براساس تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شده پدیده روسپیگری در متاهل ها بیش از مجردها دیده می شود. به گزارش سرمایه سیدکاظم رسول زاده طباطبایی مدیر گروه روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده و در معرض آسیب در سالن وزارت کشور به این نکته اشاره کرد. در این کارگروه که به عنوان یکی از کارگروه های همایش اسلام و آسیب های اجتماعی برگزار می شد رسول زاده با استناد به تحقیقی که به تازگی در شهر تهران انجام شد به تغییراتی که در روند روسپیگری ایجاد شده، اشاره کرد: «در دهه 60 و 70 سن روسپیگری بالای 30 سال بود اما اکنون سن روسپیگری از 15 سال به بالا رسیده است.» او در ادامه گفت: «اگر پیش از این اقدام به روسپیگری به خاطر رفع نیازهای اولیه بود اکنون به خاطر رفع نیازهای ثانویه است. از طرفی تا پیش از این پدیده روسپیگری بیشتر در مجردها بروز می کرد اما تحقیقات نشان داده که اکنون روسپیگری در متاهل ها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است.» رسول زاده ادامه داد: «پدیده روسپیگری پیش از این در غیربومی ها بیشتر بود اما اکنون شیوع این پدیده در طیف بومی و غیربومی برابر شده، بنابراین دیگر نمی توانیم این پدیده را با مهاجرت مرتبط بدانیم.» به گفته رسول زاده گرچه این پدیده قبلاً در افراد با تحصیلات کمتر از دیپلم دیده می شد اما اکنون این پدیده در افراد تحصیل کرده هم دیده می شود. رئیس کارگروه زنان و دختران آسیب دیده به چالش های موجود در مورد این مساله اشاره کرد و گفت: «اولین چالش فقدان نظریه جنسی در ایران است. در حال حاضر با افزایش سن ازدواج و کاهش سن بلوغ، فاصله بلوغ و ازدواج به 15 تا 20 سال رسیده است اما برای رفع مشکلات ناشی از این موضوع مسوولان و علما هیچ نظریه جنسی ای ارائه نداده اند.» او چالش دیگر را جنسیتی کردن مسائل جنسی در ایران دانست و گفت: «در بحث انحراف ها فقط بر دختران متمرکز می شویم اما وارد بحث پسران و مردان که آنها هم می توانند عامل بسیاری از انحراف ها باشند نمی شویم.» تابو کردن مسائل جنسی و آموزش جنسی چالش سومی بود که رسول زاده به آن اشاره کرد و گفت: «چالش بعدی هم یک جانبه بودن برنامه های توسعه ای ماست.»
حسین علی زاهدی پور کارشناس ارشد جامعه شناسی و عضو دیگر این کارگروه نیز به بخش دیگری از این آمارها اشاره کرد و گفت: «11 درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می زنند. این آمار نشان می دهد که نه تنها به مساله بیکاری زنان بلکه به بیکاری مردان و پیامدهای آن نیز باید توجه بیشتری شود.» رسول روشن استاد دانشگاه شاهد و کارشناس خانواده و مسائل جنسی به عنوان عضو دیگری از این کارگروه نیز به سبب شناختی پدیده روسپیگری پرداخت و گفت: «اگر به منشا شکل گیری رگه های شخصیتی افراد که آنها را به سمت چنین انحراف هایی می کشاند توجه کنیم، متوجه می شویم که خانواده با شکل دادن به شخصیت کودکان می تواند نقش موثری در پیشگیری داشته باشد.» او ادامه داد: «تحقیقات نشان داده است که بعضی از این افراد به خاطر انتقام و انتقام جویی و تنفر از خانواده و جامعه وارد این حیطه می شوند. در حالی که اگر کودک یاد بگیرد که دیگری را دوست داشته باشد و احساس امنیت نسبت به دنیای پیرامونش داشته باشد، چنین حالتی در او به وجود نمی آید.»او به تحقیق دیگری اشاره کرد و گفت: «نتایج نشان می دهد کودک در سن سه تا شش سالگی با پدیده کنجکاوی های جنسی مواجه می شود اما از آنجا که طرح صحیح مسائل جنسی در کشور ما به صورت تابو درآمده اطلاعات صحیح به کودک داده نمی شود و کودک در سن نوجوانی اطلاعات را از منابع دیگر به دست می آورد.» به گفته روشن تحقیقات نشان داده که گرفتن اطلاعات از منابع دیگر فرد را بیشتر در معرض انحرافات قرار می دهد. این کارشناس به افزایش عزت نفس در کودکان نیز تاکید کرد و گفت: «بسیاری از افراد در معرض آسیب تصویر مثبت بدنی از خود ندارند و چون ارزش و عزت نفسی برای خود قائل نیستند با اقدام به روسپیگری به دنبال اثبات و ابراز خود در جامعه هستند.»
