همه جوانب زندگی در دنیای معاصر یا آینده کم و بیش از فرایند جهانی شدن تأثیر می پذیردو لازمه ی گام برداشتن در مسیر فرآیند جهانی شدن، افزایش کارآمدی و کفایت نظام آموزشی و یادگیرندگان در برخورد با چالش و بحران جهانی شدن، انجام بازنگری هایی در مؤلفه های نظام آموزش و پرورش ضروری است. نکته ی مهم این است که دنبال کردن مسیری که ما را به ساختارهای استانداردتر، منسجم تر، متمرکزتر و قانونمندتر برساند ما را به بن بست می کشاند. یعنی مسیر آینده از این راه نمی گذرد و ما باید را همان را عوض کنیم.(مجیدی،1380).
مجیدی(1380) خصوصیات گوناگونی را برای آموزش آینده که متناسب با جهانی شدن است بیان می کنند:
□ اولین خصوصیت دوران آموزشی آینده آن است که با دیدگاه درخت گونه به علوم و دانش ها نگاه نمی کند بلکه ساختاری گراف شکل را برای موضوعات و مباحث علمی تصور می کند، که از هر زاویه ای به این گراف می توان نگاه کرد. در آینده دیگر هیچ رشته ای نمی تواند خود را متولی انحصاری یک موضوع علمی بداند. مرزهای بین شاخه های علمی شکسته می شود و به جای شاخه های علوم، موضوعات علمی مستقلاً به عنوان محور تلقی می شوند. با وسعت یافتن موضوعات علمی و شاخه شاخه شدن ها و ممزوج شدن آنها در شاخه های بینابینی و پدید آمدن موضوعات جدید، معلوم نیست اصولاً یک فراگیر در طی دوران تحصیلی یا کار خود، اصلاً سروکاری با مباحث مطرح شده در همه قسمت های علوم پایه داشته باشد.
□ آموزش موضوعات علمی به صورت عمومی، باید مبتنی بر اندیشه و استدلالی باشد تا نشان دهد که یادگیری موضوع مربوطه واقعاً ضرورت و کاربرد دارد. باید برای تعلیم هر موضوع علمی به هر فراگیر، استدلالی کاملاً روشن، شفاف و صریح وجود داشته باشد که کاربرد آن موضوع را در هدف نهایی فراگیر مشخص سازد.
□ آموزش دوره ی آینده، علاوه بر قدرت تجزیه، به قدرت ترکیب و قدرت طراحی تکیه می کند. در برخورد با دنیای وسیعی از موضوعات علمی مختلف، شخص باید قدرت آن را داشته باشد تا علاوه بر شناسائی خود موضوعات به صورت مستقل، رابطه بین موضوعات را نیز درک کند تا تجسمی صحیح از یک مسئله داشته باشد.
□ در دوران آینده آموزش، ابزارها یکی از بخش های مهم آموزش تلقی می شوند. در مباحثی چون فیزیک، شیمی، رایانه و حتی ریاضیات، آشنائی با ابزارها و چگونگی استفاده از آنها در جهت به کارگیری یا مطالعه ی مباحث تئوریک مطرح شده، جایگاه مشخصی را در برخواهند گرفت. در عین این که استقلال مباحث تئوریک و غیره وابسته بودن به ابزارها حفظ می شوند.
□ مدرک تحصیلی از شکل خطی امروزی آن (دیپلم،کارشناسی،دکتری) به شکل غیر خطی و چند وجهی و چند بعدی در خواهد آمد.
□ تنوع شرایط و خصوصیات جهانی شدن، به انسان ها و افرادی نیاز دارد که در مقابل این تنوع، دارای قدرت تصمیم گیری باشند انسان های آینده باید روی پای خود بایستند
و بخش عمده ای از تصمیم گیری ها بر عهده خود افراد خواهد بود، زیرا هر یک از آنها با شرایط، مسائل، خاص برخورد می کنند. شخص باید اعتماد به نفس داشته باشد و خود را بشناسد و توانائی مدیریت خود را داشته باشد.با بتواند شخصاً تصمیم گیری کرده
و راه خود را بیابد. آموزش آینده باید تلاش کند نفس، برنامه ریزی کارهای خود، ارزیابی خود، شناخت ابعاد و ویژگی های خود، صبر و استقامت، پشتکار،جدیت،خلاقیت، مسئولیت پذیری، نظم و نظایر آن از موضوعات اصلی و نه حاشیه ای آموزش است.
□ توأم شدن آموزش وکار نیز یکی از پیامدهای جهانی شدن است. جامعه ی آینده به آموزشی نیاز دارد که به موازات کار انجام شود و مستقیماً در راستا و جهت کارهائی است که شخص به آنها مشغول است و یا قصد انجام آنها را دارد. مدت آموزش به تمام طول عمر کاری شخص افزایش می یابد.
