یکی از آسیب های اساسی نظام تعلیم وتربیت کشورمان عدم تبیین جایگاه واقعی معلمان و عدم توجه اساسی به وضعیت آنان می باشد. در این راستا امام جمعه مشهد با تاکيد بر اين که جامعه ما، جامعه ديني است گفت: اگر امروز در مجتمع هاي آموزشي بعضي مشکلات عقبافتادگي وجود دارد، نبايد گفت که معلم مقصر است، چرا که ما در مقام تامين شرايط معلم، آنطور که بايد و شايد اقدام نکردهايم.امام جمعه مشهد ادامه داد: شما چطور از يک معلمي که نگران بيماري فرزندش است و پول درمان او را ندارد و يا نگران اجاره مسکنش است که با حقوق مختصر خود نميتواند آن را بپردازد، انتظار داريد فرزندتان را سر کلاس تربيت کند و آموزش بدهد؟ شما چه توقعي از معلمي که نگران ضروريات و نيازهاي اوليه زندگياش است، داريد؟وي افزود: جريانهاي مسوول نظام بايد روي امنيت و رفاه معلمان برنامهريزي کنند. اين درست نيست که يک کارشناس اقتصادي در گوشهاي بنشيند و بگويد براي پيشگيري از تورم و رشد نقدينگي بايد 20 درصد از بودجه ادارات کم کنيم، بعد بيايند از هر وزارتخانه 20 درصد کم کنند و به سراغ وزارت آموزش و پرورش که 95 درصد بودجهاش هزينه پرسنل وزارتخانه و تنها 5 درصد بودجه اضافه بر هزينه پرسنلي دارد، نيز بيايند.وي گفت: نتيجه آن اقدام، اين ميشود که آقا يا خانم معلمي که هر روز سوار مينيبوس ميشود و چند فرسخ را روز و شب طي ميکند تا جامعه را پرورش دهد، آخر برج به او بگويند که حقالتدريس شما را نداريم و حقوق او را به تعويق بيندازيم. در يک کشور مذهبي و اسلامي، اين امر قابل تحمل نيست.وي افزود: چرا هيچ مهندسي، پزشکي، مديرکل و هيچ وزيري حقوق معوقه ندارد و فقط معلمان زحمتکشي که ناموس اين مملکت به دست آنان سپرده ميشود، مطالبات معوقه دارند؟ که پول نداشته باشند اجاره مسكن، پول تلفن و آب خود را بپردازند و بعد هم به او بگوييم چشمت کور، برو سر کلاس و بچه مردم را تربيت کن!او اظهار داشت: شما مردم هم که بچه خود را از صبح به دست اين خانم يا آقاي معلم ميسپاريد نيز، مسوول هستيد، چرا که او فرزند تو را تربيت ميکند، درس ميدهد و او را با اخلاق انساني ميسازد، آن وقت شما چقدر نسبت به زندگي آن معلم دغدغه داريد؟
به گزارش ايسنا، امام جمعه مشهد گفت: بايد يک احساس مسووليت نسبت به معلم و سرنوشت او پيدا کنيم، چرا که او عمري را براي تربيت فرزندان ما جانخواهانه وقت ميگذارد. نبايد به برنامهريزيهاي دولت و مجلس در خصوص حق معلمان اکتفا کنيم که همه بالا و پايين شدنهاي آن، به معلم زحمتکش فشار بياورد.
روز من است امروز
نه برای هدیه های رنگ رنگ
دلخوشم به رنگین کمان فردای شما
امروز روز من است
نه برای گلباران سوسن ویاس
همه گلهای زندگی
دردست من است
امروز روز من است
تابدانید
روزی که معلم نباشد
روز نیست
شب است
تا بدانید
دغدغه همه روز وشبم
پوشاندن جامه علم است
برقامتتان
که انسانیت فریاد کند ....