این گزارش تلخ و تکان دهنده به برخی از عوامل موثر در این پدیده اشاره نموده و به عدم ارائه اطلاعات جنسی و برخورد درست با این امر در خانواده ها به عنوان یکی از عوامل تاکید نموده است. با بهانه قرار دادن این گزارش ،در این مجال کوتاه به نقد وبررسی نقش نهادهای آموزشی و تربیتی در بوجود آمدن چنین وضعیت اسفباری می پردازیم.تا شاید مسئولان نظام آموزشی و خانواده ها با اتخاذ شیوه های تعلیم وتربیت درست،به تجدید نظردر برخورد با گرایشها و ارتباطات دختران با پسران بپردازند.
یکی از وظایف مهم در تعلیم و تربیت یک نسل،یاری دادن آن برای یافتن هویت خویش است.نظام آموزشی و محتوای کتابهای درسی،مربیان،معلمان و مسئولین مدرسه باید شرایط مناسب و محیطی را فراهم سازند تا دانش آموزان در پایان دوره نوجوانی به تصویر روشنی از خود و موقعیت اجتماعی خویش نائل شوند.و تصویر واضحی از آینده خویش داشته باشند.روان شناسان دوره نوجوانی را دوره حساسی برای هویت یابی می دانند . در صورتی که نوجوانان بتوانند هویت یابی صحیحی داشته باشند،تصویری رضایت بخش و امید آفرین از خویش خواهند داشت و مراحل بعدی زندگی را باتعادل و دور از افراط و تفریط آغاز خواهند کرد.در غیر این صورت،نوجوان با بحران هویت و آشفتگی نقش مواجه خواهد شد..یعنی درمورد خود ونحوه رفتاری که باید داشته باشد،دچار شک و تردید می شود.در چنین صورتی انتخاب یک الگوی مشخص برای او مشکل خواهد شد.نوجوانی که دچار آشفتگی نقش است هر روز به رنگی و شکلی در می آید و دچار افراط و تفریط می شود.
یکی از مسائل اساسی و مهم در هویت یابی نوجوانان ،"هویت یابی جنسی" است. نوجوان باید در مورد جنسیت خویش و نقشهای مربوط به آن به تصور روشن و واضحی دسترسی پیدا کند.پسر باید به این نکته واقف شود که مرد کیست و چه خصوصیاتی لازم است داشته باشد.دختر نوجوان نیز لازم است در مورد این که زن کیست و چه خصوصیاتی باید داشته باشد،به تصویر روشنی برسد.نوجوان باید به این نکته برسد که در برابر جنس مقابل چه وظایفی دارد.درصورتی که نوجوان در زمینه هویت جنسی خود به تصور و تعریف روشنی برسد،رفتار او از توازن و تعادل مطلوبی،دراین زمینه برخوردار خواهد شد.درغیر این صورت دچار آشفتگی نقش می شود که در این زمینه با مسائل و مشکلاتی عدیده ای روبرو خواهد شد.
