تبليغاتX
طنین تربیت

مهم ترین مؤلفه ی نظام آموزش و پرورش مؤلفه ی یاددهی- یادگیری است(مهر محمدی،1374).از این رو هر گونه اصلاح یا بازنگری در نظام آموزش و پرورش در درجه ی اول باید معطوف به فرآیند یاددهی- یادگیری شود(شریعتمداری، 1374). چرا که این مؤلفه، نقش اساسی و مستقیم در تجربیات یادگیری یادگیرندگان و آنچه در محیط آموزشی به وقوع می پیوندد و یا عملاً به اجرا گذاشته می شود ایفا می کند. به عبارت دیگر بخش اعظم تأثیر گذاری نظام آموزش و پرورش بر یادگیرندگان را باید در آنچه در محیط یاددهی- یادگیری به منصه ی ظهور می رسد. جستجو نمود تا در برنامه ها، سیاست ها و خط مشی های مصوب (مهر محمدی،1374).البته این بدان معنی نیست که سایر مؤلفه های نظام آموزش و پرورش در شکل دادن ویژگی های برون داده های آن تأثیر ندارند یا تأثیر اندکی دارند. بلکه نکته اساسی این است که تأثیرگذاری سایر مؤلفه های نظام آموزش و پرورش غیر مستقیم بوده و با عبور از صافی معلم خواهد بود(صمدی،1381).

رویکرد یاددهی – یادگیری با توجه به جهانی شدن به گونه ای است که به جای تکیه بر محفوظات و روش های مبتنی بر محفوظات باید به تعقل و تفکرتکیه کرد و نه تنها راه های تفکر و تعقل را به فراگیران آموخت بلکه به آنها اجازه تعلق دهیم.در فرایند جهانی شدن رویکرد یاددهی-یادگیری استفاده از الگوی تدریس ارگانستیک به جای الگوی مکانستیک است. در الگوي ارگانيستيك ، توجه به شاگردان و تواناييهاي او از اهميت خاصي برخوردار است . مطابق اين الگو ، آدمي به عنوان يك موجود زنده اي در نظر گرفته مي شود كه ذاتا فعال است به همين دليل عده اي اين الگو را «الگوي شاگرد مداري» ناميده اند .زيرا در اين الگو معلم هميشه به علل و چگونگي رفتار شاگردان توجه دارد . و هيچ گاه رفتار آنان را ناديده نمي گيرد و برنامه را درجهت فهم و درك آنان سوق ميدهد

تدريس تعاملي روشي است كه فراتر از كمك به دانش آْموزان به كسب محتواي علمي و مهارتها مي انديشد.در اين رويكرد علاوه بر توجه به كسب اطلاعات ومهارتها،به فرايند تفكر واهداف اجتماعي آموزش تاكيد فراوان شده است.تدريس تعاملي درمقابل تدريس نظارت وتحديد،اقتدار وتسلط يعني آنچه عموما در مدارس يافت مي شوند وهدف اصلي آنها توسعه مهارتهاي نقش محور است،قرار دارد.( شعباني،1382 به نقل از مك دونالد وديگران،)رويكرد تدريس تعاملي فعاليتي منظم وسنجيده در باره موضوع يا مساله اي خاص است.كه دانش آموزان در تعامل بايكديگر درقالب گروههاي چند نفره درباره آن موضوع يا مساله به مطالعه،انديشه،بحث واظهارنظر ميپردازند.دراين روشها برخلاف روشهاي معمول دانش آموزان فعالانه در فرايند آموزش شركت مي كنند ومسئوليت يادگيري خود ودوستانشان را برعهده مي گيرند. تدريس تعاملي روشی است كه به آن روش فعال تدريس نيزگفته می شود.در اين روش موقعيتي فراهم مي شود كه در آن دانش آموزان يكديگر را به عنوان گروه همكار تجربه مي كنند و در فرايند تجربه ياد مي گيرند كه چگونه خود و ديگران را تاييد يا رد كنند و به انديشه هاي يكديگر احترام بگذارند و دوستي هاي خود را فارغ از قوم ، نژاد ، جنس و ديگر تقسيمات گروهي گسترش دهند. رويكرد تعاملي كه امروزه برآن تاكيد ويژه مي شود،درجامعه شناسي تعليم وتربيت به منش هاي متقابل ميان گروه هاي همسالان،معلم و دانش آموز،معلم و مدير،پيشرفت هاي تحصيلي دانش آموزان ،پرورش تفكر انتقادي وتحمل انديشه هاي مخالف ، ارزش هاي معلمان و دانش آموزان مي پردازد.( علاقه بند،1375)

