تبليغاتX
طنین تربیت

وقتی راجع به کارکرد چیزی صحبت می شود،مقصود آثار ونتایجی است که از آن چیز باقی می ماند.وجود هرچیز،پیامدهایی دارد،که به این پیامدها کارکرد نیزگفته می شود.مراد از کارکردهای خانواده،نتایج وآثاری است که از خانواده برجای می ماند،نتایجی که درصورت حذف خانواده،جبران آن به راحتی امکان پذیر نیست،یا نتایجی که از طریق نهاد خانواده،بتوان ساده تر، موثرتر وماندگارتر به آن دست یافت. احمدی(1383) کارکردهای خانواده را ازسه منظرمورد بررسی قرار داده است که عبارتند از:کارکردهای وضعی یا برایندی،کارکردهای وظیفه ای یا مستمر،وکارکردهای ماموریتی یا بحرانی.مقصود از کارکردهای وضعی یا برایندی خانواده کلیه نتایجی است که به محض تشکیل خانواده،حاصل می شود. تشکیل گروه جدید،رفع نیازهای فیزیولوژیک و روان شناختی به شیوه ای متفاوت وبنیادی،برانگیختگی انگیزشی زوجین در حیطه های نو،حفاظت وحراست بیشتر وبهتر از دین وفرهنگ همگی از آثار وضعی یا برایندی تشکیل خانواده است.مقصود از کارکردوظیفه ای یامستمر خانواده،نتایج وپیامدهایی است که انتظار می رود یک فرد یا گروه انسانی آن را به انجام برساند. وظیفه،یک تکلیف ومسئولیت است که می تواند مورد بی توجهی وغفلت قرار گیرد.کارکردهای وظیفه ای خانواده،شامل کلیه بایدهاونبایدهایی است که اعضای خانواده،به ویژه زوجین،موظف به انجام ورعایت آن هستند.وظایف اخلاقی،اجتماعی،دینی،بهداشتی،مدنی و... از جمله این کارکردها محسوب می شوند.این کارکردها جنبه استمراری دارند.درصورت غفلت از آنها، درسایرکارکردهای خانواده اختلال به وجود می آید. منظوراز کارکردهای ماموریتی یا بحرانی وظیفه ای خاص است که در شرایطی ویژه برعهده خانواده نهاده می شود.وظیفه خانواده درشرایط بحرانی،اعم از جنگ،حوادث غیر مترقبه،بحران های اقتصادی واجتماعی،وجود بیماری های خاص،مرگ عزیزان و...ازجمله کارکردهای ماموریتی خانواده به شمار می آیند.

" اگبرن" به نقل از آقابخشی(1378: 139)درچند دهه پیش هفت کارکرد برای خانواده درنظر گرفته است که عبارتند از:1- تولیدکالای اقتصادی وخدماتی 2-تعیین پایگاه اجتماعی برای فرزندان 3- آموزش فرزندان 4-آموزش مذهب به کودکان و نوجوانان 5- تولید نسل 6-حمایت 7-عطوفت ومحبت و روابط اجتماعی خانواده.

"کونیک" کارکردهای خانواده را تولید و امتداد نسل،جامعه پذیری و انتقال فرهنگ بیان داشته است."باتامور" به نقل از آقابخشی(1378: 140)برای نظام خانواده زن وشوهری چهار کارکرد عمده جنسی،اقتصادی،تولید نسل وتعلیم وتربیت را مطرح کرده است. " ارنست برجس" نیز مهمترین کارکرد خانواده امروزی را پرورش وحفظ شخصیت اعضای آن می داند.به عقیده او خانواده به منزله یک واحد شخصیتهای متعامل است که مهمترین وظیفه آن تشدید محبت بین زن وشوهر و پرورش شخصیت فرزندان است.

ازنظر"بروس کوئن"(1373: 179)خانواده به عنوان یک نهاداجتماعی،معمولابه ایفای وظایف متعددی می پردازد.ماهیت این کارکردها وسطح اجرای آن از یک فرهنگ به فرهنگ متفاوت است. از نظر کوئن کارکردهای خانواده عبارتند از: نظام بخشیدن به رفتارهای جنسی وتولیدمثل،مراقبت ونگهداری کودکان،معلولان وسالمندان،تثبیت جایگاه اجتماعی ،اجتماعی کردن کودکان،تعیین پایگاهها،وفراهم نمودن امنیت اقتصادی.