یکی از وظایف مهم تعلیم وتربیت این است که زمینه هایی همچون دوستی دختران وپسران،برخوردهای اجتماعی آنان،عشق و امثال آن،توصیف و تصویر روشنی را برای آنان مشخص کند.(احمدی،1382: 17) دختری که در مقابل متلک گویی چند پسر در خیابان این سئوال برایش پیش می آید که آیا آنان عشقشان واقعی است یا خیر؟،هیچ شناختی از جنس مقابل و معنای واقعی عشق ندارد.مسئولیت تعلیم وتربیت در این زمینه این است که جهت حفظ سلامت فردی و اجتماعی در جامعه،مسئله هویت یابی جنسی وارتباط بین دختر و پسر را از زوایای گوناگون مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.نظام تعلیم و تربیت باید حدود ارتباط را برای نوجوانان ترسیم کرده،شناخت صحیح از جنس مخالف و شیوه های برخورد با آن را به نوجوانان بیاموزد.مفهوم عشق را به آنان تعلیم داده و قداست آن را برای آنان توضیح دهد و آن را به صورت سپری برای حفظ کرامت و ارزش انسانی و الهی آدمی به کار گیرد.تعلیم و تربیت باید هویت مردانه و زنانه را برای دختران و پسران جامعه ترسیم نماید و به آنان بیاموزد که دختر و پسر شایسته ، زن و مرد مطلوب چه ویژگیهایی دارد.آیا خانواده ها و نظام تعلیم و تربیت توانسته است به این اهداف مهم نائل آید و تصویر درستی از هویت جنسی به نوجوانان ارائه دهند؟آیا کتابهای درسی به این نیاز اساسی نوجوانان پاسخ می دهند؟تا به عنوان یک ابزار پیشگیری در زمینه مبارزه با فساد اخلاقی ایفای نقش نمایند؟؟؟
هرچند امروزه کارکرد تربیتی وآموزشی خانواده به لحاظ صنعتی شدن ،شهرنشینی، گستردگی نیازهای جامعه و اهمیت والائی که در رشد وتوسعه یافتگی جوامع دارد ، به نهاد آموزش وپرورش واگذار شده است.ولی این مسئولیت خطیرنمی تواند بطور کلی از نهاد خانواده سلب شود. غفلت خانواده در ایفای کارکردهایش و بدکارکردی آن درسایر زمینه ها روی کارکرد تربیتی و آموزشی آن نیز اثر می گذارد.غفلت درکارکرد آموزشی نیز بر کارکرد نهاد آموزش وپرورش تاثیر می گذارد.
یکی از کارکردهای وظیفه ای یا مستمر نهاد خانواده در زمینه آموزش وپرورش هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان می باشد.ازطریق راهنمایی تحصیلی به فرد کمک میشود تا بتواند رشته تحصیلی و دروس مناسبی را انتخاب کند،از قوانین مدرسه ومقررات آموزشی وامتحانی آگاه گردد،ومشکلات درسی خود را مرتفع سازد.هدف نهایی راهنمایی تحصیلی،کسب موفقیت تحصیلی است.آموزش شیوه های صحیح مطالعه و تمرین دروس،نحوه استفاده از منابع،ویادگیری یادداشت برداری وخلاصه کردن کتاب از شیوه های اجرائی راهنمایی تحصیلی محسوب می شوند.مسلم هدایت دانش آموز به رشته های مناسب تحصیلی،عامل مهمی در موفقیت تحصیلی است.دانش آموزان باید از ارتباط بین رشته های تحصیلی ومشاغل آگاه شوند.زیرا راهنمایی تحصیلی مقدمه راهنمایی شغلی است.