روز فرخنده معلم را به کلیه معلمان عزیز پرچمداران عرصه علم و دانایی و شمع های فروزان انسانیت و مبارزان جهل و نادانی تبریک عرض می نمایم.به راستی که معلمي ، افروختن چراغ «حيات بخش هدايت و دانايي» در دل و جان انسانهاست. ارزش «معلمي» در معنا و مفهوم عمومي آن، حقيقتاً بسيار با عظمت و حيات بخش است..رهبر انقلاب اسلامي، معلميِ آموزش و پرورش را، جلوه برجسته اي از مفهوم عام معلمي دانسته ومی فرمایند: اين نقش استثنايي، در مقايسه با تأثير ديگر معلمان زندگي انسان، يعني «پدر و مادر» و استادان و دانشمندان نيز نقشي بالاتر است . حضرت آيت الله خامنه اي اهميت ويژه معلمان را ناشي از تأثير بي بديل «آموزش و پرورش» در حيات فرد و جامعه می دانند و معتقدند:همه افراد جامعه در دوران طلايي فراگيري خود يعني از دبستان تا پايان دبيرستان، وارد کارگاهي عظيم وقرنطينه اي عمومي مي شوند که نقش آفرين اساسي آن «معلم»است و به همين علت معلمي حقيقتاً شغلي شريف و با عظمت است.ايشان، برخورداري از جامعه اي مستقل، مستعد، با اخلاق، پاکدامن، شجاع، مبتکر، مدبر، نقدپذير، قانون پذير، سختکوش و آرمان طلب را آرزوي همه ملتها دانسته و تحقق اين آرزوي بزرگ را در گرو «کار و تلاش» معلمان می دانند و لذا «معلمي» در اذهان جامعه بشري نيز ازجايگاهي بي نظير برخوردار است.در کتاب منیه المرید شهید ثانی آمده است:معلم و اهل علم در گفتار و کردار سرمشق مردم است و عامه خلق از او پیروی می کنند،بنابراین وجود او ممکن است برای جامعه منشاء خیر باشد به حسب اینکه اخلاق و رفتارش نیکو باشد یا گمراه کننده و فسادآلود و آمیخته به ریا.همچنین شهید ثانی در آداب و وظایف معلم نسبت به خود به موارد متعددی اشاره کرده است و تاکید می کند که معلم باید در امر تعلیم صلاحیت و شایستگی داشته باشد،علم را با تهذیب عملی به کارگیرد،حسن خلق داشته و فروتن باشد،از تعلیم علم دریغ نورزد،از نام و مشخصات شاگردان مطلع باشد،به تفاوتهای فردی متعلمان توجه کند،در بحث و مطالعات علمی ممارست داشته باشد،اسوه و الگوی شایسته ای برای شاگردان باشد.افلاون در این زمینه می گوید:ای معلمین عادات خویشتن را بشناسید و مقام خود را حفظ کنید.... برای شاگردان همچون آیینه ای روشن باشید تا آنه را مانند خود بار آورید و آنها را از هرگونه زشتیها و تمنایلات نکوهیده و اشتباهات باز دارید.با عنایت به نقش والای معلم در جامعه شایسته است به امر انتخاب و تربیت معلم توجه زیادی شود.اگر به امر تربيت معلم به عنوان يك نظام توجه شود، وروديها و فرآيندهاي دروني و خروجي آن بايد داراي ويژگيهاي خاصي باشد. اين ويژگيها در قالب مجموعهاي از اصول و ضوابط، با عنوان اصول و ضوابط حاكم بر برنامهريزي تربيت معلم، بدين شرح تدوين و ارائه شده است:
اصل اول: دانشجويان تربيت معلم بايد از سلامت جسمي و رواني، متناسب با امر معلمي برخوردار باشند.
اصل دوم: دانشجويان تربيت معلم بايد داراي صلاحيت اعتقادي، اخلاقي و علمي، متناسب با امر معلمي باشند و علاقه و توان كافي براي كسب صلاحيتهاي حرفهاي در رشته خاص تحصيلي خود را داشته باشند.