"کینکزلی دیویس"(آقابخشی،1378: 140) پس ازتشریح روابط متقابل اعضای خانواده، چهار کارکرد اساسی برای خانواده عنوان می کند که با موضوع این مقاله یعنی هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان کاملا مرتبط می باشد.از نظر وی کارکردهای خانواده عبارتند از:تولید مثل،نگهداری کودکان نابالغ،کاریابی وایجاد پایگاه اجتماعی برای فرزندان،وکارکرد جامعه پذیری.

همان طوری که ذکر گردید از دیدگاه اکثر صاحبنظران ،یکی از کارکردهای اساسی وظیفه ای و مستمرخانواده ، کارکرد تربیتی یا آموزشی است.اگبرن آموزش فرزندان و آموزش مذهب به کودکان و نوجوانان را از هفت کارکرد مهم خانواده ذکر کرده است.کونیک جامعه پذیری وانتقال فرهنگ، باتامور تعلیم وتربیت،بروس کوئن اجتماعی کردن کودکان وتعیین پایگاهها وفراهم نمودن امنیت اقتصادی وکینکزلی دیویس کاریابی وایجاد پایگاه اجتماعی برای فرزندان را از کارکردهای تربیتی و آموزشی نهاد خانواده ذکر کرده اند.یکی از وظایف خانواده حفظ ونگهداری فرزند وتربیت صحیح آنهاست،که این امرعلاوه بر رشد نیاز به شهامت دارد.روشهای عظیم هستند که اهمیت این امر و وظیفه ای را که دراین رابطه وجود دارد درمی یابند ودرپوشش حیات خانواده به پرورش وادامه نسلی می پردازند که لیاقت عضویتی ارزنده برای زندگی اجتماعی دارند.از دیدگاه اسلام فرزندان درخانوتده طلبکار و والدین بدهکارند.حق کودکان متعدد وازجمله مساله تربیت است.والدین وظیفه دارند موجبات خیر وصلاح فرزندان را فراهم آورند وبا ایجاد محیط صفا وخلوص وشرایط مناسب کانون خانوادگی را گرم نگه داشته ومساعی خود را در راه تربیت نسل دور از هر شائبه ای بکار برندودامنه این حقوق وسیع است که از آن جمله می توان به آموزش و پرورش کودک اشاره نمود.از وظایف والدین دادن آموزش های اساسی به کودکان است.آموزشی که موجب سازندگی وخیر و رفاه حال وآینده کودک شود.امام صادق(ع)در این ارتباط با این موضوع می فرمایند: سزاوارترین چیزی که باید به کودکان آموخته شود چیزی است که چون بزرگ شدند بدان نیازدارند.(قائمی،132:1363) والدین باید به کودکان راه ورسم زندگی را بیاموزند.به آنان شغل یاد دهند تا بتوانند در آینده زندگی مستقلی داشته باشند.

امروزه کارکرد تربیتی وآموزشی خانواده به لحاظ صنعتی شدن ،شهرنشینی، گستردگی نیازهای جامعه و اهمیت والائی که در رشد وتوسعه یافتگی جوامع دارد ، به نهاد آموزش وپرورش واگذار شده است.درعصر جدید که تولید اقتصادی از خانواده به کارخانه منتقل شده است،برای موسسات آموزشی ضروری می نمود که نقش بیشتری را در فرایند اجتماعی شدن ایفا کنند.اغلب،آماده شدن برای کار در یک جامعه شهری،مستلزم سطح بالای تخصص است که تنها مدارس فنی وحرفه ای و دانشگاهها قادر به ارائه وآموزش آن هستند.

ولی این مسئولیت خطیر از نهاد خانواده سلب نشده است. غفلت خانواده در سایر کارکردها وبدکارکردی آن درسایر زمینه ها روی کارکرد تربیتی و آموزشی آن نیز اثر می گذارد.غفلت درکارکرد آموزشی بر کارکرد نهادآموزش وپرورش نیز تاثیر می گذارد. وقتی افراد به عنوان نوجوان وجوان از خانواده خود بیرون می آیند،صرفا "شخص" ظاهر نمی شود،بلکه "شخصیت" ظاهر می گردد.این شخصیت که مجموعه ای از ویژگی های اکتسابی فرد را به نمایش می گذارد،به طور مستقیم در محیط پیرامون تاثیر گذار است.یعنی هر فرد با یک سرمایه اجتماعی خاص راه خانه تا جامعه را می پیماید.اگر این سرمایه نامطلوب باشد اثر نامطلوب بر زندگی اجتماعی خواهد داشت واگر مطلوب باشد به زندگی اجتماعی جهت مثبت خواهد بخشید.(رحمان دوست،1384: 15)