يادگيري تعاملي دانش آموزان را برمي انگيزد،به صورت هميار باهم كار كنند تا به هدف مشتركي دست يابند.دانش آموزان در تلاش براي يادگيري بايد همراه هم،مانند يك تيم مستقل عمل كنند وشعارشان اين باشد كه:"همه براي يكي،يكي براي همه".كلاس هاي درس تعاملي،اساس "كلاس من"را به "كلاس ما" تبديل مي كنند ويادگيري از طريق همياري براي دانش آموزان فرصتي ايجاد مي كند تا با يكديگر در قالب كروه هاي كوچك،وگروه هايي متشكل از افراد با توانايي هاي متفاوت كار كنند.نقش معلم از اشاعه دهنده وانتقال دهنده اطلاعات به تسهيل كننده رونديادگيري تغيير مي يابد.مسئوليت يادگيري از دوش معلم برداشته وبه دانش آموز محول مي شود.افزون براين،دانش آموزان با كار در گروه هاي هميار،بيش از پيش با روند يادگيري درمي آميزند.آنان نه فقط مسئولندمحتوا ومهارت ارائه شده را يادبگيرند،بلكه در برابر يادگيري اعضاي گروه خودهم مسئوليت دارند.(آقازاده،1384)

الگوي تدريس تعاملي در فرايند آموزش بر اساس محتوا ، هدف و امكانات ممكن است به روشهاي مختلفي اجرا شود.از رايج ترين روشهاي تدريس الگوي تعاملي مي توان به يادگيري از طريق همياري يا يادگيري مشاركتي ، بحث گروهي ، پرسش و پاسخ ، ايفاي نقش ،بديعه پردازي ، بارش مغزي يا طوفان ذهني وسفر دروني اشاره نمود.

در آموزش متأثر از جهانی شدن ساختار آموزش مجازی رونق زیادی خواهد داشت. ایجاد مباحثی نظیر تدوین توزیع شده کتاب، کنفرانس از راه دور، مکاتبه و رفع اشکال الکترونیکی با استاد، پرسش از سیستم های پاسخ گویی نیمه خودکار، جستجوی مفاد علمی ونظایر آن و استقبال وسیع از اغلب آنها، همه حاکی از همین احساس نیاز است. تنها نیاز به محیطی است که این ابزارهای پراکنده را برای کاربرد خاص آموزشی به صورتی مجتمع (و نه متمرکز) درآورد(مجیدی،1380). با توجه به مقوله جهانی شدن و تنوع و فراوانی دانش و اطلاعات و پیشرفت های فن آوری و تکنولوژی به نظرمی رسد مناسب ترین و لازم ترین نوع تحصیل، تحصیل مکاشفه باشد، در مقطع مقدماتی بهتر است از تحصیل مکاشفه ای عمومی استفاده شود و کلیه فراگیران به سطح خاصی از دانایی و مهارت برسند. البته نه به شکل موجود در مدارس، بلکه به شکلی که اختیار در انتخاب مسیر، سرعت حرکت، روشها، ابزارها و چگونگی آن، مطابق علائق و استعداد های فراگیر باشد. سپس مدتی تحصیل به شکل مکاشفه ای رو به جلو انجام شود تا استعداد ها و علائق شخص آشکار شود و پس از آن نقطه ای به عنوان هدف نهایی تعیین شود و تحصیل به شکل رو به عقب و مبتنی بر هدف انجام شود. البته پس از آن نیز آموزش به شکل تحصیل مکاشفه ای رو به جلو به موازات کار ادامه پیدا می کند و احیاناً در مقاطع خاصی نیز ممکن است به صورت مبتنی بر هدف، برای اهداف شغلی خاصی که در محیط کار مطرح می شود انجام شود (مجیدی،1380).

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در شنبه چهارم آبان 1387 ساعت 0:34 | لینک ثابت |

 
business article
>