اصل سوم: برنامههاي آموزشي و پژوهشي تربيت معلم بايد به گونهاي باشد تا معلمان را براي رشد معنوي، اخلاقي، عاطفي، عقلاني و جسماني دانشآموزان مهيا سازد.
اصل چهارم: برنامهريزي تربيت معلم بايد پژوهش و خلاقيت را در دانشجويان تقويت نمايد و به نحوي باشد كه فارغالتحصيلان آن، توانمنديهاي علمي و حرفهاي معلمي را به طور كامل كسب كنند.
اصل پنجم: برنامههاي درسي تربيت معلم در هر رشته، علاوه بر دروس تخصصي، شامل مجموعهاي از دروس تربيتي است تا دانشجويان علاوه بر كسب دانش مورد نياز، با فنون معلمي و مهارتهاي تدريس آشنا شوند.
اصل ششم: در تربيت دانشجويان تربيت معلم بايد به اصل تزكيه توجه شود. اين اصل در انتخاب دانشجو، گزينش استاد و نيز در تنظيم و تدوين برنامهها و نحوه اجراي آن ها، بخصوص در شيوههاي آموزشي و تربيتي، ايجاد محيط آموزشي و انتخاب مديران بايد لحاظ گردد، به طوري كه اين دانشجويان بتوانند الگوي دانشآموزان شوند.
اصل هفتم: براي جذب كردن جوانان مستعد به امر معلمي و تقويت مراكز تربيت معلم، برنامههاي تربيت معلم بايد به گونهاي طراحي شود كه ادامه تحصيل معلمان در سطوح بالاتر، مطابق با ضوابط و مقررات وزارت فرهنگ و آموزش عالي به سهولت ممكن شود و از لحاظ انتخاب رشته و ادامه تحصيل آنان محدوديتي ايجاد نشود.
اصل هشتم: برنامهريزيهاي تربيت معلم بايد با نظام آموزشي، برنامههاي درسي مدارس، آييننامههاي اجرايي، مقررات آموزشي و نياز آموزش و پرورش به نيروي انساني در دورههاي مختلف تحصيلي اعم از پيش دبستاني، ابتدايي، راهنمايي، دبيرستاني و پيشدانشگاهي، منطبق و هماهنگ باشد.
ايجاد اين هماهنگي بين وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و آموزش عالي و ديگر نهادهاي ذيربط در تمام مراحل و سطوح برنامهريزي و آموزشهاي ضمن خدمت معلمان ضروري است.
اصل نهم: از آنجا كه ماهيت تربيت معلم به سطوح توسعه اقتصادي و زمينههاي اجتماعي وابسته است و از ويژگيهاي فرهنگي و تاريخي تأثير ميپذيرد، بنابراين در برنامهريزي و تعيين سطوح تحصيلي دورههاي تربيت معلم و همچنين در به كارگيري شيوههاي گزينش و شمار دانشجويان، بايد به نيازهاي بومي و منطقهاي توجه خاصي شود.
گرچه با تصويب اين مصوبه، تكليف نظام تربيت معلم در زمينه فلسفه، اهداف، گزينش دانشجو، برنامهريزي تحصيلي تا اندازهاي روشن شد و به فعاليتهاي پراكنده مراكز تربيت معلم بهويژه در زمينه شرايط ورود داوطلبان، مدت تحصيل، تنوع رشتههاي آموزشي، گواهينامههاي معلمي، به عنوان عوامل بازدارنده در توسعه كمي و كيفي تربيت معلم، توجه شده است.ولی به موارد اساسي مانند وضعیت مراکز تربیت معلم گزينش دانشجو، كيفيت علمي و حرفهاي مدرسان مراكز تربيتمعلم، رفاه عمومي دانشجويان، ضرورت ايجاد فضاهاي آموزشي و مهياسازي تجهيزات و وسايل كار مطلوب و چگونگي فرآيند چشماندازهاي تحصيلي و شغلي فارغالتحصيلان اين مراكز اشاره نشده است. علاوه بر آن، اين مصوبه همانند ساير مصوبات نتوانسته است خطمشي و برنامه اجرايي مشخصي را به صورت جامع در زمينه تربيت معلم تضمين كند.انشا الله در آینده به آسیب شناسی وضعیت تربیت معلم و جایگاه معلمان عزیز و زحمت کش در جامعه اشاره خواهد شد.