جهانی شدن و تصمیم گیری در نظام آموزش و پرورش
ما نیاز به تنوع داریم تا بتوانیم با جامعه ی متنوع آینده خود برخورد کنیم. در یک فضای متنوع، امکان تصمیم گیری متمرکز و واحد وجود نداد. نظام آموزشی باید بتواند از توانائی ها و قدرت تصمیم گیری تک تک افرادی که در آن قرار دارند و بهتر است بگوئیم از تک تک افراد جامعه (از افرادی که مستقیماً د رنظام آموزش درگیر هستند، سایر افراد جامعه نظیر متخصصان و صاحبان مشاغل و حتی خود فراگیران)، استفاده کند. نظام آموزشی باید به گونه ای باشد که این افراد تصمیم سازی کنند و تصمیم های جدید خلق کنند.
مجیدی (1380) در کتاب نظام برتر می گوید: محیط آینده به واسطه ی دو نیاز و خصوصیت، اول تنوع و دوم تغییر و تحول، سریع شکل و عوامل اصلی ساختار تصمیم گیری، آینده را تعیین می کند. براساس این دو خصوصیت،توزیع تصمیم گیری، دانش تصمیم گیرندگان، اطلاعات برای تصمیم گیری، تصمیم گیری خلاق وتصمیم سازی، استفاده از انسان ها و تفکر آنها برای تصمیم گیری و در نهایت سرعت تصمیم گیری، عوامل محوری ساختار تصمیم گیری نظام آموزشی آینده را تشکیل
می دهند.
او معتقد است تفکر چهار دسته از افراد در امر آموزش موثر است.اول سیاست گزاران کلان و دولت مردان، دوم مجریان و مربیان و کادر آموزشی، سوم فراگیران و چهارم خانواده و اطرافیان فراگیران. در آینده، قدرت انتخاب کتاب درسی توسط مربی و حتی فراگیر، قدرت ارائه ی مفاد آموزشی توسط افراد مختلف وبه صورت آزادانه، قدرت ارائه ی رشته های درسی کاملاً متفاوت و غیر استاندارد و حتی چیزهایی نظیر اختیار فراگیر در تعیین سوالات (هر چند که ممکن است غیر منطقی به نظر برسد)، احتمالاً چیزهای بدیهی خواهد بود که با آن مواجه خواهیم شد.در واقع توزیع تصمیم گیری
و توزیع فعالیت های آموزشی جنبه های بسیار وسیع تری از اینها را در برخواهد داشت.
تاكنون در مورد مفهوم جهاني شدن، اصول و ويژگيها و نتايج و پيامدهاي آن بحث و گفتگو كردهايم. اينك ميخواهيم ببينيم ديدگاه اسلام در مورد پديده جهاني شدن چيست.نكته مهم در ابتداي اين بحث آن است كه ما مدعي نيستيم پديدههاي معاصر مانند جهاني شدن با همين بار معنايي و شبكه مفهومي آن در عصر حاضر، در متون اسلامي آمده است بلكه معتقديم كه پديدههاي فكري هر عصري مباني معرفتي خاص خود را دارند كه ناشي از جهانبينيها و ايدئولوژيهاي حاكم بر آنهاست و براين باوريم كه اسلام مبادي فكري و نظري قوي و جامعي دارد كه اگر به زبان روز استخراج و تبيين شود ميتواند چراغي فروزان فرا راه انسان معاصر باشد البته كتب مقدس ديگر نيز مانند عهدين ادعاي ارائه اين مبادي را دارند اما مقايسه مباني فكري اسلام با ديگر اديان مقدس برتري بيچون و چراي اسلام و قرآن را ثابت ميكند. (بوكاي موريس،1364)
از اين رو بايد گفت آنچه امروزه از آن تحت عنوان فرآيند جهاني شدن نام برده ميشود علي رغم وجود نزديكي و شباهتها از جمله حذف مرزهاي جغرافيايي و سياسي، با مفهوم جهاني شدن از ديدگاه اسلام مطابقت ندارد ولي مسلم آن است كه اسلام منافاتي با موضوع جهاني شدن و جهانيسازي ندارد ولي ويژگيهاي جهاني شدن از منظر اسلام با ويژگيهاي اصطلاحي امروزي آن متفاوت ميباشد.
جهاني شدني که امروزه شاهد آن هستيم به يک معنا جهاني شدن سـرمايه داري است که ابتناء شـديدي برمعادلات اقتصـادي واختراعات جديد درحـوزه ارتباطات دارد. اما جهاني سازي اديان صبغه فرهنگي- ايدئولوژيک دارد و اساسا مخاطب آن فرد فرد انسانها است. طبيعي است اين دومي عميق تر ديرياب تر ومستلزم تلاش و هزينه بالاتري است. چه اينکه انسانها و جوامع در حوزه هاي فرهنگي و ايدئولوژيکي مقاومتهاي بيشتري از خود نشان مي دهند. از سـوي ديگر “ فاعل مختار” در آن نقشـي اساسي ايفـا مي کند اما در جهاني شدن سـرمايه داري تحولات تکنولوژيکـي باعـث تغييرات ساختاري جـوامع مي شوند و ساختار، افرادرا به تبعيت از اين نظام و تطبيق و انطباق کارکردي وا مي دارد.