بندورا که از نظریه پردازان رویکرد یادگیری است،شخصیت انسان را محصول یادگیری اجتماعی ذر شرایط محیطی واجتماعی می داند.برای نوجوانان تعامل با والدین وهمسالان وتجربیات آموزشگاهی،موثر می باشد.در نظریه های یادگیری اجتماعی بندورا ودیگران،نقش زیادی برای الگوهای اجتماعی در فرایند اجتماعی شدن قایل می شوند.والدین،همسالان،معلمان،هنرپیشه ها،ورزشکاران و...مهم ترین الگوهایی هستند که بر نوجوانان تاثیر می گذارند.لذا نمی توان نقش و جایگاه خانواده را در هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان و کاریابی وایجاد پایگاه اجتماعی برای آنان نادیده گرفت. گیرد،بدین جهت در ادامه مقاله این کارکردآموزشی خانواده مورد بحث قرار می گیرد تا مشخص شود خانواده در فرایند هدایت تحصیلی وشغلی فرزندان از چه جایگاهی برخوردار است؟البته لازم است قبل از تبیین این موضوع ، به بررسی معناومفهوم هدایت تحصیلی وشغلی پرداخته شود.

منظور از هدایت یا راهنمایی تحصیلی وشغلی چیست؟

هدایت را ارایه طریق،ایصال به هدف وبه معنی راهنمایی و ارشاد گفته اند که در آموزش و پرورش، مقصود از آن، راه نمودن و کمک به مراجع برای رشد وشکوفایی وبروز استعدادها وامکانات خوداست که با اختیار وانتخاب خود صورت گیرد نه با اجبار واکراه.(امین فر،1365) هر صاحبنظری با توجه به جهان بینی ونگرشی که به انسان وتعلیم وتربیت او دارد،راهنمایی را به صورتی تعریف کرده است.به نظر شرتز واستون(1974) راهنمایی تلاش پویائی است که انسان را در خودشناسی وآشنایی با پیرامون یاری می دهد.به اعتقاد ترگسلر راهنمایی فعالیتی است که انسان را از توانائیها و رغبتهایش آگاه می سازد وموجب می شود که فرد پس از شناخت توانائیها ومحدودیتهایش درجهت زندگی بهتری گام بردارد.به نظر مک دانیل راهنمائی کمک به فرد است تا بتواند فرصتهای تحصیلی وشغلی وشخصی را به درستی و آگاهانه تشخیص دهد واز هر موقعیت بیشترین استفاده وبهره ممکن را ببرد.(شفیع آبادی،1384: 12)در تعریف دیگری راهنمایی یا هدایت فرد یعنی کمک به فرد برای شناختن خود ومحیط خویشتن.(شریعتمداری،1378)

راهنمایی کمک ویاری منظمی است به فرد،دراینکه استعدادهای خود را دریابد،رفتار حالات خویش را منظم ومتعادل سازد،قادر به حل مسایل خود شود ودر انتخاب دروس یا رشته تحصیلی بتواند تصمیم بگیرد،کار وشغل مناسب برای خود پیدا کند،برای رقابت آزاد وپسندیده تربیت شود،شایستگی وشرایطی را دارا شود تا بتواند به بهترین وجه ممکن رشد وکمال یابد.(اردبیلی،1374)تحول جامعه از حالت ساده وابتدائی به وضعی پیچیده وبغرنج، شهرنشینی وصنعتی شدن مسائل ومشکلاتی را برای انسان به وجود آورده است که پیشگیری وحل آنها لزوم بهره گیری از راهنمایی ومشاوره را ضرورت می بخشد.هرقدر جامعه گسترده تر وروابط افراد پیچیده تر گردید،لزوم راهنمایی جدی تر مطرح شده، وضرورت ارائه خدمات راهنمایی بیشتر احساس شد.راهنمایی یک جریان مداوم ومستمرتربیتی است که درهرمرحله ای از زندگی انسان با روشهاو اهداف مشخصی درمورد فرد اعمال می گردد.در نظام آموزشی، راهنمایی فرد باید از کودکستان آغاز شود وتا پایان تحصیل ادامه یابد.راهنمایی را میتوان بخشی از فرایند آموزش وپرورش تلقی کرد.که ارضای نیازهای جسمی ، ذهنی ، اجتماعی ، اخلاقی وعاطفی دانش آموزان راتسهیل می کند.راهنمایی برای حصول سریع ودرست اهداف آموزش وپرورش ضرورت دارد.(شفیع آبادی،1384: 10)