اولين محيطي كه كودك با ارزشهاي كار و مفاهيمي مانند نظم و انضباط و يا پذيرش مسؤوليت آشنا مي شود، محيط خانواده است، پس ارزشها محصول تجارب فرد و ناشي از روابط فرد با افرادي است كه خود را با آنها همانند مي سازد، چنانكه رويه شخص نسبت به كار و تحصيل از طريق رابطه با والدين، معلمان، دوستان، صاحبان مشاغل، فعاليتهاي كاري و مشاغلي كه مي شناسند گسترش مي يابد.اغلب والدين از اثري كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم بر يادگيري ارزشهاي كاري و تحصيلي كودكان و نوجوانان خويش دارند، آگاه نيستند و از آن جا كه راهنمايي هميشه در قالب يك رابطه اتفاق مي افتد، والدين مي بايست داراي رابطه اي صميمانه و در عين حال محترمانه با نوجوان خود باشند تا او با اعتماد كافي از رهنمودهاي آنان بهره گيرد.بخشي از مشكلات يك نوجوان مشكلات تحصيلي است و دانش آموزان دبيرستاني در انتخاب رشته تحصيلي، شرايط ورود به دانشگاه، انتخاب حرفه و ... نيازمند كمك والدين هستند كه والدين در اين زمينه مي توانند با مشاور مدرسه نيز همكاري كنند.
والدين نقش مهمي در شناخت استعداد فرزندان و هدايت آنها دارند و راه رسيدن به اين شناخت درك متقابل و ارتباط نزديك والدين و فرزندان است.استفاده از مشورت و راهنمايي والدين گزينه اي است كه هرگز نبايد در اين گونه انتخابها ناديده گرفته شود، چرا كه تجربه والدين خود نكته حايز اهميتي است كه در طول ساليان دراز به دست آمده و مي تواند نقشه راهنماي خوبي براي فرزندان باشد. والدين در شناخت علايق و استعدادهاي فرزندان نقش بسيار مهمي دارند، چون فرزندان بيشترين زمان را با آنها سپري مي كنند و به خصوص دوران كودكي كه نقش اصلي را در تربيت فرزند ايفا مي كنند و زمان خوبي براي كشف علايق فرزندان است.پدران و مادران از طريق برقرار كردن روابط و تعامل با مدرسه و ديگر نهادهاي تربيتي مي توانند در شناسايي اين مقوله نقش مهمي را رقم بزنند. همچنين از طريق بازيهاي فرزندان و نگاه ظريف و پرمعنا در رفتار آنها مي توانند دریابند كه علاقه شان در چه زمينه اي است.ادر دوره متوسطه قسمت اعظم استعداد اختصاصي نوجوانان بروز مي كند، در نتيجه با پايان يافتن رشد هوشي، قدرت يادگيري آنان به حد اعلاي خود مي رسد و كنجكاوي آنها جهت معيني مي گيرد، بنابراين با مشاهده دقيق رفتار كودك و نوجوان در محيط خانواده و محيط اجتماع مي توان به احساس مسؤوليت وي در قبال درس يا گرايش او به باز و بسته كردن لوازم برقي، يا قدرت ارتباط و جلب مشتري و يا نظم و ترتيب در امور شخصي پي برد. از سوي ديگر، والدين بايد به عنوان فردي مطلع در تمامي مقاطع آموزشي و در موقعيتهاي مختلف، ارتباط خود را با مدرسه و معلمان برقرار نگه دارند تا از طريق آن نسبت به نقاط ضعف و قوت استعدادهاي فرزندشان آگاه شوند.توجه به رغبتهاي بياني، نمايشي و نوشتاري فرزند در زمينه هاي تحصيلي و حرفه اي و همچنين دقت در پيگيري نمرات امتحاني با توجه به تمامي جوانب و عوامل تأثيرگذار بر امتحانات نيز از جمله راههاي اطلاع از اين استعدادهاست.لبته لازم به ذکر است که تحميل نظر والدين به دانش آموزان مطلوب نمی باشد، فرزندان در عين آزاد بودن بايد آگاه نيز باشند تا بتوانند براي آينده تحصيلي و شغلي خود تصميم گيري كنند،البته كمك والدين دراين زمينه فقط مي تواند درحدراهنمايي وهدايت باشد چرا كه تحميل نظر موجب افسردگي، سرخوردگي، مردم گريزي و در نهايت بي ميلي و شكست در كارها خواهد شد.