مروري بر مفاد متون دين و فرهنگ دين ما را به اين واقعيت غيرقابل انكار روبرو ميسازد كه دين اسلام يك دين جهاني است و در تجربه تاريخي خود همواره براي جهاني شدن كوشيده است. نه تنها دين اسلام بلكهاديان آسماني چون مسيحيت نيز ادعاي جهاني دارند. به اين معنا که رسالت خود را هدايت بشر در کل جهان مي دانند و مخاطبان پيام هاي وحياني آنها به منطقه و قوم و مردم خاصي محدود نمي شود. کتابهاي تاريخي راههاي مختلف عالم گستري اديان را در مراحل زماني و مکاني مختلف به خوبي بازگو مي کنند، همچنين اعتقاد به ظهور منجي و مهدويت در معناي عام خود يک باور فراگير در بين انسانها بو در اديان مختلف چنين اعتقادي به نحو ملموس و بارزي تجلي يافته است و منجي با تعابير مختلفي چون “کالکي” در آيين هندو، “مسيحا” در آيين يهود و مسيحيت، “سوشيانت” در زرتشت و در نهايت مهدي(عج) در فرهنگ اسلامي ياد شده است. چنين تعابير و باورهايي به رغم تفاوت هاي خاص خود در تاکيد بر ظهور يک منجي جهت گشودن راه جديدي فرا روي انسان در جهت نيل به سعادت ابدي مشترک هستند. در واقع مهدويت و منجي گرايي دغدغه تمامي انسانها در دورانهاي مختلف تاريخي بوده است و آنچه که در همه اينها مشترک است، اين است که منجي گرايي در همه اين آيين ها محدود به سرزمين خاصي نمي شود. در واقع انتظار از منجي، انتظاري جهاني است و به يک معنا مهدويت و جهاني شدن با يکديگر مرتبط هستند جهاني شدن اسلام داراي مباني فكري معتبري است. منظور از مباني فکري اصولي است که در چهارده قرن گذشته تمدن اسلامي را ممکن ساخته و تداوم بخشيده است و خود نويد بخش جهاني شدن تمدن اسلامي است.ازمهمترين آنهاعبارتنداز:
الف)فطرت گرايي: بدين معنا که آموزه هاي دين اسلام منطبق بر فطرت بشري است. توحيد که شرط ورود به اسلام و جامعه جهاني اسلام است، از فطرت خداجوي انسان ريشه مي گيرد. در واقع يکتاپرستي نقطه اشتراک همه انسان هايي است که در جامعه جهاني اسلام مشارکت مي ورزند.
ب) آخرت گرايي: عاقبت جويي و فرجام خواهي در انديشه ديني، اعتقاد به معاد است. نقش باور به معاد در جهت گيري زندگي فردي، اجتماعي و جهاني بسيار حياتي است. چرا که چنين اعتقادي، رفتار اجتماعي را کنترل مي کند. در قرآن آيات فراواني ناظر به اين مولفه است، از جمله مي فرمايد: “آيا چنين پنداشتيد که شما را بيهوده آفريده ايم و هرگز به سوي ما باز نمي گرديد.
ج) کرامت انساني: از نظر اسلام، انسان موجودي است مادي و معنوي، ناسوتي و ملکوتي. بنابراين برنامه جهاني شدن اسلامي مبتني بر کرامت انساني است و نه ناظم به تنها وجوه مادي زندگي بشري.
تحقق اين جهاني شدن اسلام و قوام آن نيازمند ساختار است. مولفه هاي ساختاري اين نظام جهاني عبارتند از:
1) حاکميت خداوند: به اين معنا که اراده الهي بر سراسر جهان، حاکم است و ادامه هستي به اراده او متکي است. خداوند نيز انسان را بر سرنوشت خويش حاکم کرده است و حاکميت خداوند در زمين به دست خليفه او، انسان كه اشرف مخلوقات وگل سرسبد نظام آفرينش است صورت مي گيرد..
2) امامت و رهبري: به اين معني که اولا نظام جهاني اسلام به يک امام و رهبر نيازمند است. ثانيا از آنجا که اين نظام مدعي سعادت بشري است، لازم است مکانيسم انتخاب امام و رهبر آن الهي و برگزيده خداوند باشد. در فرازي از نهج البلاغه آمده است که “و خلف فيکم ما حلفت الانبياء في اممهم، اذلم يترکوهم هملا، بغير طريق واضح و لا علم قائم” به اين معني که “او نيز چون پيامبران امت هاي پيشين براي شما ميراثي گذاشت، زيرا که ايشان امت خود را وانگذارند مگر به راهنمايي راهي روشن و نشانه اي معين. از کارکردهاي امامت و رهبري ايجاد وحدت و يکپارچگي، زعامت معنوي و اسوه بودن است.
3) امت واحده: جامعه جهاني اسلامي، جامعه اي همگون و متکامل است و در بستر آن ارزشهاي اسلامي شکوفا مي شود و از همه ابزارها براي تحقق عقلانيت، معنويت و عدالت بهره مي گيرند. خداوند مي فرمايد: “و ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاتقون” يعني “امت شما امت واحده اي است و من پروردگار شما هستم، پس از مخالفت فرمان من بپرهيزيد."
