از منکر،جهاد در راه خدا و اقامه شعائر دینی بگیریم.دسته های عزاداری و عزاداران امام حسین (ع) باید مجریان فرمان حسین علیه السلام ومروجان تعهد و احیای فریضه بزرگ امربه معروف و نهی از منکر باشند.