چایچی(1362) درپژوهشی تحت عنوان بررسی عوامل موثر بر انتخاب رشته تحصیلی درشهرتهران به این نتیجه رسیده است که سواد واطلاعات والدین تاثیر مستقیم بر انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان دارد.سعيدي (1364) در پژوهش دیگری به اين نتايج دست يافته است که بين گرايش دانش آموزان به رشته هاي مختلف و شرايط خانوادگي آنان ارتباط وجود دارد. محققدرتعريفعملياتي شرايط خانوادگي راشغلپدر، سواد والدين، ميزان درآمد و رشتهتحصيليفرزند اول نام برده است و ميافزايد بيشتر دانش آموزان خانواده هاي كشاورز و دامدار به رشته هاي انساني و فنيو حرفهاي روي آوردند و بيشتر دانش آموزان خانواده هاي كارمند به رشته هاي تجربي و رياضي.هيبت اللهي (1372) در بررسي علل گرايش دانش آموزان دوره متوسطه شهر سنندج به رشته هاي مختلف تحصيلي به این نتايج دست يافته است که سطح تحصيلات والدين بخصوص پدر در انتخاب رشته تحصيلي مخصوصاً رشته رياضي و فيزيك مؤثر بوده است.بالی تیرکده(1374)در بررسی عوامل موثر در هدایت تحصیلی دانش آموزان نظام جدید آموزش متوسطه برای انتخاب رشته تحصیلی وشغل آینده خویش در شهرستان نوشهر نشان داده است که باسواد بودن خانواده و وضعیت اقتصادی خانواده در انتخاب رشته تحصیلی دانش آموز موثر است. علیزاده(1376) طی پژوهش دیگری نشان داده است که شغل والدين، ارتباط معني داري با گرايشات تحصيلي دانش آموزان دارد.علاوه بر عوامل خانوادگي (تحصيلات، شغل، محل سكونت و وضعيت مالي خانواده) عوامل دروني (استعداد و علاقه)، عوامل بيروني (دوستان و امكانات آموزشي)، عوامل اجتماعي (ارزش و منزلت اجتماعي رشته و شغل) در انتخاب رشته تأثير دارد. از ميان عوامل خانوادگي، ميزان تحصيلات والدين و شغل آنها در انتخاب رشته هاي فني و حرفه اي و كاردانش تأثير داشته است. در راهنمايي والدين به رشته تحصيلي، نگرش والدين نسبت به شغل خود و ضروري دانستن رشته تحصيلي و در نوع تحصيلات والدين دانش آموزان فنيوحرفه اي و كاردانش و نظري اختلاف معني داري مشاهده نشده است. محمد حسن آمنا(1382) نیز طی پژوهشی به بررسی گرایشهای تحصیلی-شغلی دانش آموزان پسر سال اول نظام جدیدشهر مشهد پرداخته ونتیجه گرفته است که بین وضعيت اقتصادي خانواده هاي دانش آموزان وگرايش تحصيلي آنان رابطه وجود داشته است، به گونه اي كه دانش آموزاني كه وضعيت اقتصادي بهتري داشتند به تحصيلات دانشگاهي گرايش بيشتري داشتند. ونيز فرزندان خانواده هاي باسوادتر تمايل بيشتري به تحصيلات دانشگاهي و مشاغل مربوط دارند.همچنین اعضاي خانواده در تمامي امور تحصيلي-شغلي دانش آموز در مقايسه با ساير گروه ها نقش تعيين كننده تري دارند. پس از خانواده، اولياء مدرسه و با اندكي تفاوت دوستان، در امور تحصيلي و شغلي مورد مشورت و مخاطب دانش آموزان هستند.
در پژوهش دیگری(نویدی ، 1378)نشان داده است که در مورد شاخص مناسب بودن رشته تحصیلی رتبه بندی شده توسط اولیای دانش آموزان مقدار همبستگی نیمه تفکیکی بین نظر والدین و پیشرفت تحصیلی در حدود سه درصد است یعنی هزارم واریانس پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از روی نظر والدین قابل پیش بینی است. زیرا والدین یا تحصیلات لازم را ندارند یا با نظام جدید آموزش متوسطه و مقرات و مراحل آن آشنایی ندارند. همچنین جمالي (1367)، رخصت طلب (1375)، افشاري (1375) نشان داده اند كه والدين در انتخاب رشته تحصيلي دانش آموزان تأثيري ندارند.