با اینکه این خبر جدید نیست اما دلم می خواهد برای یاد آوری به نقل از وبلاگ صبا در وب سایتم قرار دهم.هر چند سال گذشته یک بار این مطلب را گذاشته بودم.ولی امروز در پاسخ به سئوال دانشجویی در دانشگاه پیام نور به او قول دادم که بار دیگر این مطلب را در اختیار علاقمندان قرار دهم.ما در میان مسلمانان نیز افراد متعددی را داشته ایم که بعد از مرگ وقتی از میان قبر بیرون آورده شده اند...هنوز سالم و معطر بوده اند.میدانید راز این ماندگاری که به مذهب و دین خاصی مربوط نیست چه می باشد؟عشق الهی.تنها راز آن عشق الهیست .عشقی که بی چشمداشت فقط بر اساس رضایت الهی و برای یاری رساندن به آفریدگان خدا باشد.عشقی که برای الهی شدن برای هدایت برای رشد یافتن و برای عاشق شدن تمام انسانها می کوشد و دائم دعا می کند عشقی که از دیدن چشمان اشکبار کودکی یتیم چشمانش بارانی می شود عشقی که از رنج دیگران رنج می کشد.و از شادی دیگران شاد می شود عشقی که زنجیره اتصال روحانی اش را با تمام مخلوقات عالم از دریچه خدائیش متصل می دارد عشقی که خدایی می بیند خدایی می شنود خدایی احساس می کند خدایی زندگی می کند خدایی می میرد و خدایی یاد می شود برای ابدیت
خدایا چنان کن که پایان کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
پس از گذشت ۱۲۷ سال مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود، بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است.
سینه برنادت دختری از روستاهای فرانسه و از خانواده ای فقیر بود که مدعی شد مریم مادر مسیح را می بیند و با او گفتگو می کند.عده ای به او ایمان آورده و عده ای دیگر او را دروغگو خواندند. ولی حرف های برنادت که از طرف مریم مقدس بیان می کرد. و به همه مردم روی زمین پیامهای خوب زیستن را ابلاغ می نمود. حتی اسقف کلیسای آن جا را نیز بر آن داشت تا به برنادت ایمان آورد. برنادت در طول زندگیش معجزات بسیاری از جمله شفای بیماران لاعلاج انجام داد.و سرانجام در سال ۱۸۷۹ درگذشت.پس از گذشت ۱۲۷ سال، مقامات کلیسایی که وی در آنجا دفن شده بود، بدن او را بیرون آوردند و دیدند که جنازه اش نپوسیده است و این محل امروز محل زیارت مسیحیان شده است.

جنازه این خانم روحانی در حال حاضر در کلیسای St. Gildard در Nevers فرانسه نگهداری میشود.
نام وی Sister Marie Bernard بود
بعد از سه بار کالبد شکافی و نمونه برداری از اجزای بدن او محققان و پزشکان گفتند که علت ماندگاری بدن او و سالم ماندن کلیه اجزای بدنش (ماهیچه ها -اسکلت -و اجزای داخلی بدن )نوعی نمک کلسیم و نیز نوعی کپک هست که مانند لایه ای کل بدن او را پوشانده بود
و با اینکه جنازه بار اول (1909)توسط راهبه ها شسته شده و لباسهایش تعویض شده باز هم تا سال 1925 که آخرین کالبد شکافی انجام شد جنازه سالم ماند ه بود
و هیچ نوع اثری از بوی بد یا پوسیدگی مشاهده نشد.
آخرین گزار شی که در مورد آن نوشته شده این پدیده را امری غیر عادی ذکر کردند.