4) قانون واحدجهاني: حديث ثقلين راز سعادت دنيوي و اخروي را به خوبي منعکس کرده است و آن اقتدا به کتاب خداوند و اهل بيت عليهم السلام است. در واقع هم دغدغه بهترين قانون و هم دغدغه بهترين و صالح ترين مجري قانون حل شده است.( محمدي نژاد،1385)
اسلام مسأله جهاني شدن و تشكيل جامعه جهاني و حكومت جهاني را در كلام وحي مطرح كرده است. مستندات و ادله قرآني زير را ميتوان براي اثبات اين موضوع بيان نمود:
1- آيات زيادي از قرآن كريم به صراحت يا به صورت غيرمستقيم از جهاني شدن رسالت اسلام و محدود نبودن آن به مكان يا زمان معين سخن گفته و نگاه جهاني دين اسلام را حكايت و ترسيم نمودهاند.
«قل يا ايها الناس اني رسول الله اليكم جميعاً»(اعراف،158)
«اي رسول ما به خلق بگو كه من بر همه شما جنس بشر رسول خدايم»
«يا ايها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم و الذين من قبلكم لعلكم تتقون»(بقره،21)
«اي مردم خدايي را بپرستيد كه آفريننده شما و پيشينيان شماست باشد كه منزه شويد»
«و ما ارسلناك الاكافه للناس»(سباء،28)
«و ما تو را جز براي اينكه عموم بشر را بشارت دهيم نفرستاديم»
«و ما ارسلناك الارحمه للعالمين»(انبياء،107)
«واي رسول ما تو را نفرستاديم مگر آنكه رحمت براي اهل جهان باشد»
«تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيرا»(فرقان،1)
«بزرگوار آن خداوندي است كه قرآن را بنده خاص خود نازل فرمود تا اهل عالم را متذكر و خدا ترس گرداند»
«ان الله اصطفي آدم و نوحاً و ال ابراهيم و ال عمران علي العالمين»(آل عمران،33)
«به حقيقت خدا برگزيد آدم و نوح و ال ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان»
«هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله...»(فتح،28)
«او خدايي است كه رسول خدا را قرآن و دين حق به عالم فرستاد تا او را بر همه اديان غالب گرداند»
در آيات شريفه فوق به اين مطلب اشاره شده است كه پيامبر گرامي اسلام (صلياللهعليهوآلهوسلم) پيام قرآني خود را كه همان وحي الهي است با ويژگي ابديت براي تمام بشريت اعلام كرده است و آيات مزبور دلالت دارند بر فراگير جهان شمول نظام حقوقي اسلامي و اينكه رسالت پيامبر اكرم(صلياللهعليهوآلهوسلم) جهاني و براي تمام انسانها است.
2- آياتي كه در آنها تشكيل جامعه جهاني بشارت داده شده است.
«و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون»(انبياء،105)
«و ما بعد از تورات در زبور داود نوشتيم كه البته بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد»
«وعد الله الذين آمنوا منكم وعملو صالحات ليستخلفنكم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبد لنهم من بعد خوفهم امنا...» (نور ،55)
«و خدا به كساني كه از شما مؤمنان ايمان آرد و نيكوكار گردد وعده فرموده است كه در زمين خلافت دهد چنان كه امم صالح پيامبران سلف جانشين پيشينان خود شوند و علاوه بر خلافت دين پسنديده آنان را بر همه اديان تمكن و تسلط عطا كند و بر همه مؤمنان پس از خوف و انديشه از دشمنان ايمني كامل دهد.»
«يا ايها الذين آمنوا ادخلوا في السلم كافه و لاتتبعوا خطوات الشيطان»(بقره،208)
«اي اهل ايمان همه متفقاً نسبت به اوامر خدا در مقام تسليم درآييد و از دسيسههاي تفرقهآور شيطان پيروي نكنيد»
«يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم الانعبد الا الله و لانشرك به شيئا»(آل عمران،64)
«بگواي اهل كتاب بياييد از آن كلمه حق كه ميان ما و شما يكسان است پيروي كنيد و بجز خداي يكتا هيچ كس را نپرستيم و چيزي را با او شريك قرار ندهيم»
3- آياتي كه متضمن مثلهاي قرآن است
مرحوم طبرسي به هنگام بحث از «ضرب الامثال» قرآن وبيان فلسفه آن ميگويد «و ضرب الامثال انما هو جعلها لتسير في البلاد» (مجمع البيان، ج1، ص133).
ايشان معتقد است كه تأكيد بر سير و انتقال فرهنگ قرآني بر سرزمينها و به عبارت امروزي جهاني شدن آن است خود قرآن نيز ميفرمايد: «و لقد ضربنا للناس في هذا القرآن من كل مثل»(روم،58) كه اين خود مؤيد اعجاز قرآن در زمينه علوم و معارف آن است.
4- آيه 13 سوره حجرات كه ميفرمايد: «يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقيكم»
«اي مردم ما شما را نخست از مرد و زني آفريديم و آنگاه شعبههاي بسيار و فرق مختلف گردانيديم تا يكديگر را بشناسيم همانا گراميترين شما نزد خدا با تقواترين شماست.»