بحث ونتیجه گیری :
خانواده اولین کانون شکل گیری شخصیت و یادگیری روابط اجتماعی است. اولین موسسه ای که فرد را با زندگی اجتماعی آشنا می سازد خانواده است. زندگی خانوادگی در درونی ساختن رفتارها،نگرش ها وارزشها نقش بسیار موثری ایفا می نماید. کارکردهای خانواده را ازسه منظر می توان مورد بررسی قرار داد که عبارتند از:کارکردهای وضعی یا برایندی،کارکردهای وظیفه ای یا مستمر،وکارکردهای ماموریتی یا بحرانی.مقصود از کارکردهای وضعی یا برایندی خانواده کلیه نتایجی است که به محض تشکیل خانواده،حاصل می شود. منظور از کارکردوظیفه ای یامستمر خانواده،نتایج وپیامدهایی است که انتظار می رود یک فرد یا گروه انسانی آن را به انجام برساند.. منظوراز کارکردهای ماموریتی یا بحرانی وظیفه ای خاص است که در شرایطی ویژه برعهده خانواده نهاده می شود. گردید. از دیدگاه اکثر صاحبنظران ،یکی از کارکردهای اساسی وظیفه ای و مستمرخانواده ، کارکرد تربیتی یا آموزشی است. آموزش فرزندان و آموزش مذهب به کودکان و نوجوانان ، جامعه پذیری وانتقال فرهنگ، تعلیم وتربیت، اجتماعی کردن کودکان وتعیین پایگاهها وفراهم نمودن امنیت اقتصادی و کاریابی وایجاد پایگاه اجتماعی برای فرزندان را از کارکردهای تربیتی و آموزشی نهاد خانواده میباشند.غفلت خانواده در ایفای کارکردهایش و بدکارکردی آن درسایر زمینه ها روی کارکرد تربیتی و آموزشی آن نیز اثر می گذارد.غفلت درکارکرد آموزشی نیز بر کارکرد نهاد آموزش وپرورش تاثیر می گذارد. یکی از کارکردهای وظیفه ای یا مستمر نهاد خانواده در زمینه آموزش وپرورش، هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان می باشد.بخشي از مشكلات يك نوجوان مشكلات تحصيلي است و دانش آموزان دبيرستاني در انتخاب رشته تحصيلي، شرايط ورود به دانشگاه، انتخاب حرفه و ... نيازمند كمك والدين هستند كه والدين در اين زمينه مي توانند با مشاور مدرسه نيز همكاري كنند.والدين نقش مهمي در شناخت استعداد فرزندان و هدايت آنها دارند و راه رسيدن به اين شناخت درك متقابل و ارتباط نزديك والدين و فرزندان است.استفاده از مشورت و راهنمايي والدين گزينه اي است كه هرگز نبايد در اين گونه انتخابها ناديده گرفته شود، چرا كه تجربه والدين خود نكته حايز اهميتي است كه در طول ساليان دراز به دست آمده و مي تواند نقشه راهنماي خوبي براي فرزندان باشد. والدين در شناخت علايق و استعدادهاي فرزندان نقش بسيار مهمي دارند، چون فرزندان بيشترين زمان را با آنها سپري مي كنند و به خصوص دوران كودكي كه نقش اصلي را در تربيت فرزند ايفا مي كنند و زمان خوبي براي كشف علايق فرزندان است.پدران و مادران از طريق برقرار كردن روابط و تعامل با مدرسه و ديگر نهادهاي تربيتي مي توانند در شناسايي اين مقوله نقش مهمي را رقم بزنند.
چایچی،سعیدی،هیبت الهی،بالی تیرکده،علیزاده،آمنا وسایر پژوهشگران نشان داده اند که سواد واطلاعات والدین،شغل والدین،محل سکونت،وضعیت اقتصادی خانواده،میزان درآمد ورشته تحصیلی فرزنداول تاثیر مستقیم بر انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان دارد.