هدایت و راهنمایی انواع مختلفی دارد که از آن جمله می توان به راهنمایی تحصیلی و راهنمایی شغلی اشاره نمود. راهنمایی تحصیلی مجموعه کوشش های منظمی است که ازطرف مدرسه درجهت کمک به دانش آموزان در انتخاب واحدهای درسی،رشته های تحصیلی،حل مشکلات آموزشی واطلاع از مقررات مدرسه صورت می گیرد.(صافی،1379: 32)ایشان با این تعریف راهنمایی تحصیلی را از کارکردهای اساسی نهاد آموزش وپرورش ومدرسه می داند. درحالی که راهنمایی تحصیلی تلاش وفعالیتی است علمی که درجهت برقراری حداکثر توافق ممکن بین خصایص فرد مورد راهنمایی وشرایط ومقتضیات تحصیلی بعدی صورت می گیرد.(شکوهی،1367)راهنمایی شغلی نوع دیگری از راهنمایی است. "فرانک پارسونز" که وی را از مبتکران راهنمایی شغلی می دانند،راهنمایی شغلی را پویشی می داند که به جوانان در انتخاب شغل،آماده کردن آنها برای شغل انتخاب شده،رسیدن به آن وبالاخره خط مشی موفقیت آمیز کمک می کند.(صافی،1379: 34)"ساندرسون" راهنمایی شغلی وحرفه ای را جریانی می داند، که با طرح ریزی،آمادگی وسازش فرد با شغل انتخاب شده سروکار دارد.از طریق راهنمایی شغلی وحرفه ای به فرد کمک می شود که پس از بررسی دنیای مشاغل وشناسایی خصوصیات شخصی،شغلی را انتخاب نمایدوسپس برای انجام شغل موردنظر از طریق گذراندن دوره های آموزشی آماده شود ودر دوره اشتغال با رضایت کافی به انجام شغل موردنظر ادامه دهد"سوپر" راهنمایی شغلی را فرایندی مداوم وپیوسته می داند که بدان وسیله به فرد کمک میشود تا بتواندشغل مناسبی را انتخاب کند، برای آن آماده شود،به آن اشتغال ورزد،وبطور موفقیت آمیزی به اشتغال ادامه دهد. (شفیع آبادی،1367: 16) پیوستگی وتنیدگی مسایل راهنمایی تحصیلی با مسایل راهنمایی حرفه ای به حدی است که تصور جدا دانستن این دو از هم امکان پذیر نیست.زیرا راهنمایی تحصیلی سرآغاز راهنمایی حرفه ای است.انجام راهنمایی تحصیلی وشغلی در تمام ادوار زندگی و دوره های تحصیلی ضروری است ودر هر دوره سنی،اهداف خاص وشیوه های اجرائی معینی دارد.آموزشهای اولیه خانواده ونیز وسایل ارتباط جمعی و آموزشهای مدرسه ای در این فرایند نقش موثری دارند. دقت در این مفاهیم نشان می دهد که در جریان هدایت و راهنمایی تحصیلی ومخصوصا راهنمایی شغلی خانواده نیز می تواند نقش اساسی ایفا نماید.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 0:25 | لینک ثابت |
سالگرد عروج ملکوتی بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) و سالگرد واقعه خونین پانزده خرداد و ایام شهادت بی بی دوعالم فاطمه زهرا(س) برعموم شیفتگان و رهروان دلسوخته و صدیق تسلیت باد.
نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 23:23 | لینک ثابت |