كه در اين آيه اشاره شده به اينكه اولاً انسانها در اصل داراي جوهر و منشا واحدي هستند و اختلافات قومي زباني و نژادي عارضي و غيراصيل است ثانياً اين آيه با توجه به دو واژه «تعارفوا و اتقيكم» تكثر قومي و تمدني را براي افزايش معرفت انساني و حاصل شدن سعادت و رفاه جهاني معرفي ميكند.
5- تمامي مواردي كه آيات قرآن با خطاب عام يا ايها الناس آغاز ميشود ميتواند شاهدي برجهاني بودن پيام قرآن باشد مانند آيه 21 سوره بقره، آيات 170 و 174 سوره نسا و آيات 23 و 57 و 104 و 108 سوره يونس.
عموم مضامين قرآني از روايات نيز قابل برداشت است با مراجعه به احاديث و روايات بدست ميآيد كه پيام اسلام محدود به زمان و مكان خاص نيست بعنوان نمونه به يك فراز از نهجالبلاغه اكتفا ميشود. «اما بعد فان الله سبحانه بعث محمداً صلي الله عليه و آله نذيرا للعالمين»(نامه62نهج البلاغه)
به نظر ميرسد حتي از رواياتي همچون «طلبوا العلم و لو بالصيّن» ميتوان نگاه جهاني اسلام و تشويق مسلمانان به محدود نماندن در مرزهاي جغرافيايي خود را برداشت كرد. افزون بر اين همه لازمه اعتقاد به خاتميت دين اسلام جهاني بودن اين دين است زيرا اگر قرار باشد از اين پس هيچ پيامبري مبعوث نشود دين اسلام بايد قابليت پاسخگويي به نيازهاي همه انسانها را در همه زمانها و همه مكانها داشته باشد يعني بايد دين اسلام هم از نظر زماني و هم از نظر مكاني فراگستر و جهاني باشد تا نياز هميشگي بشر به هدايت آسماني را برآورده سازد.
حاصل كلام آنكه آموزههاي قرآني و روايي، سيره عملي پيامبر و استدلال عقلي بر جهاني بودن دين اسلام گواهي ميدهد و اينكه در آينده حكومت واحد جهاني اسلام تحقق خواهد يافت
نتيجهگيری:
آنچه در اين نوشتار آمده تلاش فكري براي الهامپذيري از معارف ديني بويژه قرآن كريم در چگونگي استخراج نكاتي پيرامون پديده جهاني شدن بود، كه در اين راستا مفهوم جهاني شدن ،ويژگي هاو اصول جهاني شدن و پيامدهاي آن بويژه نسبت به فرهنگ ديني و ملي مورد بررسي قرار گرفت. در مبحث دوم به بيان موضع اسلام پيرامون پديده جهاني شدن اشاره گرديد و گفته شد اسلام به جهت هويت جهاني داشتن منافاتي با پديده جهاني شدن ندارد ولي جهاني شدن از منظر اسلام به معناي حاكميت يافتن اسلام بر جهان و جهانيان ميباشد.
در مبحث سوم گفتيم كه جهاني شدن اسلام داراي مباني فكري معتبري است. منظور از مباني فکري اصولي است که در چهارده قرن گذشته تمدن اسلامي را ممکن ساخته و تداوم بخشيده است و خود نويد بخش جهاني شدن تمدن اسلامي است.ازمهمترين آنهاعبارتنداز:فطرت گرايي،آخرت گرايي وكرامت انساني.در ادامه به مولفه هاي ساختاري نظام جهاني اسلام اشاره شد،كه عبارتند از:حاكنيت خداوند،امامت و رهبری،امت واحده وقانون واحد جهاني.در پايان آيات زيادي از قرآن كريم كه به صراحت يا به صورت غيرمستقيم از جهاني شدن رسالت اسلام و محدود نبودن آن به مكان يا زمان معين سخن گفته و نگاه جهاني دين اسلام را حكايت و ترسيم نمودهاند، ياتشكيل جامعه جهاني را بشارت داده اند بازگو شد و گفتيم كه اسلام معيار تحقق جامعه واحد جهاني را عقيده توحيدي با حفظ مليتهاي مختلف ميداند و در آيات شريفه مذكور به اين مطلب اشاره شده است كه پيامبر گرامي اسلام (صلياللهعليهوآلهوسلم) پيام قرآني خود را كه همان وحي الهي است با ويژگي ابديت براي تمام بشريت اعلام كرده است و آيات مزبور دلالت دارند بر فراگير جهان شمول نظام حقوقي اسلامي و اينكه رسالت پيامبر اكرم(صلياللهعليهوآلهوسلم) جهاني و براي تمام انسانها است.
عید سعید فطرُعید عبودیت و بندگی بر بندگان مومن خداوند منان مبارک باد.