ارائه پیشنهادات وتوصیه ها :
به منظور ایفای نقش فعال و اساسی خانواده درکارکرد هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان،بر اساس یافته های فوق پیشنهاد می گردد:
۱- یافته های پژوهشی حاکی از آن است که در میان جوانان اولین گروه مرجع، پدر وسپس مادر است.جوانان ،اعضای خانواده را به عنوان بهترین همدم معرفی کرده اند. در زمینه مالی،حتی به دوستان خودشان هم اتکای زیادی ندارندونقش عمده را اعضای خانواده بویژه پدر ودر اولویت دوم مادر ایفا می کند.این امررسالت خانواده را در هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان دوچندان می نماید.لذا شایسته است والدین با دریافت آموزشهای لازم دراین زمینه خود را به ایفای این نقش خطیر آماده نمایند.احداث وراه اندازی مراکز راهنمایی وهدایت تحصیلی وشغلی وشرکت اولیاء در برنامه های این مراکز اقدام شایسته ای در این زمینه خواهد بود
۲- والدین با فراهم نمودن محیط وفضای مناسب برای یادگیری ، شیوه های صحیح مطالعه و تمرین دروس،نحوه استفاده از منابع،ویادگیری یادداشت برداری را که از شیوه های اجرائی راهنمایی تحصیلی محسوب می شوند،به فرزندان خویش آموزش دهند.وخود در این زمینه از آموزشهای لازم برخوردار باشند.
۳- اولين محيطي كه كودك با ارزشهاي كار ومفاهيمي مانند نظم وانضباط و يا پذيرش مسؤوليت آشنا مي شود ، محيط خانواده است. رو حیه کار وتلاش، پرهیز از تنبلی وسستی، درتربیت خانوادگی بروز و ظهور می یابد.و از این طریق خانواده نقش موثری در رشد وتعالی دانش آموزان ایفا می نماید. لذا شایسته است والدین با آموزشهای خود فرزندان را بانقش مشاغل در جامعه و لزوم اشتغال در مشاغل مشروع آشنا سازند. وزمینه مناسب برای بازدید فرزندان از موسسات واماکن کار برای آشنایی بانقاط ضعف وقوت حرف ومشاغل مختلف را فراهم نمایند.
۴- والدين نقش مهمي در شناخت استعداد فرزندان و هدايت آنها دارند و راه رسيدن به اين شناخت درك متقابل و ارتباط نزديك والدين و فرزندان است.لذا توصیه می شود،به شیوه های تعامل وارتباط صحیح والدین وفرزندان بهای بیشتری داده شود واین امر خطیر از طریق رسانه های ارتباط جمعی وکلاسهای آموزش خانواده مورد توجه وتاکید بیشتری قرارگیرد.
۵- یافته های پژوهش های متعددی نشان داده است اعضاي خانواده در تمامي امور تحصیلی- شغلي دانش آموز در مقايسه با ساير گروه ها نقش تعيين كننده تري دارند.پس از خانواده، اولياء مدرسه و با اندكي تفاوت دوستان، در امورات تحصيلي و شغلي مورد مشورت ومخاطب دانش آموزان هستند.و لذا شایسته است مشاورین مدارس درفرایند هدایت تحصیلی وانتخاب رشته تحصیلی و راهنمائی شغلی دانش آموزان ،تعامل وهمفکری جدی با والدین دانش آموزان که ارتباط بیشتری با آنان در خانواده دارند داشته باشند.
۶-به منظور تعامل بیشتر والدین با مشاورین مدارس در هدایت تحصیلی وشغلی دانش آموز پیشنهاد می گردد در کلاسهای آموزش خانواده انجمن اولیا ومربیان، برنامه های آموزشی وتوجیهی برای اولیاء به منظور آشنائی با فلسفه وشیوه اجرای نظام جدید آموزش متوسطه وفرایندهدایت تحصیلی وانتخاب رشته تحصیلی گذاشته شود.