خانواده جزو نهادهای اولیه و اساسی در تولید شخصیت می باشد.اولین موسسه ای که فرد را با زندگی اجتماعی آشنا می سازد خانواده است.درخانواده پایه رشد اخلاقی شخصیت فرد گذاشته می شود،کودک از مشاهده رفتار والدین متوجه می شود که پدر ومادر وسایر اعضای خانواده او از میزان های خاصی پیروی می کنند. زندگی خانوادگی در درونی ساختن رفتارها،نگرش ها وارزشها نقش بسیار موثری ایفا می نماید.امکاناتی که در درون خانواده برای فرهنگ سازی وجود دارد درهیچ نهاد دیگری نیست.روابط مودت آمیز اعضای خانواده که به راحتی خطاها وکاستی ها را در خود هضم می کند وعرصه ای برای رشد واعتلای افراد فراهم می سازد،ونیزتاثیرپذیری از رفتار والدین که با مکانیسم منحصر به فرد انجام می پذیرد وآن خیروبرکتی که خداوند در باطن وسرشت خانواده قرار داده است،همه از ابعاد وانواع امکانات بالقوه وبالفعل این نهاد اجتماعی محسوب می شوند.افراد از الگوها ومشاوران در زمینه های مختلف تاثیر می پذیرند.این تاثیرپذیری در شرایط وحوزه های گوناگون متفاوت است.به عنوان مثال ایجاد روابط عاطفی میان افراد می تواند میزان تاثیرات متقابل را افزایش دهد ودر شرایطی که انسان نیاز به همدمی دارد که با او دردل کند،آمادگی بیشتری برای پذیرش افکار ومواضع وی از خود نشان می دهد.بنابراین کسانی که در شرایط بحرانی نقطه اتکای افراد قرار می گیرند وبه اصطلاح محرم راز تلقی می شوند،بیشترین تاثیر را در القای احساسات وافکار خود برجای می گذارند وآگاهانه یا ناآگاهانه نقش گروه مرجع را ایفا می نمایند. یافته های پژوهش هاشمی(1383)حاکی از آن است که در میان جوانان اولین گروه مرجع، پدر وسپس مادر است.داده ها نشان می دهد که بیش از هفتاد درصد پاسخگویان،اعضای خانواده را به عنوان بهترین همدم معرفی کرده اند.در این میان نزدیک به 40درصد پدر یا مادر را بهترین همدم خود در شرایط بحرانی می دانند.که درمقام مقایسه توجه به مادر بسیار بیشتر از پدر است.مشروح داده ها نشان می دهد که جوانان در زمینه مالی،حتی به دوستان خودشان هم اتکای زیادی ندارندونقش عمده را اعضای خانواده بویژه پدر ودر اولویت دوم مادر ایفا می کند.

خانواده در تمایلات فرزندان وافکاروعقاید وطرز برخورد ایشان با دیگران نفوذ می نماید و کودک در خانواده از مشاهده رفتار مادر یاد می گیرد جدی وخونگرم باشد یا بالعکس با سهل انگاری و خونسردی امور را تلقی کند،اکثر تظاهرات عاطفی را کودک از والدین خود فرا می گیرد.(شریعتمداری،1377: 193) "ریبل" به مسئله روابط عاطفی کودک باپدر ومادر از نظر محبت وعلاقه تکیه می کند.او عقیده دارد که رفتارهای مادر مثل محبت وحمایت خارج ازحد لازم،تنبیه های بدنی شدید واعتنا نکردن،از عوامل موجد نارضایی عاطفی وبروز رفتارهای ناصحیح ومنفی هستند.(محسنی،1371: 232)

حسینیان(1376) رابطه شیوه فرزندپروری وعزت نفس دانش آموزان را مطالعه نموده و سازگاری عاطفی وهیجانی دانش آموزان را ناشی از عزت نفس دانسته است.او دریافته است که رفتار دموکراتیک والدین موجب افزایش عزت نفس وسازگاری عاطفی و رفتار استبدادی والدین موجب کاهش عزت نفس وسازگاری عاطفی می شود.فخری(1375: 76) نقش شیوه های اجتماعی کردن خانواده را بر اجتماعی شدن فرزندان بررسی نموده است،وی نظم پذیری،استقلال وسازگاری فرزندان را به عنوان معرف اجتماعی شدن تعریف نموده وبا استفاده از نظریه های اریکسون وبومریند،اثبات نموده است که در ایران خانواده های مقتدر ونه مستبد فرزندان خود را بهتر اجتماعی می نمایند.سفیری وجزایری(1384)نیزنشان داده اند که رشد شخصیت و رشد کنش عاطفی درشخصیت صرفا امری ذاتی نبوده وتحت تاثیر عوامل بیرونی ومحیطی می باشد ودرجامعه ما خانواده و روابط عاطفی حاکم بر آن بر توسعه شخصیت و رشد کنش مبتنی بر دلبستگی عاطفی تعمیم یافته موثر می باشد.همچنین یافته ها نشان می دهد که افزایش تحصیلات پدران ومادران در بهبود روابط عاطفی خانواده موثر می باشد.سایر یافته ها بیانگر آن است که انتقال محبت درخانواده برتعهد تعمیم یافته موثر می باشد.احساس لذت نیز موجب افزایش تعهد در خانواده می گردد.گرمی روابط در خانواده نیز برتعهد تعمیم یافته ودلیستگی عاطفی تاثیر مثبت می گذارد واحترام در خانواده نیز برتعهد تعمیم یافته موثر می باشد.