در پست های قبلی مفهوم جهانی شدن و ویژگیهای آن مورد بررسی قرار گرفت ُدر ادامه مباحث به پیامدهای جهانی شدن پرداخته می شود.جهاني شدن مشتمل بر امواجي است كه به نظر ميرسد نظم برآمده از عصر جديد را دستخوش تغيير و دگرگوني نموده است. انديشمندان و نظريهپردازان معاصر معتقدند كه تفكر جهاني شدن از انديشههاي كليدي ورود انسان معاصر به هزاره سوم ميلادي است (ري كيلي،1380) با توسعه و گسترش وسايل ارتباطي از قبيل اينترنت و ماهواره ما شاهد يك نوع تنيدگي جهاني و ارتباط تنگاتنگ جوامع بشري هستيم بويژه در عرضه فرهنگ سياست و اقتصاد. فرآيند جهاني شدن از يكسو موجب افزايش معارف بشري و تحكيم روابط بينالمللي شده و يك رفاه و توسعه نسبي را براي جهانيان به ارمغان خواهد آورد ولي از ديگر سو سبب بروز چالشها در حوزههاي مختلف فرهنگي، سياسي و اقتصادي شده و ميشود بطوري كه طرفداران ديدگاه رهيافت واگرايي معتقدند كه حركت اصلي فرآيند جهاني شدن به سمت افزايش نابرابري و عدم تعادل بين ملتها شده است (داود كياني،1384)) و همين امر سبب شده كه برخي از نظريهپردازان به ارائه تئوريهاي خشونتگرا نيز كشانده شدهاند. (هانتيگتون،1381) در حاليكه ديگر صاحبنظران معتقدند در سايه تضارب آرا و تقابل جهان بينيها كه امر مطلوبي است بايد با گفتگوي مسالمتآميز به زايش انديشههاي متعالي كمك كرد و به جاي برخورد تمدنها به گفتگوي تمدنها انديشيد. البته بايد اذعان كرد كه جهاني شدن عرصه مناسبي را براي تبادل افكار و انديشهها فراهم ساخته است.
در حوزه اقتصاد جهاني شدن پيامدهاي مثبت و منفي فراواني داشته و دارد. جهاني شدن هر چند توانسته زمينه و توسعه اقتصادي كشورها را فراهم سازد ولي متأسفانه از بعد اقتصادي سبب نابرابري كشورها شده و فاصله ميان كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه را بيشتر كرده است. از مؤلفههاي مهم فرآيند جهاني شدن ميتوان به آزاديسازي، تجارت كالاها و خدمات، اهميت يافتن بازار جهاني، مجريان سرمايهگذاري مستقيم خارجي، بينالمللي شدن توليد، افزايش توان رقابتي، و مديريت جهاني اشاره كرد.
حركت جهاني شدن با همه ابعاد وسيعي كه دارد هر چند نتوانسته است بطور كامل حاكميت ملي دولتها را كنار بزند اما در عين حال موجب شده است كه «حاكميت»، مفهوم اصيل خود را از دست بدهد و روند جهاني شدن منجر به تحديد حاكميت دولتها گرديده است بطوري كه دولتها استقلال و آزادي عمل كامل خود را از دست دادهاند. موضوعاتي از قبيل حقوق بشر، منع گسترش سلاحهاي هستهاي، تجارت جهاني، تأسيس ديوان كيفري بينالمللي و... از مصاديق محدوديت به شمار ميآيند. فرآيند جهاني شدن ، خاص گرايي هاي فرهنگي را تقويت مي كند.» خاص گرايي فرهنگ عبارت است از توسل به ايدئولوژي هايي كه در آن بر بي همتايي و حتي برتري شيوه زند گي، اعمال و باورهاي گروه يا جماعتي معين تاكيد ميشود. اين پديده در انواع رفتارهاي جمعي ِ خشونت بار و غيرخشونت بار مانند خيزش ها و ستيزهاي قومي، جنبش هاي ملي گرايانه، بنيادگرايي، نژادپرستي هاي جديد و از اين قبيل نمود مي يابد. با به چالش كشيده شدن فرهنگ، بحران هويت يكي از موضوعاتي است كه در رابطه با جهاني شدن مورد توجه قرار مي گيرد. درجامعه سنتي، پيوند تنگاتنگ فضا، زمان و فرهنگ، با مكان يا محل و سرزمين معين، نيازهاي هـويتي را به خـوبي تأمين مي كرد و انسان ها درون دنيـاهاي اجتماعي كوچـك، محـدود، پايدار و منسجم خود، به هويت و معناي مورد نيازشان به آساني دست مي يافتند، ولي فرآيند جهاني شدن با پاره كردن اين پيوند و نفوذپذير كردن و فروريختن مرزهاي مختلف زندگي اجتماعي، آن دنياها را به شدت متزلزل و حتي نابود كرد. بر اثر اين عامل و دگرگوني هاي بنيادين، امكان هويت يابي سنتي بسيار كاهش يافت و نوعي بحران هويت و معنا پديدار شد(گل محمدي،1381) مفهـوم جهاني شدن با متغيرهاي ويژه خـود (چون زمان و مكان) در عرصه اطلاعرساني نيز مؤثر واقع شده، و در عـرصه اطلاعات و ارتبـاطات به پديدهاي اطلاق ميشود كه مـوجب فشردگي زمان و مكان گرديده و به نحوي كه برحوزههاي فرهنگي مؤثر واقع ميشود.
پيـامـد هاي فرهنگي خـود را در حـوزه هاي اطلاعاتـي به جاي خواهـد گذاشـت. « آنتوني ماكفرو» اين تأثير را به چهار عامل تقسيم كرده كه عبارتاند از: رقابت قدرتهاي بزرگ، نوآوريهاي فناورانه، جهاني شدن توليد و مبادله، و تجدد و نوگرايي ويژگيهاي نوين فرهنگي است كه برمناطق وحوزه هاي مختلف اثرميگذارد و تغييراتي است كه درساختاركتابخانهها و كاركرد منابع انساني در دوره معاصر حاصل شده است؛ از جمله ميزان انعطافپذيري در مبادله اسناد، صرفهجويي در زمان، كوتاهشدن فواصل جغرافيايي، و توسعه همكاريهاي منطقهاي و بينالمللي .(پاك نظر ،1380)جهاني شدن بر حوزه فرهنگ ملي و ديني نيز تأثيرگذار بوده است. استفاده افراد از انواع ابزارهاي ارتباطي الكترونيكي نظير رايانه و ماهوارهها باعث گسترش و رواج الگوهاي رفتاري مشابهي در سطح جهاني شده كه عموماً از آن با عنوان هويت مجازي ياد ميشود. ما امروز شاهد ظهور گونههاي جديدي از فرهنگ جهاني هستيم كه بعنوان ارزش مطرح و تبليغ ميشود مفاهيمي از قبيل حقوق بشر، دموكراسي، آزادي، سكولاريسم كه با فرهنگ ملي و ديني جوامع مسلمان مطابقت ندارد ولي بعنوان يك الگوي ارزش به ساير جوامع تحميل ميشود. به نظر ميرسد فرهنگ فعلي حاكم بر ابزارهاي ارتباطي براي كساني كه بنيه فكري قابل توجهي نداشته باشند هويتزا است نه هويتساز و هويت انساني قرباني هويت ماشيني ميشود.در بعد جهاني شدن فرهنگ، جهاني شدن باعث همگرايي و نزديكي اديان و مذاهب شده كه اين خود پايههاي مشترك جهاني آنها را محكمتر ميسازد. عليرغم تصور برخي كه فكر ميكنند در عصر مدرنيته وانفجار اطلاعات و در هم آميختگي فرهنگها، دين به انزوا كشيده ميشود بايد گفت جهاني شدن نه تنها دين را به حاشيه نرانده بلكه در متن دغدغههاي روحي بشر معاصر قرار داده است و انسان معاصر بيش از هر زمان به دين و آموزهاي ديني احساس نيازميكند (باربور،1362) و جايگاه انديشه ديني مورد تقويت و تأكيد قرار گرفته است بنحوي كه برخي معتقدند از دو مذهب مسيحيت و اسلام تبليغ بيشتري ميشود. و فضاي جهاني فضاي گفتگوي اين دينها شده است گروهي ديگر نيز معتقدند كه جهاني شدن باعث سكولاريزه شدن دين ميشود به عبارت ديگر در فرآيند جهاني شدن فرهنگ غالباً از دين، مفهوم فردي آن تبليغ ميشود نه دين حكومتي و اجتماعي.در ادامه بحث ها به رابطه جهانی شدن و دین اسلام پرداخته خواهد شد .همچنین رابطه آموزش و پرورش و جهانی شدن در پستهای بعدی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
بهار تعلیم وتربیت و شروع سال تحصیلی بر عموم همکاران محترم،فرهنگیان،دبیران ، معلمان و دانش آموزان عزیز مبارک باد.آغاز سال تحصيلي جديد در فضاي عطرآگين لیالی قدر و همزماني آن با هفته ي بزرگداشت دفاع مقدس و گراميداشت ياد و خاطره شهداي عزيز و تقارن آن سالروز شهادت مولی الموحدین حضرت علی علیه السلام شرايط كم نظيري را براي همهي متوليان و دلسوزان امر تعليم و تربيت به خصوص فرهنگيان عزيز به وجود آورده است. رسالت اصلي دستگاه تعليم و تربيت ايجاد زمينه مساعد جهت رشد علمي ، اخلاقي و تربيتي و تقويت مباني اعتقادي ، فرهنگ ملي و مهارت هاي زندگي,تقویت اعتماد بنفس]تفکر خلاق و نقاد در دانش آموزان ميباشد و برآيند همه ي فعاليت هاي ادارات و مدارس ميبايست به سوي اين اهداف جهت دهي و سمت گيري شود ، لذا همه ي مديران ،دبیران و معلمان و دست اندرکاران نظام آموزشی باید با گفتار و رفتار خويش در راستاي رسيدن به اين مقصد ، عرصه دلنشين مدارس را از كار و تلاش و نشاط علمي و رقابت هاي سالم و تقويت خودباوري بين همكاران و دانش آموزان سرشار نمايند .