یکی از ویژگیهای بارز خانواده در ایران "بارعاطفی" خانواده است که با روابط عاطفی متفاوت است.پدر تا آخرین لحظات حیات خویش حامی وپشتیبان فرزند خود به شمار می رود. حمایت وی اگر تا سنین معینی از عمر فرزند جنبه اقتصادی دارد،اما جنبه عاطفی خود را تا آخر عمر از دست نمی دهد.در سایر جوامع بیرون رفتن فرزند از خانواده شاید به عنوان پایان یافتن تسلط خانوادگی والدین بر فرزند تلقی شود،اما فرزند اگرچه خود دارای فرزندان بسیاری شده باشد باز به نوعی همبستگی عاطفی خاصی با خانواده پدری خود را دارد.محبت وعطوفت،مهربانی وگذشت،بزرگواری وفداکاری از عمده ویژگیهایی است که خانواده ایرانی از آن برخوردار است.(آقابخشی،1378) امروزه این حقیقت به ثبوت رسیده است که گسیختگی از خانواده،مخصوصا ازوابستگان اولیه(پدر،مادر،برادر وخواهر)ازعوامل نیرومند اضطرابات و افسردگی ها وبه طورکلی،زندگی ابهام انگیز است.با نادیده گرفتن رنجهای روانی که ناشی از احساس بی پناهی وگسیختن از حلقه های متصل عوامل اصلی زندگی (پدران ومادران) است،این رنجهای روانی گاهی به قدری شدت می گیرند که به یاس وناامیدی در زندگی منجر شده،در موارد فراوان به خودکشی می انجامد.(علامه جعفری،1383: 16)

در رابطه بانقش خانواده ویلیام جی.گود معتقد است که افراد ممکن است درجامعه به گونه ای از وظابف خود شانه خالی کنند یانقش خود را به سایرین محول نمایند،اما وظایف خانوادگی را نمی توان به دیگران سپرد،زیرا تعهدات دیگری در قبال تقاضای خانواده پیش می آید.خانواده با نقشی که در حفظ آداب وسنن فرهنگی وانتقال آن به نسلهای آینده دارد،فرهنگ را زنده نگه می دارد.بنابراین خانواده را از پاره ای جهات می توان نماینده جامعه دانست و ناتوانی خانواده در اجرای کامل کارکردهایش گویای این واقعیت است که جامعه نیز به هدفهای خود نخواهد رسید،زیرا هرجامعه ای کوشش دارد تا نسلهایی بالنده ومتفکر در خود پرورش دهد وهسته این بالندگی در درون خانواده شکوفا می شود.(گود،1352: 22)

عناصر تشکیل دهنده نظام خانواده با یکدیگر وبه گونه ای مشخص وجداگانه دارای کنش هستند.هریک از این عناصر در کنش خویش توقعات سایر عناصر را نیز در نظر می گیرد. هنگامی که انتظارات وتوقعات متقابل برای همه عناصراین نظام به درستی معلوم شود و دوام یابد،تشکیل معیارهای نظام خانواده را خواهد داد.عناصر این نظام،علاوه بر انتظارات وتوقعات متقابل،انتظار دارند درمقابل کنشی که انجام می دهند،با کنش متقابل وبازتاب سایر عناصر نیز مواجه گردند.بازتابهای قابل انتظار در نظام خانواده همان تکالیف والزامات هستند وهنگامی که هریک از اعضای خانواده براساس معیارها والزامات،کنش خویش را انجام دهد می توان گفت که نظام خانواده نقش اجتماعی خود را ایفا کرده است.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 23:44 | لینک ثابت |

 
business article
>