دستگاه عظيم، پيچيده و حساس آموزش و پرورش، از آنجا كه رسالت و مأموريت نهادينه كردن هنجارها و ارزشها ديني و ملي و آموزش مهمترين پيش نيازهاي توسعه و سرمايههاي اجتماعي را بر عهده دارد، باید بيش از ساير دستگاهها در كانون توجه و حساسيت برنامه ریزان آموزشی و سیاستگذاران ،مسئولین محترم دولت و نمايندگان مردم در مجلس قرار گيرد. مردم گران بهاترين سرمايههاي زندگي خود يعني، فرزندان و نونهالانشان را به مدارس و آموزش و پرورش ميسپارند و كاركنان اين دستگاه كه بيش ازنيمي از نيروهاي مشمول نظام هماهنگ پرداخت را شامل ميشوند، در 150 هزار مدرسه در اقصي نقاط داخل و خارج كشور به خدمترساني مشغولند. و این سال تحصیلی را نیز با کوله باری از مسائل و مشکلات شروع نمودند. تعدد مراكز تصميمگيري در حوزه فرهنگي،عدم استفاده از نیروی شایسته و متخصص،عزل و نصبهای سیاسی,باندی و جناحی،استفاده از نیروهای فاقد تجربه و تخصص در عرصه های مدیریتی، ميل شديد مردم و گروهها ي صنفي و سياسي به دخالت در امور تخصصي آموزشي و تربيتي، غلبه نگاه اشتغال جويانه و تمايل عمومي جامعه به ويژه بانوان براي ورود به آموزش و پرورش، وابستگي شديد مالي اين دستگاه به دولت، آستانه پايين تحمل اجتماعي و مقاومت براي اصلاح برخي كاستيها و تغيير رويه ها در حوزه اداري و مالي وزارت به ويژه در زمينه جابه جايي و ساماندهي نيروي انساني، موجب استمرار وضع موجود و تشديد نارساييها در آستانه سال تحصیلی شده است.تا جائی منجر به طرح استیضاح وزیر تازه کار آموزش و پرورش گردیده و با محافظه کاری و معامله نمایندگان این طرح نیز به بایگانی تاریخ سپرده شد.
توسعه بيرويه مدارس و كلاسها در 10 سال اخير، عليرغم كاهش جمعيت دانشآموزان، كمبود شديد معلم در مناطق محروم و در نتيجه استفاده از حدود 60 هزار حقالتدريس و سرباز معلم در اين مناطق و از سوي ديگر وجود حدود 50 هزار نيروي حقوقبگير مازاد و فاقد كلاس درس در شهرهاي بزرگ، از جمله معضلات بديهي در ساماندهي نيروي انساني آموزش و پرورش است. در 10 سال اخير با وجود اين كه تعداد دانشآموزان از حدود 19 ميليون به 13 ميليون (حدود 30درصد) كاهش يافته است، تعداد مدارس و آموزشگاهها از حدود 100 هزار به حدود 150 هزار واحد (50درصد) افزايش يافته است، در حالي كه تعداد كاركنان تغيير قابل توجهي نداشته است، گرچه اين امر ممكن است ظاهراً حسن و نشان دهنده گسترش خدمات آموزشي باشد، ولي در عين حال مبين فقدان ضوابط مشخص و قانونمند در ايجاد مدارس، پرداخت هزينههاي اضافه بابت ايجاد مدارس غير ضرور و ابهام در برنامهها و پرداخت هاست.
همه اینها حاکی از عدم حاکمیت تفکر سیستمی و برنامه ریزی صحیح و اصولی در مدیریت کلان وزرارت آموزش و پرورش وبی مهری و کم توجهی مسئولین محترم به این وزارت و غلبه مسائل سیاسی بر امور آموزشی و پرورشی می باشد. تجربه نشان ميدهد كه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران وزراي آموزش و پرورش بيش از ساير وزيران در معرض حساسيتهاي اجتماعي بوده، وبدون توجه به کارآمدی و شایستگی با تعداد كم آرا از مجلس رأي اعتماد گرفتهاند، و همواره در معرض استيضاح و سوال قرار داشته و عمدتاً با شرايط بسيار دشوار سياسي و مالي براي اجراي برنامهها رو به رو بودهاند. با جابجايي وزرا، برنامههاي پيشين يا اصولاً فراموش شده و پيگيري نميشود و يا چنان استحاله و دگرگون ميشوند كه بعضا تشخيص آن از طرح نخستين به دشواري ممكن است.
در حال حاضر آموزش و پرورش كشور با آسيبها و نارساييهاي سختافزاري و محتوايي بسياري دست و پنجه نرم ميكند،اميد ميرود با پرهيز از در گير كردن آموزش و پرورش با موضوعات سياسي و غير كارشناسانه ،حاکمیت منطق،قانون و برنامه به جای سلایق و وابستگی های جناحی، استفاده از توان ،تخصص و تجربه صاحبنظران و اندیشمندان عرصه تعلیم و تربیت ،پايبندي به برنامه ریزی آموزشی وا فزايش بهره وري ، توزيع منابع و امكانات در آموزش و پرورش از ساختاري منطقي و مطابق با مصالح ملي و عالي نظام تبعيت کرده و به ايجاد تحول مورد نظر مقام معظم رهبري در آموزش و پرورش سرعت بيشتري بخشیده شود.

